X
تبلیغات
اعجاز ورزش=تضمین سلامتی .شادابی و نشاط

اعجاز ورزش=تضمین سلامتی .شادابی و نشاط

تقدیم به کلیه ورزشکاران و ورزش دوستان از طرف محمد قاسملو

به کجا چنین شتابان

              گون از نسیم پرسید

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1392ساعت 12:38  توسط محمد قاسملو  | 

واليبال

پيروزي بلند قامتان واليبال ايران عزيزمان در مقابل تيم واليبال ايتاليارا به تمام مردم ايران تبريك عرض مي كنيم به اميد قهرماني در المپيك و بازيهاي جهاني آينده 


      خداقوت

                  سرافرازمان كرديد

                                    خداوند سرافرازتان كند


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 0:2  توسط محمد قاسملو  | 

هفته معلم

هفته معلم را خدمت تمامي معلمان ايران عزيز تبريك عرض مي كنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392ساعت 9:50  توسط محمد قاسملو  | 

بهار

بهار بهترين فرصت براي رسيدن به آرماني ترين سلامتي هاست طبيعت را بگرديم و لذت ببريم و هم كسب تندرستي كنيم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 13:43  توسط محمد قاسملو  | 

عید سعید فطر بر تمامی مسلمانان جهان مبارک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1391ساعت 19:15  توسط محمد قاسملو  | 

جايگاه مديريت علمي در ورزش

مدیریت ورزشی شاید در نگاه نخست و از دید عموم ساده ترین كار محسوب شود كه بسیاری از مردم در پی نتایج ورزشی و یا در سطوح قهرمانی و بین المللی به سادگی و پیش از هر موضوع دیگر، مدیران آن رشته را نقد می كنند و بیشترین مسائل را به پای مدیر می نویسند!

اما واقعیت این است كه مدیریت ورزشی متأثر از ویژگیهای بسیار از جمله شخص مدیر است و امروزه، در بسیاری از محافل ورزشی نقادی آن بسیار شایع است.

در بسیاری از مواقع شاهد این موضوع بوده ایم كه در پی شكست و یا پیروزی برای یك رشته ورزشی در كنار بررسی عوامل مختلف اجرایی ورزشی و مباحث آن، درباره نقش مؤثر یا غیرمؤثر یك مدیر و یا مدیریت ورزشی آن بحث های داغی در گرفته است. نتایج حاصل از این مباحث حول محور تصمیمات صحیح یا نادرست یك مدیر می گردد كه او را موفق یا ناموفق بخوانند.

اما این موضوع كه تا چه حد این نوع مباحث برپایه اصول علمی و دقیق و كارشناسی صورت می گیرد خود قابل تأمل و پرسش است.

امروزه مدیریت و نقش آن از یك جایگاه علمی و تكنیكی برخوردار است و بسیاری از آن كارشناسان نه فقط در حوزه ورزش بلكه در سطوح مختلف مدیریتی در رشته های مختلف اعم از فرهنگی، هنری، علمی و اقتصادی و... بر این نكته صحه گذارده اند.

كارشناسان بر این باورند كه مدیریت به عنوان یك موضوع علمی و هنری دارای نیازهای ذاتی و اكتسابی خاصی است تا در پی آن یك مدیریت بتواند با تصمیمات درست و تحولات به موقع از عهده وظایف خود به خوبی برآید و سیستم خود را كارآمد و یا آن را منزوی و ناكارآمد كند.

مدیریت در ورزش در سطوح مختلف نیاز به برنامه ریزی، هدایت و كنترل، سازماندهی مناسب، كارگزینی درست، هماهنگی و بودجه ریزی و گزارش دهی دقیقی دارد.

برای این مهم و وظایف اساسی ضروری است كه یك مدیر از همگی این نكات مطلع باشد و تلاش كند با بهره گیری از مشاورین مجرب، سازمان متبوع خود را هر چه بیشتر به سمت دستیابی به اهداف مدون خود یاری دهد.

●مدیریت و بهره وری در ورزش

مدیریت مقوله ای است مهم و اثرگذار در هدایت سازمانها كه توجه به آن به عنوان عامل موفقیت به شمار می رود.در گذشته های نه چندان دور صرفاً مدیران، به عنوان عامل موفقیت معرفی می شدند اما با رشد و توسعه جهان در زمینه های مختلف، شاهد تغییر نگاه ها نسبت به مقوله مدیریت نیروی انسانی هستیم.

اینها گفته های مهندس امیررضا واعظی آشتیانی كارشناس ارشد مدیریت صنعتی درباره مدیریت بهره وری در ورزش است. وی می گوید: سازمان نقش مهم و ارزشمندی در موفقیت سازمانی ایفا می كند و این مدیریت است كه با تلفیق هنر مدیریت و علم مدیریت كه امری اجتناب ناپذیر است در سازماندهی سازمان خود تلاش می كند تا به اهداف تعریف شده دست یابند. اكنون در جهان توسعه یافته، دیگر سرمایه های مادی و طبیعی را به عنوان یك عامل موفقیت به شمار نمی آورند بلكه نقش نیروی انسانی را به عنوان یك عامل مهم تر و اثربخش در تولید فكر و اندیشه در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی، سیاسی، هنری، فرهنگی و ورزشی معرفی می كنند. به این معنی كه تنها فرد مدیر به تنهایی نیست كه سازمان را به موفقیت می رساند. بلكه نیروی مولد به همراه علم و هنر مدیریت است كه تجلی بخش موفقیت ها به شمار می رود. مدیر مجموعه، وظیفه دارد از منابع موجود در سازمان به خصوص نیروی انسانی آموزش دیده بهره برده و به سمت پویایی حركت كند. آنچه كه مسلم است اگر مدیر در هر سازمانی محور فعالیت خود را براساس نیروی انسانی ماهر، متخصص و آموزش دیده استوار كند به طور حتم كارآمدی و بهره وری سازمان را بالا و با توجه به نیروی انسانی آموزش دیده و متخصص در رشد و بالندگی سازمان كمك می كند.

وی تصریح می كند: اگر پدر علم مدیریت را احضار كنند نسخه ای بهتر از نیروی انسانی آموزش دیده و متخصص تجویز نخواهد كرد!

واعظی آشتیانی درباره بهره وری و ارزیابی آن در ورزش می گوید: این مبحث جدیدی است كه اساس «شناخت بهره وری» یكی از ویژگیهای مثبت در بخش ورزش است و به دنبال آن پرورش و ارتقای سطح دانش نیروی انسانی و گره زدن فعالیتهای آكادمیك با نیازهای استفاده كنندگان از آن را دنبال می كند.

اما چگونه بهره وری در ورزش را با روشهای علمی می توان اندازه گیری كرد؟او در پاسخ به این پرسش می گوید: یكی از موارد كاربردی بهره وری، مقایسه نظام در یك واحد زمانی با مقایسه یك نظام در طول زمان است كه در واقع عملكرد كلی آن نظام را مورد ارزیابی قرار می دهد و این خدمت را به مدیران و برنامه ریزان می دهند كه تا چه اندازه از منابع موجود توانسته اند به خوبی استفاده و چگونه بهره وری در ورزش را بالا ببرند.

برای این منظور و ارزیابی دقیق وضعیت ورزش به لحاظ بهره وری و اندازه گیری مربوط به فعالیتهای سازمانی می توان آن را به هفت بخش تقسیم كرد: ورودی،آموزش، پژوهش، مسابقات، خدمات و تأسیساتی، عمران و خروجی. در نهایت بهره وری را می توان زائیده تعامل و روابط متقابل بین انسان _ تكنولوژی (سخت افزار) مواد، انرژی، سازمان و سیستم ها دانست كه در بخش تربیت بدنی و ورزش، انسان می تواند به عنوان محور قلمداد شود. هوشمندانه فكر كردن و عقلایی تصمیم گرفتن از خصوصیات بارز انسان بهره ور است.

وی تأكید می كند كه مجموعه ورزش كشور از پتانسیل موجود به خوبی استفاده نمی كند و باید تلاش كند تا با استفاده از مدیران هوشمند و آگاه، سیستم موجود در ورزش را به گونه ای ساماندهی و هدایت كند كه بتوان از توان علمی نیروهای ورزیده، بهره وری مناسب را داشت، و این نیروها را به سمتی هدایت كرد كه بتوان از توان و پتانسیل آنها در راستای اهداف سازمانی به خوبی بهره برد.

دكتر قراخانلو رئیس كمیته ملی المپیك نیز درخصوص دانش مدیریت در ورزش و عملیاتی كردن آن این دیدگاه را دارد: ما از بعد منابع سخت افزاری رشد خوبی در ورزش داشته ایم و شاید منابع انسانی موفق ترین بخش در این قسمت باشد. زمانی كه انقلاب به پیروزی رسید ۵ تا ۶ نفر دارای مدرك دكتری مدیریت و تربیت بدنی بودند اما هم اكنون به بیش از ۱۰۰ نفر رسیده است كه باید به این میزان تعداد معلمان، محققان و تحقیقات انجام شده را نیز در عرصه ورزش افزود.

قراخانلو با اشاره به استعدادهای بی نظیر موجود ورزش كشور گفته است كه به یك مدیریت علمی و نظام مند برای بهره مندی بهینه نیاز است.وی اضافه كرد،من در نشست هایی كه با افراد خارج از كشور داشته ام متوجه شده ام آنها استعداد ایرانیان را عجیب می دانند و واقعاً به این حرف ایمان دارند. برخی مواقع من احساس می كنم كه شاید آنها غلو می كنند، اما لیندنر می گوید كه شما از نظر استعداد خوشبخت ترین كشورها هستید.

اما وی از دیگر سو می افزاید: هرچند ورزش ایران رو به جلو حركت می كند، اما سرعتش كند است. در یك نگاه واقع بینانه می توان گفت نسبت به بسیاری از رقبای جدی خود عقب هستیم و باید تلاش زیادی برای كم كردن فاصله ها انجام دهیم كه به نظر می رسد در این زمینه باید از دانش مدیریت بهره بیشتری ببریم و مباحثی از جنس مدیریت را بیشتر عملیاتی كنیم. اگر این مهم صورت پذیرد بسیاری از مشكلات مالی حل خواهد شد.

●روزمرگی در ورزش

هم اكنون اكثر فدراسیونهای ورزشی برنامه های بلندمدت ۵ تا ۱۰ساله تدوین كرده اند. این برنامه رویكردی به سوی مدیریت علمی ورزشی در كشور است.

قراخانلو در این باره می گوید: باید از سطحی نگری در ورزشی كه سالهاست گریبان ورزش كشور را گرفته است رها شویم و مدیریت علمی را جایگزین این سطحی نگری ها كنیم. واقعیت تلخ و تاریخی كه در طول دوران ورزش ایران وجود داشته است همین نداشتن مدیریت علمی است.برخی تصور می كنند كه مدیریت علمی یك واژه لوكس است!

وی می گوید: در روزمرگی افتادن از دیگر مشكلات اصلی ما در ورزش است چرا كه برنامه ریزی جدی نداریم و سبب شده تا هم اكنون از این خلأ رنج ببریم. هم اكنون ضعف جدی برای پیوند دانشگاه ها با بخش اجرایی ورزش داریم كه باید با تلاش كارشناسان از بین برود.

كارشناسان درخصوص عدم وجود اراده ای برای علمی شدن در كشور به ویژه در سطوح مدیریتی مباحث متعددی را تاكنون ارائه داده اند.پوركیانی مدیركل تربیت بدنی دانشگاه شهید بهشتی در مبحثی در این خصوص می گوید: استقبال كم مسئولان ورزش كشور از برنامه های علمی، این ذهنیت را تداعی می كند كه اراده ای برای علمی شدن ورزش كشور وجود ندارد.متأسفانه بسیاری از فدراسیونها و ادارات كل به راحتی به دانشجویان اجازه نمی دهند كه درخصوص مسائل مختلف مدیریتی از جمله رضایت شغلی كاركنان، رفتارهای سازمانی و از این نوع موضوعات پایان نامه تهیه كنند و بنویسند!

ما برای علمی كردن ورزش در ابتدای راه هستیم و هنوز نسبت به مسائل علمی داخلی و نتایج تحقیقات محققان كشورمان اقبال نشان نمی دهیم.

●مدیریت نوین جایگزین مدیریت سنتی

وجود فاصله میان علم و ورزش موجب بروز انتقادات بسیار مدیران و كارشناسان ذیربط شده است.

بهروز منتقمی مدیركل تربیت بدنی استان اصفهان در این باره می گوید: مدیریت نوین در ورزش كشور باید جایگزین مدیریت سنتی شود. باید با ایجاد زیرساختهای ورزشی گام مؤثری در دگرگونی ورزش كشور برداریم و با كاهش فاصله میان علم و ورزش از مدیریت سنتی كه همواره ورزش كشور از آن رنج برده است، فاصله بگیریم و از نظر ملی _ كاربردی این نوع مدیریت را جایگزین كنیم.

وی می گوید: در دنیایی كه با شتاب به سوی مدیریت نوین و علمی گام برمی دارد باید ما نیز در عرصه مدیریت ورزش گامهای بزرگتر و با سرعت بیشتری برداریم.محمد احسانی دارای دكتری مدیریت ورزش از دانشگاه منچستر انگلستان در این خصوص گفته است: اگر بخواهیم با جهان در سطح ورزش نزدیك شویم راهی به جز رفتن راه كشورهای پیشرفته در ورزش نداریم. امروزه دیگر وقتی برای آزمون و خطا نداریم و باید زیركتر شده و راه هایی را كه تجربه های موفقی در پی دارد، انتخاب كنیم.

برای این كار باید به منابع علمی و تحقیقاتی كه نتایج موفقی داشتند رجوع كرد و نباید در این كار تعصبی نشان داد چراكه در تمام دنیا نیز از ابعاد مختلف فرهنگی ما استفاده می كنند.

شواهد نشان داده است كه كشورهایی كه در زمینه ورزش موفق بوده اند برای رسیدن به اهداف خود ابتدا برنامه ریزی و روش های اجرایی آن را طراحی كرده اند. ما نیز باید ابتدا اهداف خود را براساس بودجه، منابع مالی و انسانی موجود تعریف كنیم و روش اجرایی مناسبی برای آن به دست آوریم و سپس گام در این راه بگذاریم. بررسی كنیم ببینیم كه ابتدا در كشور ما كدامیك از ورزش همگانی یا قهرمانی مقدم و یا اینكه هركدام در نوع خود در اولویت هستند و سپس برای آنها برنامه ریزی كرد.

منبع:روزنامه همشهري

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 13:39  توسط محمد قاسملو  | 

7 خطر از نظر گاندی

هفت مورد  خطرناک  از نظر گاندی:

1 - ثروت ، بدون زحمت

2 - لذت، بدون وجدان

3 -  دانش، بدون شخصيت

4 -  تجارت، بدون اخلاق

5 -  علم، بدون انسانيت

6 - عبادت، بدون ايثار

7 - سياست، بدون شرافت

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 12:54  توسط محمد قاسملو  | 

آیا مدیران ایران خلاقند؟

موانع مؤثر در راه خلاقیت مدیران تربیت بدنی .....

بسیاری معتقدند که مدیریت هنر است، یک مدیر کارآمد و باهوش می تواند، سازمان تحت اداره خود را به اوج برساند. خلاقیت یکی از مهمترین فاکتورهایی است که یک مدیر باید داشته باشد اما آیا مدیران تربیت بدنی کشور خلاق اند چه موانعی بر سر راه بروز خلاقیت مدیران وجود دارد

فریدون منافی، مهرزاد حمیدی، محمد کشتی دار و بهشته اقبالی در تحقیق خود به این سؤال پاسخ داده اند. در این تحقیق آمده است: هرگاه با تامل در مجموعه دستاوردهای فرهنگی بشر و اشیاء و وسایلی که لوازم زندگی وی را تشکیل داده است، نظری بیندازیم، به آسانی درمی یابیم که حتی ساده ترین لوازم مورد استفاده بشر محصول خلاقیت و نوآوری او بوده است و در طول سال ها با پردازش اندیشه ها، نظریه ها و ابتکارها به شکل امروزین خود درآمده است.

عصر ما، عصر سرعت و تحول در فن آوری است. امروزه خلاقیت در بیشتر کشورهای جهان مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنین نشان داده شده که ارتباط مثبت و مؤثری بین توانایی ارتباط رهبران و نوآوری کارمندان وجود دارد. سازمان های امروزی نیز از تحول و فن آوری به دور نبوده و به طور روزمره در حال تجربه کردن آن هستند.

در این عصر، برای بقا و پیشرفت و حتی برای حفظ وضع موجود باید جریانی نو و جدید را در سازمان به وجود آورد و به آنها تداوم بخشید تا از رکود و تباهی آن جلوگیری شود. خلاقیت و نوآوری واژه هایی متفاوت اما بسیار مرتبط هستند. خلاقیت به معنی توانایی و قدرت ارائه نظرها و فکرهای جدید و نو است، در صورتی که نوآوری به کارگیری نظرها و فکرهای حاصل از خلاقیت است.

بنابراین، با توجه به تفاوت بین خلاقیت و نوآوری می توان خلاقیت را پیش نیاز نوآوری دانست. مدیران خلاق در سازمان ها، منبع جوشش و مرکز شروع خلاقیت در کل سازمان هستند. مدیران سازمان های ورزشی نیز به عنوان نوعی از سازمان، از این مقوله جدا نبوده و با خلاقیت و نوآوری خود زمینه توفیق و کامیابی گروه ها و سازمان های ورزشی را فراهم می آورند.

خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی هر کدام مباحثی از مدیریت هستند که به بهبود سطح ارتقای کمی و کیفی سازمان ها کمک شایانی می کنند. با توجه به لزوم بها دادن به تفکرات نوین و نوآور در سازمان ها در چند دهه اخیر، ضروری است که عوامل یا موانعی را که به هر نحو ممکن بر خلاقیت مدیران ورزشی تأثیرگذار هستند، شناسایی شوند.

بدیهی است که شناخت این عوامل و تلاش در جهت حذف موانع، توان مدیران را در رویارویی با تحولات متغیر محیطی، افزایش می دهد. برخی از موانع ابتکار و خلاقیت مدیران به محیط خارج از محدوده کاری آنها مربوط است و برخی دیگر از موانع ناشی از ویژگی ها و نگرش های خود مدیران است.

تحقیقات جدید علمی مختلف بروز خلاقیت را منوط به چند ویژگی شخصی مدیران می دانند که عبارتند از: اعتماد به نفس، خطرپذیری، عدم ترس از انتقاد، احساس تعلق گروهی، استفاده بهینه از مجردات ذهنی، قدرت تجزیه و تحلیل نظام یافته.

با توجه به اهمیت موضوع خلاقیت در سازمان ها و به ویژه در سازمان های ورزشی، شناخت موانع خلاقیت نیز به عنوان یکی ازمقوله هایی که به مدیران در امر برنامه ریزی و سازماندهی کمک می کند، مدنظر قرار می گیرد. آگاهی از موانع خلاقیت و میزان دخالت هر یک از آنها در مسیر تلاش و جنبش مدیران، امکان ایجاد زمینه کنترل و اتخاذ تصمیمات مناسب را فراهم آورده، زمینه را برای ایجاد بازخورد در مسیر روبه رشد مدیران فراهم می کند.

شناخت وضع موجود خلاقیت مدیران و موانع بروز خلاقیت، امکان طراحی سیستم خود کنترلی را برای حذف یا تقلیل این موانع بوجود می آورد. لذا این پژوهش در پی آن بوده تا وضعیت موجود نگرش خلاقانه مدیران اداره های تربیت بدنی دانشگاه ها را مورد بررسی قرار داده و به این موضوع دست یابد که چه دسته عواملی بیش از بقیه به عنوان بازدارنده های خلاقیت مدیران تربیت بدنی مطرح هستند. همچنین پژوهش حاضر درصدد یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا بین مشخصات فردی مدیران تربیت بدنی دانشگاه ها و موانع مرتبط بر خلاقیت ارتباطی وجود دارد

مقایسه تبیین میانگین نمرات به دست آمده برای موانع مرتبط به خلاقیت و نوآوری مدیران تربیت بدنی دانشگاه ها نشان داد که میانگین نمرات مرتبط با تجزیه و تحلیل نظام یافته و موفقیت کاری، بالاتر از سایر موانع بود و میانگین نمرات اعتماد به نفس و خطرپذیری در مدیران اداره های تربیت بدنی دانشگاه ها نسبت به سایر موانع پایین تر است.

نتایج آزمون فرضیه های تحقیق، درمورد بررسی ارتباط بین مشخصات فردی مدیران اداره های تربیت بدنی دانشگاه (سن، سابقه کار و مدرک تحصیلی) با زیر فاکتورهای شش گانه موانع مرتبط بر خلاقیت نشان داد که بین موانع مرتبط با اعتماد به نفس و خطرپذیری با سن همیشگی منفی معنی دار به دست آمده است. به این معنی که هر چقدر سن مدیران اداره های تربیت بدنی دانشگاه ها افزایش می یابد، از میزان احساس خطرپذیری آنها کاسته می شود. همچنین بین سه مشخصه موانع اعتماد به نفس و خطرپذیری، نیاز به تطبیق و استفاده از مجردات ذهنی، همبستگی مثبت و معنادار به دست آمده است. به این معنی که هر چقدر مدیران تربیت بدنی دانشگاه ها از تحصیلات بالاتری برخوردار بوده اند در زمینه موانع خلاقیت مرتبط با خطرپذیری، نیاز به تطبیق و استفاده از مجردات ذهنی احساس ضعف بیشتری داشته اند.

نتایج به دست آمده از تحقیق نشان می دهد که در خلاقیت مدیران تربیت بدنی دانشگاه های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری استفاده از تجربه و تحلیل نظام یافته و مجردات ذهنی دچار نقصان و کمبودی است و از دید مدیران به عنوان عوامل مؤثر در موانع خلاقیت آنها محسوب می شده است.

براین اساس آموزش تجزیه و تحلیل بحران و حل مشکلات برای مدیران و فعال نمودن تفکرات انتزاعی آنها در حل مسائل می تواند کلید بروز خلاقیت باشد. بدین منظور می توان برای ارتقای خلاقیت مدیران بر روی ایجاد تفکرات تجزیه و تحلیل نظام یافته برای حل مشکلات و پرورش مجردات ذهنی آنها برنامه ریزی های بلندمدتی را در نظر گرفت.

بنابر نظریات مدیران اداره های تربیت بدنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مبنی بر موانع بروز خلاقیت، می توان به احساس تجزیه و تحلیل نظام یافته و نیاز به تطبیق اشاره نمود. فقدان موارد فوق، سبب کمبود در بروز خلاقیت در مدیران فوق الذکر شده است. محققان مذکور، عوامل تجزیه و تحلیل نظام یافته و نیاز به تطبیق را به عنوان عوامل اساسی در بروز خلاقیت تلقی نموده اند. لذا این عوامل از سوی مدیران اداره های تربیت بدنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی احساس شده است که می توان در برنامه ریزی های کلان و آموزشی از منابع و محرک های محیطی مناسب در تقویت این مشکلات بهره مند شد تا مدیران اداره های تربیت بدنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هر چه مؤثرتر بتوانند به حل بحران از طریق تفکرات خلاقانه بپردازند

منبع:آفتاب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 12:51  توسط محمد قاسملو  | 

آسیب شناسی مدیریت ورزش در ایران

به تحقیق، در دنیای پیشرفته امروز، توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی با نیروهای انسانی سالم و کارآمد پیوندی ناگسستنی دارد. در این راستا تربیت بدنی و ورزش جایگاه مؤثری در کشورهای توسعه یافته ودرحال توسعه به خود اختصاص می دهد. تجربه کشورهای موفق وپیشرفته ورزشی نمونه بارزی از این واقعیت می باشد.

در یک نگاه عمیق و اجمالی، کارکردهای ورزش و تربیت بدنی دریک مدل اجتماعی پیشرفته وسیستمی شامل ورزش پایه، ورزش همگانی، ورزش بانوان، ورزش قهرمانی و ورزش حرفه ای در سه مفهوم ساده و اساسی و در عین حال یکپارچه خلاصه می شود که عبارتند از: سلامتی، دوستی و شادابی، به بیان علمی تجلی مبانی زیستی، روانی و اجتماعی که هر انسان کارآمدی به آنها نیازمند است. به عبارت دیگر، ورزش و تربیت بدنی پیشرفته به دنبال پرورش انسان هایی با این سه ویژگی برتر می باشد که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیز برای تحقق اهداف و آرمانهای ارزشمند خویشز به چنین انسانهایی نیازمند است.

پیوند سلامتی و دوستی و شادابی در راستای خداجویی و عدالت محوری بی شک کیفیت و کارایی انسانها را در فعالیت های مختلف عرصه های زندگی فردی و اجتماعی به شدت ارتقا می بخشد. انسان های کارآمد و متعهد در نگاه بسیاری از صاحبنظران مشهور اجتماعی و ورزشی رکن رکین امر خطیر پیشرفت و توسعه در همه بخش های جامعه می باشند به طوری که هیچ عامل دیگری با آن قابل مقایسه نیست.

بنابراین توسعه اجتماعی و اقتصادی نیازمند ارتقا و توسعه ورزشی در جامعه است و لذا توجه ویژه مسئولان و رهبران بالای جامعه به ورزش و تربیت بدنی و طرح ها و برنامه ها و بویژه مدیریت ارشد وفضای مدیریتی آن امری بسیار لازم است.

باانتصاب جناب اقای سعیدلو به عنوان سکانداراصلی ورزش کشور، در شرایط کنونی که سخن از تغییر فضای مدیریتی ورزش در افکار عمومی و محافل ورزشی رسمی و خبری و سیاسی و مطبوعاتی فراوان به چشم می خورد، به کار بردن تدبیر و بررسی های لازم و اتخاذ تصمیم به نفع ترقی و تحول واقعی در عرصه ورزش و تربیت بدنی در چارچوب ارزش های نظام اسلامی همانند سایر عرصه های جامعه از اولویت بالایی برخوردار است و باید بسیار سنجیده عمل کرد، در غیر این صورت دردهای قدیمی و ریشه دار ورزش کشور همچنان به قوت خویش باقی خواهد ماند و به تبع ان، توسعه همه جانبه کشور یکی از یاران مؤثر وجذاب خویش یعنی ورزش و تربیت بدنی متناسب با همه توانمندی ها و ظرفیت های آن را در کنار خود نخواهد داشت. به عبارت نهایی اگر روند تاسف بارکنونی ادامه یابد، اهداف و مسیر ورزش و تربیت بدنی هرگز در راستای پیشرفت و توسعه کشور قرار نگرفته و همانند گذشته مسیرناصوابی را دنبال خواهد نمود که سالهاست همگی خوب بدان واقف هستیم.

مطالعات نشان می دهد از نظر بسیاری از دردمندان و نیروهای متعهد جامعه ورزش کشور اعم از قهرمانان و نخبگان ورزشی،معلمان وکارشناسان تربیت بدنی دراموزش و پرورش، استادان و مدرسان علوم ورزشی در دانشگاه ها و خبرنگاران و نویسندگان خبره مطبوعات ورزشی، مشکلات زیرساختی و انسانی بسیاری در همه پیکره ورزش کشوراعم از ورزش پایه، ورزش همگانی، ورزش بانوان، ورزش قهرمانی وحرفه ای وجود دارد که تعیین یک تیم مدیریتی لایق و شیفته خدمت در راستای ترقی و توسعه ورزش کشور می تواند برای کاهش و زدودن آن حرف اول را بزند. هر چند توسعه کشور در عرصه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و آموزشی و رسانه ای، خود تأثیر شگرفی بر پیشرفت و ترقی ورزش نیز بر جای می گذارد زیراورزش بازتاب جامعه ونظام اجتماعی است، اما انتخاب یک فضای مدیریتی شایسته، متخصص و دارای التزام عملی به نظام و رهبری نظام و همچنین پاسخگو به مردم، مجلس و رئیس جمهور محترم جناب اقای دکتر احمدی نژاد که با رای قاطع قریب به بیست وپنج میلیون نفر دریک انتخابات نادر و رکوردشکن جهانی توسط ملت سرافراز ایران انتخاب شدند، برای افزایش شتاب و تحقق چشم انداز بیست ساله و اهداف و برنامه های پنج ساله در بخش تربیت بدنی و ورزش از اهمیت فزاینده ای برخوردار بوده و می تواند کارکردهای بهداشتی، سلامتی، اقتصادی، تربیتی و فرهنگی آن را با سایر بخش های جامعه و نظام اجتماعی همبسته و همسو نماید.

البته در نگاه بسیاری از صاحبنظران عرصه ورزش و تربیت بدنی، مشکلات ساختاری و انسانی و مدیریتی عدیده ای وجود دارد که توسعه و ترقی ورزش را تقریباً عقیم و غیرممکن می سازد.شاخص های کلان ورزش وتربیت بدنی دربخش های کمی وکیفی با ناهنجاریهای جدی وعمده ای مواجه است، عدم برنامه ریزی ها و سازماندهی های مناسب و نداشتن طرح های جامع و قابل عمل و اجرا، عدم پاسخگو بودن متولیان ورزش کشور به مراجع مسئول و به تبع عدم امکان نظارت و کنترل و اصلاح مدیریت و عملکردهای آنان، صعود و نزول های دیمی و شانسی بسیاری از تیم های ملی در رشته های مختلف ورزشی به ویژه فوتبال ملی، جریان مدیریتی غیرکارآمد و غیرمتعهد و دایره بسته مدیریت در ورزش کشور و عدم توجه و بکارگیری پژوهشها و علوم ورزشی به صورت مستمر و اصولی، سیاست درهای بسته مدیران و بی نیازی به نظرات نخبگان و صاحب نظران و نویسندگان خبره ورزشی، عدم توجه به الگوها و استانداردهای ملی و جهانی و کشورهای پیشرفته، عدم توجه و حمایت از باشگاه های بازیکن ساز و مناطق قهرمان خیز در کشور، عدم داشتن طرح و برنامه مشخص و منسجم برای استعدادیابی ورزشی و فقدان مدارس ورزش دائمی و سازمان یافته، بی توجهی به ورزش های پایه، بومی و منطقه ای و سنتی، تقویت روحیات و رفتارهای غیرورزشی و غیراخلاقی و سلطه اهداف شخصی و سودجویانه بر بسیاری از اجزای ورزش، عدم توجه به شایسته سالاری و بکارگیری نیروهای لایق و متعهد ورزشی در بخش های مختلف، سیاسی شدن و دولتی شدن افراطی ورزش کشور از جمله ناهنجاری هایی هستند که همواره پیکره جذاب و جوانگرای ورزش کشور را با آفات متعددی مواجه ساخته است.

در حال حاضر انتخاب مدیران شایسته، پاک دست، ساده زیست و کارآمد و آشنا با دردهای قدیمی و ریشه ای ورزش کشور و همچنین ایجاد فضای مدیریتی سالم ورزشی و شیفته خدمت به مردم و نظام و همسو با دولت دهم توسط ریاست جدید سازمان تربیت بدنی جناب آقای سعیدلو در واقع به مثابه خون جدیدی است که بر پیکره ورزش تزریق می شود. پیکره ای که همواره نحیف و نحیف تر شده است. این فرایند مدیریتی چنانچه خارج از دایره بسته مدیریت در سالهای اخیر انتخاب گردد، به طوری که به ریشه های پوسیده و آفات مدیریتی و انسانی موجود ورزش آگاهی داشته باشد، در یک جریان سالم و بکارگیری همه ظرفیت ها و همه نیروها در جایگاه واقعی و متناسب آنها می تواند مرهمی اساسی بر زخم های کهنه ورزش کشور بوده و در میان مدت ورزش و تربیت بدنی را در مسیر توسعه همه جانبه کشور قرار دهد و ورزش و ورزشکاری بر اساس آرمانهای امام راحل (ره)، رهنمودهای مقام معظم رهبری و باورهای نظام مقدس جمهوری اسلامی جهت گیری نموده و قهرمانان ورزشی بیانگر فرهنگ و ارزشهای انقلاب شکوهمند اسلامی باشند.

منبع آفتاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 12:50  توسط محمد قاسملو  | 

آدمهای بزرگ متوسط و کوچک

آدم هاي بزرگ درباره ايده ها سخن مي گويند

آدم هاي متوسط درباره چيزها سخن مي گويند

آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

 

آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند

آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند

آدم هاي كوچك بي دردند

 

آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند

آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد

آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم هاي كوچك مسئله ندارند

 

آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند

آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند

آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 12:46  توسط محمد قاسملو  | 

كار تيمي چيست؟

دلیل توصیف واژه‌ی "تیم" چیست؟

 

دلیل اول مشخص کردن منظور ما از واژه‌ی تیم است چرا که این واژه برای افراد مختلف معانی گوناگونی دارد. ذهن برخی از شنیدن این واژه به ورزش، مربیگری، و تمرین‌های سخت برای پیروزی و قهرمانی در یک رشته‌ی خاص کشیده می‌شود. برخی نیز به ارزش‌های کار تیمی همچون مشارکت، همکاری، و کمک به یکدیگر توجه می‌کنند. برخی دیگر فکر می‌کنند هر گروهی که با یکدیگر کار می‌کنند، یک تیم هستند و ذهن بعضی‌ها هم در وهله‌ی اول به مشارکت دو نفر همچون ازدواج و یا شراکت‌های کاری معطوف می‌‌گردد".

 

 

آنها بدین ترتیب مابین یک تیم واقعی و آنچه که آن را «صرف یک گروه از افراد با هدفی مشخص» می‌دانند تفاوت قائل می‌شوند:

 

 

"یک تیم به تعداد کمی از افراد گفته می‌شود که دارای مهارت‌های تکمیل‌کننده‌ی یکدیگر بوده و دارای مقاصد، اهداف، و رویکردی مشترک‌اند که بر مبنای آنها به هم پیوند می‌خورند و به یکدیگر تکیه می‌کنند."

 

 

بنابر بر نظر koutzenback و Smith اعضای تیم به یکدیگر وابسته‌اند و این بدین معنی است که عدم فعالیت یک عضو از تیم باعث عدم انجام کار تیمی می‌شود. در واقع کار آنها اثر متقابل بر یکدیگر می‌گذارد. اما به عکس، گروه‌های کاری، گروهی از افراد هستند که با یکدیگر کار می‌کنند و از راهنمایی یک نفر بهره می‌برند. کار شخصی در آنها بیشتر نمود دارد؛ مانند کار حرفه‌ای وکلا. کاتنزباخ و اسمیت گروه‌های کاری "تک رهبر" را اینگونه توصیف می‌نمایند:

 

 

"اگر فرصت و یا نیاز عملکردی مهمی که لازمه‌ی تیم شدن است وجود نداشته باشد، آن را گروه می‌نامند. اعضا در ابتدا برای تبادل اطلاعات، مشارکت می‌کنند و با سعی فراوان از دیدگاه‌های خود برای تصمیم‌گیری در جهت کمک به هم‌گروهی‌ها در راستای فعالیتشان بهره می‌گیرند. در واقع، هیچ قصد، هدف عملکردی، و یا محصول مشترکی وجود ندارد که مستلزم رویکرد تیمی یا مسئولیت متقابل باشد."

 

 

طبق گفته‌ی کاتزنباخ و اسمیت، شش اصل برای کار تیمی وجود دارد:

 

 

▪ تعداد کم افراد (کمتر از ۱۲ نفر)

▪ مهارت‌های تکمیل کننده

▪ نیت مشترک

▪ پذیرش رویکرد کاری توسط تمام اعضای تیم

▪ مسئولیت و پاسخگویی همگانی

 

 

پاتریشیا، جی آدِسو نیز فهرستی از آنچه که یک تیم به وجود می‌آورد را به قرار زیر بیان کرده است:

 

 

▪ هدف‌ها را مشخص می‌سازد.

▪ مشکلات را بررسی و حل می‌نماید.

▪ راه‌حل‌ها را اجرا می‌سازد.

▪ خود را مسئول نتایج می‌داند.

 

 

به نظر او مهم این است که واژه‌ی تیم را بر مبنای نتایج حاصل از آن تعریف کنیم؛ به عبارت دیگر بهتر است بگوییم تیم چه می‌کند، تا بگوییم تیم چیست. بعضی‌ها سعی می‌کنند که نفس واژه‌ی تیم را معنا کنند و این در حالی است که تیم، واژه‌ی ایهام‌برانگیزی می‌باشد. ممکن است که شما در یک تیم با روحیه‌ی بالا باشید اما به راستی نمی‌دانید که هدف آن و نتیجه‌ی احتمالی آن چه می‌باشد. بنابراین بهتر است که توجه خود را به آنچه که در مورد تیم می‌گوییم معطوف سازیم. سه نتیجه‌ی کلیدی زیر، راهنمای ما خواهد بود:

 

 

▪ بیش از دو نفر درگیر در کاراند.

▪ این افراد در مورد آنچه که سعی در رسیدن بدان دارند و نیز دلیل آن، درک روشنی دارند.

▪ آنها می‌دانند که بدون همکاری، هیچ شانسی برای رسیدن به هدف نخواهند داشت.

 

 

برای کار تیمی این تهدیدات وجود دارد اما در بعضی از مواقع تیم‌ها از این سطح از فعالیت فراتر رفته و تبدیل به تیم‌های با قدرت اجرایی بالا می‌شوند. در این مورد کاتزنباخ و اسمیت اینگونه می‌گویند:

 

 

"تیم در واقع به یک گروه کاری گفته می‌شود که تمامی شرایط یک تیم واقعی را داراست و اعضای آن کاملاً به شکوفایی و موفقیت یکدیگر متعهد هستند. این تعهد معمولاً منجر به رشد تیم می‌گردد. تیمی که دارای قدرت اجرایی بالا است، مشخصاً تمامی کارها را بهتر از تیم‌های دیگر انجام می‌دهد و تمام انتظارات منطقی اعضا را برآورده می‌سازد".

 

 

آنها اذعان می‌کنند که از این نوع تیم‌ها نمونه‌های زیادی وجود ندارد اما به عنوان "الگوهای عالی" برای تیم‌های واقعی بالقوه مطرح می‌باشند.

آدسو بیان می‌دارد که تیم‌هایی که عملکرد بالایی دارند باید دارای ویژگی‌هایی باشند که آنها را از تیم‌های معمولی متمایز می‌سازد:

 

 

▪ سطوح بالای ارتباطی

▪ اطمینان و اعتماد

▪ خوش‌بینی

▪ انتظارات بالا از یکدیگر

▪ مشارکت همه‌ی اعضا

▪ تعهد به اهداف مشترک

 

 

اغلب، این عوامل از جمله عوامل احساسی و یا روانشناختی هستند و در قالب دستورالعمل‌ها و ساختارهای کاری نمی‌گنجد.

 

 

این موشکافی از معنای تیم درست ممکن است شبیه آن باشد که برای شکستن یک گردو از چکش بتن‌کن استفاده کنید. همه‌ی ما می‌دانیم که تیم چیست و همه در آن بوده‌ایم و احساس در یک تیم بودن را لمس کرده‌ایم. پس چرا مهم است که آن را نقد کنیم؟ پاسخ این است که گرچه همه از واژه‌ی تیم، چیزی استنباط می‌کنیم اما هنوز موفق به استفاده‌ی آن در سازمان خود نشده‌ایم. اینچنین تعاریفی آنقدر ساده و پیش پا افتاده به نظر می‌رسند که ما آنها را عادی می‌پنداریم و از افراد انتظار داریم که آنها را به کار گیرند.

 

هاروی راپینز و مایکل فینلی در آخرین کتابشان "چرا تیم‌ها موفق نیستند" به بیان راز و رمز کار تیمی می‌پردازند و ساده‌ترین تعریف ممکن را ارائه می‌دهند:

 

 

"تعریف تیم آسان است. به افرادی که با یکدیگر کار می‌کنند یک تیم گفته می‌شود. می‌تواند یک تیم هاکی باشد که از خود بازی قدرتمندی نشان می‌دهد، یا یک تیم پژوهشی که سرگرم گره‌گشایی و حل یک معمای عقلی است، و یا یک تیم نجات که سرگرم نجات کودکی از زیر آوار می‌باشد، و یا خانواده‌ای که در حال سازندگی زندگی خود است. نکته مهمی که تیم را می‌سازد همین بخش با هم بودن آن است".

 

 

ممکن است برخی از صاحبنظرانی که از آنان نام بردیم با این نظر مخالف باشند و عقیده داشته باشند که تنها با هم بودن، یک امر احساسی است، در حالی که آنچه که مهم است قسمت هدفمند بودن تیم است که منجر به نتیجه‌ی مورد نظر می‌گردد. اما باز هم بنابر اذعان آنهایی که در تیم فعالیت داشته‌اند، این بخش، یعنی احساس تشریک مساعی، بسیار حیاتی و مهم می‌باشند.

 

 

● انواع تیم

 

 

سازمان‌های مدرن در مورد تیم‌ها و کار تیمی تعریف مشخصی دارند. صحبت ما بر تیم‌های پروژه، نیروهای کاری، گروه‌های فعال، تیم‌های خودمدیریت‌شده، گروه‌های هدایت‌کننده، تیم‌های چندمنظوره، گروه‌های کیفیت، تیم‌های مجازی، تیم‌های مربوط به خدمات به مشتری، تیم‌های مدیریت، کمیته‌های ویژه، کمیته‌های منظم و مستمر، و تیم‌های جنگ‌طلب می‌باشد. این فهرست تمام‌ناشدنی است. اما مفیدترین چارچوب، احتمالاً توسط کاتزنباخ و اسمیت با استفاده از واژگان ساده‌تری بیان شده است: تیم‌هایی که به وجود آورنده و انجام دهنده‌ی کار هستند، تیم‌هایی که پیشنهاد دهنده‌ی کار هستند، و تیم‌هایی که مدیریت و هدایت کار را به عهده دارند. برای بهره‌وری کامل از یک تیم باید این چارچوب و تقسیم‌بندی را به کار گرفت تا متوجه شویم آیا به یک تیم نیازی هست یا نه؛ و اگر هست، انتظار دارید که چه کاری برای شما انجام دهد. اگر برای یک تیم اهداف واضح و ملموسی لازم است بنابراین درک روشن و دقیقی از عملکرد یک تیم که جدا از انتظارات شما از عملکرد آن نیست، ضروری می‌نماید. بدون تبیین این اهداف قادر به پیگیری و دیدن عملکرد تیم و برآورد تأثیر آن نخواهید بود.

 

 

● تیم‌هایی که به وجود آورنده یا انجام دهنده‌ی کار هستند

 

 

اکثریت تیم‌ها برای تولید کالا و خدمات، فعالیت می‌کنند. گرچه برای مدیران، داشتن گروه‌هایی که در آن مشکلات به صورتی پویا و خلاق بررسی و حل شود اهمیت زیادی دارد، اما در بیشتر مواقع خواست ما صرفاً انجام کار است. اینگونه تیم‌ها در طول وجود خود، از اعضای مختلف و زیادی بهره خواهند گرفت. بار دیگر به این نکته اشاره می‌کنیم که لازم است در مورد اینکه نوع کار چیست و چه استانداردهایی لازم است، درک روشنی داشته باشیم. ابهام در مورد اهداف، شاید موجب قدرتمند شدن برخی از مدیران گردد اما می‌تواند موجب دلسرد شدن افراد ناآگاه شود. یک شرکت چندملیتی به نام "Do Korea" سرگروهی داشت که می‌گفت: "چطور می‌توان متوجه شد کار به انجام رسیده است، چه برسد به اینکه متوجه شویم کیفیت کار نیز در چه حد بوده است؟"

 

 

● تیم‌هایی که مدیریت و هدایت کار را بر عهده دارند

 

 

بسیاری از تیم‌های پروژه(های خاص) در این دسته قرار می‌گیرند. این تیم‌ها برای تحقیق در مورد مسایل مشخص، یا بهینه‌سازی فرآیندها و یا ارائه‌ی راه‌حل‌های نوآورانه تشکیل یافته‌اند. در این مورد نیز باید درک صریح و روشنی در مورد تشکیل چنین تیم‌هایی وجود داشته باشد: آیا این تیم‌ها موقتی و برای کوتاه‌مدت تشکیل یافته‌اند و یا مغز متفکر بلندمدت و همیشگی تیم‌ها هستند؟ اعضای آن هنگامی که به موفقیت می‌رسند و افتخار و اعتبار کسب می‌کنند باید دستیابی به این حالت را درک کنند. در اینجاست که آنها ضامن طولانی شدن عمر کاری خود، حتی فراتر از انجام آنچه که وظیفه‌ی آنها تعیین شده است می‌باشند. حتی ممکن است کمک دیگر افراد که به آنها ایده‌های جدیدی برای کارآیی بیشتر ارائه می‌دهند را به سختی دریافت کنند.

 

 

همچنین صداقت با دیگر افراد بسیار ضروری است. گروهی که برای بررسی گزینه‌های مختلف برای نقل مکان شرکت تشکیل شده است ممکن است وقتی دریابد انتخاب مورد نظر به دلیل موجود یک پارک به فاصله‌ی ۲۰ دقیقه از منزل مدیر عملیاتی بوده، دلسرد گردد. همچنین پیشنهاد می‌گردد که تصمیم‌گیری‌های دشوار را با ایجاد کمیسیون فرعی به تعویق انداخت. مراجعه به گروه مشاور در مورد محل پارک کردن خودرو؛ یک خودکشی کاری محسوب می‌شود.

 

 

این نکته درس مهمی به ما می‌آموزد یعنی اینکه بزرگترین وظیفه‌ی این نوع تیم، راهنمایی تیم اجرایی است یعنی همان تیم انجام دهنده و سازنده‌ی کار.

 

 

● تیم‌هایی که مدیریت و هدایت کار را بر عهده دارند

 

 

این تیم‌ها به منظور هدایت و مدیریت کارها تشکیل یافته و لازم است که در آن، افراد کاردان و ماهر حضور داشته باشند. مهمترین قسمت، مدیریت آن بخش از خدماتی است که از خارج از سازمان تهیه شده‌اند. فراهم آوردن منابع و خدمات از خارج از سازمان، اغلب باعث ناخشنود شدن اشخاصی می‌شود که تا پیش از این در آن حوزه‌ها، دارای قدرت نفوذ و کنترل بوده‌اند. شاید هم برخی از این افراد تحریک شده، موجبات کارشکنی در این تیم شوند. تیم‌های مدیریت ارشد نیز در این زمره قرار می‌گیرند. مسئله اینجاست که آنهایی که در مناصب بالای یک سازمان قرار دارند حتی به صورت اسمی نیز به ندرت یک تیم نامیده می‌شوند. خیلی از این افراد به دلیل مهارت در کارشان، به مناصب بالا دست یافته‌اند. نخبگان از نظر اخلاقی و رفتاری، توانایی همکاری و تشریک مساعی که لازمه‌ی دوام و بقای یک تیم است را ندارد. اشخاص نیرومند و ماهر، اغلب همراهان خوبی برای یک تیم نیستند. البته این حالت، مشکل خاصی ایجاد نمی‌کند مگر در شرایطی که گروه تصمیم می‌گیرند به طور جدی در قالب یک تیم واقعی کار کند. افراد دون پایه (حتی در سازمان‌هایی که طبقات سلسله مراتبی در آنها زیاد از هم فاصله ندارد) با جمله‌ی زیر، زیاد برخورد می‌کنند:

 

 

"نگاه نکن خود من چطوی کار می‌کنم، تو باید آن جوری که به‌ات می‌گویم کار کنی".

در یک کار تیمی مانند هر کار دیگری، مدیران ارشد فقط راه می‌روند و حرف می‌زنند.

 

 

دلیل اهمیت تیم‌ها چیست و چرا در اقتصاد الکترونیکی و نوین جهانی اهمیت بیشتری یافته‌اند؟

 

 

از سال‌ها پیش گفته شده است که افراد، بزرگترین سرمایه‌ی سازمان‌ها به شمار می‌آیند این مطلب در گزارش سالانه‌ی بسیاری از شرکت‌ها که نام تمامی مدیران ارشد و مسئولان سازمان در آنها ذکر می‌شد ولی نام کارمندان دون پایه به صورت گروهی و ناشناس مورد اشاره قرار می‌گرفت، همواره به عنوان روشی استاندارد وجود داشته است. چنانچه مطلب فوق برای کارشناسان مدیریت منابع انسانی نقل شود، آنها یا گره‌ای عاقلانه و حاکی از درک مسئله بر ابرو می‌اندازند و یا آنکه نیشخندی مبنی بر تسلیم و ناچاری بر چهره می‌آورند. ما می‌گوییم که برای افراد ارزش قائل هستیم ولی در عمل برای تحقق این ارزش کوشش چندانی نمی‌کنیم. همین مطلب در مورد کار تیمی نیز مصداق دارد. می‌دانیم چنانچه افراد با هم متحد شوند می‌توانند کوه‌ها را به حرکت درآورند، اما در مورد چگونگی اداره‌ی امور تیمی اطمینان کافی نداریم و بنابراین افراد را در قالب گروه‌های کاری می‌گنجانیم و امیدواریم که طی واکنشی شگفت، یک تیم شکل بگیرد.

 

 

در دنیای امروز عوامل بسیاری وجود دارند که بر ضرورت تغییر روند فوق تأکید می‌ورزند. چنانچه دیدگاهی کلی نسبت به آنچه در سطح کلان اتفاق می‌افتد داشته باشیم، مشاهده خواهیم کرد که رهاسازی نیروی یک تیم خوب، به مثابه آن است که پایاترین امتیاز رقابتی موجود را برای سازمان‌های امروزی فراهم آوریم.

 

 

● سازمان‌های لاغرتر و متناسب‌تر

 

 

امروزه اگر یک مدیر با مشکلی مواجه شود، به ندرت می‌تواند برای حل آن، گزینه‌ی استخدام یک نیروی اضافی را مدنظر قرار دهد. شرکت‌های کوچک ابعاد شده، درست ابعاد، و باز مهندسی شده به این نتیجه رسیده‌اند که تعداد کارکنان موجود کمتر از نیاز شرکت است و با وجود این نمی‌توان حجم کار هر یک از آنان را کاهش داد؛ به گونه‌ای که با کاهش تعداد افراد از آنها خواسته می‌شود تا حجم کار قبلی و حتی بیشتر را به انجام رسانند. بهره‌وری، موضوعی اساسی به شمار آمده و تنها از طریق کارکرد همگانی در جهت رسیدن به نتیجه‌ی دلخواه، قابل دستیابی است. همانگونه که jack welch (رئیس شرکت جنرال الکتریک) بیان می‌کند:

 

 

"ما می‌دانیم بهره‌وری واقعی و نامحدود از کجا ریشه می‌گیرد. این بهره‌وری چیزی نیست جز حاصل تیم‌های کاری پویا، توان‌افزا، با اشتیاق، و با انگیزه. "

امروزه تنها حجم کار افزایش نیافته، بلکه نوع کاری که افراد انتظار انجام آن را دارند نیز تغییر کرده است. سازمان‌های دارای انگیزه‌ی رقابتی بالا می‌باید در برابر مشتریان و بازارهای خود پاسخگو باشند و با بهره‌گیری از سرعت و انعطاف‌پذیری، به طور پیوسته گروه‌های کاری خود را بازیابی کنند. افراد باید بتوانند علاوه بر انجام کار به صورت جمعی، کار مذکور را به سرعت انجام دهند. افرادی که می‌توانند به سرعت و به نحوی کارآمد تشکیل تیم دهند و در قالب آن کار کنند، با سوق یافتن فعالیت‌‌ها به سوی پروژه‌های تیمی و نیروهای کاری ویژه، در آینده  ، بسیار مورد نیاز خواهند بود.

 

 

یکی از مزایای کوچک‌سازی ابعاد سازمان‌ها آن است که آنچه باقی می‌ماند از نوعی کیفیت تفکیک شده و تمایز یافته برخوردار خواهد بود. همچنان که همکاران و اداراتی که افراد عادت داشتند با آنها کار کنند ناپدید می‌شوند، خود افراد نیز دچار نوعی گمگشتگی می‌شوند. استفاده‌ی هوشمندانه از تیم می‌تواند با انسجام‌بخشی آنها در قالب یک مجموعه‌ی جدید، از بروز حس سردرگمی و از هم پاچیدگی جلوگیری کند.

 

 

● ادغام، خرید کلی، و سرمایه‌گذاری مشترک شرکت‌ها با هم

 

در اقتصاد جهانی‌شده‌ی کنونی، یکی از مهمترین شکل‌های انجام فعالیت‌های راهبردی، تشکیل سیستم‌های کاری میان‌سازمانی است. این امر می‌تواند در قالب ادغام همه جانبه‌ی چند شرکت، خرید کلی یک شرکت توسط شرکت دیگر، و یا سرمایه‌گذاری مشترک هدفمند، صورت پذیرد. در هر حال، نکته‌ی اصلی آن است که سازمان‌ها دیگر نمی‌توانند مرزهای خود را در برابر نفوذ دیگر سازمان‌ها ببندند. فعالیت‌ راهبردی فوق بر مبنای سرمایه‌گذاری بر روی تخصص، منابع، و یا قابلیت دستیابی سازمانی مورد نظر پایه‌گذاری شده است که تحقق این امر وجود کار تیمی را طلب می‌کند.

 

 

بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری مشترک که بدین تشکیل شده‌اند، شکست می‌خورند چرا که افراد نمی‌توانند روش مناسبی برای کار با یکدیگر را بیابند. در این شرایط اهداف مشترک موجود در کشمکش‌های کاذب رنگ باخته و یا آنکه کارکنان آن به دیگر شرکت‌ها می‌پیوندند و بدین صورت شرکت از درون تهی می‌شود. بنابراین تنها از طریق اهداف شفاف و کار جمعی و مشترک برای تحقق اهداف مذکور خواهد بود که فعالیت میان‌سازمانی از شانس موفقیت برخوردار می‌گردد.

 

 

● جهانی‌سازی

 

 

هر چه سازمان‌ها از جنبه‌ی جغرافیایی، تنوع بیشتری یابند، دو پدیده رخ می‌دهد: نخست آنکه افراد باید با کسانی کار کنند که در مکان‌های دیگر و در قالب ساعات کاری متفاوت فعالیت می‌کنند؛ و دوم آنکه آگاهی از فرهنگ‌های گوناگون نیز برای آنها ضرورت می‌یابد. مطلب فوق انواع خاصی از مشکلات را فراروی کار تیمی می‌نهد و همانگونه که می‌دانیم کار تیمی برای تحقق عملکرد شرکت‌های جهانی از اهمیت اساسی برخوردار است.

 

 

● فناوری

 

 

رشد و پیشرفت‌های به وجود آمده در فناوری اطلاعات، افراد را قادر ساخته است تا به روشی کاملاً متفاوت با هم کار کنند به گونه‌ای که به جای سهیم شدن در یک فضای کاری و احتمالاً برخورداری از قراردادهای استخدامی مشابه، تیم‌های مجازی بیش از پیش رواج می‌یابد. مزیت روش فوق واضح است: هر زمان که لازم باشد می‌توان تخصص مورد نیاز را از میان تمام منابع موجود و با هزینه‌ای ثابت و بسیار اندک فراهم کرد؛ ولی مشکل در اداره‌ی این تیم‌های دور افتاده از هم نهفته است.

 

 

● رقابت فزاینده

 

 

در تئوری، تمام سازمان ها از یک فناوری بهره می‌گیرند و خود را مقید به پیروی از یک چارچوب قانونی می‌دانند؛ یعنی اینکه زمینه‌‌ی فعالیتشان در یک سطح است. سازمان یادگیرنده راه چاره‌ای است برای جلوگیری از زوال و رکودی که ممکن است بر اثر این همسطحی به وجود آید. با این تفسیر هر سازمان باید توانایی بررسی و یادگیری از محیط اطراف خود را دارا باشد. آنها باید قادر باشند تا اطلاعات را ذخیره، بازیابی، و آنگاه با در میان گذاشتن با کارمندان خود، دانش آنها را گسترش دهند. برای اینکه یک چنین اطلاعاتی به حالت کاربردی درآید، یک کار گروهی لازم است. مدیریت دانش به تنهایی راه‌گشا نخواهد بود مگر اینکه از زمان وارد کردن اطلاعات، تا پایه‌گذاری زیر بنای سیستم، بر مبنای کار گروهی طراحی و تنظیم شود. سازمانی که از فرهنگ کار تیمی برخوردار نمی‌باشد برای مدیریت دانش و کار یادگیری سازمانی، از سطح اعتماد کافی بهره‌ای نخواهد داشت.

 

 

از نوآوری و خلاقیت نیز اغلب به عنوان یک مزیت رقابتی و دلگرم کننده ذکر می‌شود. در حالی که کار گروهی الزاماً خلاقیت را به وجود نمی‌آورد ولی حل مشکلات گروه و فنون خلاقیت، دائماً به عقاید جدید و بهبود فرآیندها منجر خواهد شد. هم‌افزایی زاییده‌ی کار گروهی است. علاوه بر این اگر لازم باشد که کارمند نمونه‌ای به یک تفکر خلاق دست یابد ابتدا باید تیمی در اختیار داشته باشد تا آن ایده را دریابد و آنگاه آن را تبدیل به یک نوآوری سازد. اجرای خلاقیت اغلب یک کار انفرادی نیست.

 

 

● طرز تفکر سیستم‌ها

 

 

پیتر سنژ تئوری تفکر سیستم‌ها را در کتاب "نظم پنجم" فراگیر کرد؛ اما نظریه‌پردازان مدیریت کیفیت جمعی، از مدت‌ها قبل بر این باور بودند که اشخاص به تنهایی قادر نخواهند بود که  در سیستمی که در آن فعالیت می‌کنند کار فوق‌العاده‌ای از خود نشان دهند. این درست که اشخاص نخبه برای بسیاری از سازمان‌ها از اهمیت زیادی برخوردار هستند اما این نکته را نباید فراموش کرد که آنها به حمایت فعال یک گروه در پشت صحنه نیازمنداند. در گذشته توجه کافی به این فعالیت نامرئی نمی‌شد اما این اتحاد و کارگروهی است که چرخ‌های سیستم را به حرکت درمی‌آورد و تضمین می‌کند که کار به انجام برسد.

 

 

● افراد درگیر در کار

 

 

تمام عواملی که در بالا ذکر شد اشاره به این نکته دارد که شرایط کاری به سرعت تغییر می‌کند اما مشکل این است که افراد به همان سرعت تغییر نمی‌کنند.

ممکن است که از نظر فناوری در قرن بیست‌و‌یکم باشیم اما از نظر احساسی و روانی همچنان در عصر حجر هستیم. با این تفسیر نباید سلسله مراتب نیازهای "ماسلو" را نپذیرفت چرا که او معتقد است بشر از نیاز به غذا و سرپناه، به نیاز به زندگی اجتماعی و جامعه‌پذیری رسید و آنگاه نیازمند به لحظات خودشکوفایی شد. اما به نظر می‌رسد که بشر به طور عزیزی نیاز دارد با دیگران کار کند. گویی اشتیاق به ایجاد رابطه در نهاد او قرار داده شده است و برای همین است که افراد منزوی و یا کسانی که در حبس انفرادی هستند، رنج بسیاری می‌برند. مردم کارگروهی و اجتماعی را دوست دارند و آنهایی که اینطور نیستند توسط همکارانشان به عنوان اشخاصی عجیب در نظر گرفته می‌شوند. بسیاری از کارکنان آزاد که به کار در سازمان‌ها روی آورده‌اند دلیل این کار را داشتن همکار ذکر کرده‌اند. وقتی که مردم به خاطر از هم پاچیدگی جوامع سنتی و خانواده‌ها، احساس می‌کنند زندگیشان رو به نابودی است، جنبه‌ی اجتماعی کار، بیش از پیش نمایان می‌گردد. به این خاطر است که افرادی که در سازمان‌های بزرگ مشغول هستند اغلب مایل به داشتن حس تعلقی می‌باشند که از کار در گروه‌های کاری کوچکتر به دست می‌آید. درست است که افراد مایل هستند با هم و به صورت گروهی کار کنند اما حرکت به سمت یک کار گروهی کارآمد، آسان نمی‌باشد.

 

 

● اشارات ضمنی برای مدیران

 

تمام عوامل فوق نیاز به کارگروهی در یک سطح بزرگ را افزایش می‌دهند اما چه واقعیت‌هایی را به طور ضمنی برای مدیران سازمان‌ها آشکار می‌کنند؟ مسلماً استفاده‌ی مؤثر از گروه‌ها به خاطر منافعی که دارند، زندگی مدیران را راحتتر می‌سازد؛ این منابع عبارت‌اند از:

 

 

▪ خلاقیت بیشتر

▪ افزایش انگیزه

▪ افزایش توجه به هم‌افزایی و خلاقیت

▪ کاهش ریزش کارکنان (رفتن کارکنان از سازمان)

▪ افزایش ارتباطات

▪ استفاده‌ی بهتر از منابع

▪ تصمیم‌گیری بهتر

▪ فضای کاری بهتر

 

 

و شاید آنهایی که در یک گروه بزرگ کار کرده‌اند بدانند که کار در فضایی که در آن درستی حاکم است، نه تنها زحمت نیست بلکه تفریح نیز می‌باشد. همانطور که بنیانگذاران بستنی بِن و جِری می‌گویند:

 

 

"هیچکس در شرکت بِن و جِری احساس تنهایی نمی‌کند. هرگاه یکی از ما احتیاج به کمک دارد همگی به کمک او می‌شتابیم. هر کس از بیرون ما را می‌بیند انرژی را در وجود ما حس می‌کند. ما برای زندگی، شور و شوق و یک احساس شادی داریم و از معاشرت با یکدیگر احساس لذت می‌کنیم. ما در بازی تجارت، شور و شعف ناشی از موفقیت را با همدیگر تقسیم می‌کنیم و می‌کوشیم هنگام کار به ما خوش بگذرد."

کمی آزادی در کار گروهی برای ایجاد و تداوم یک چنین فضایی مؤثر خواهد بود.

منبع:سايت دانشگاه آزاد بيرجند

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 21:35  توسط محمد قاسملو  | 

مشكل تو مشكل من است

موشی درخانه تله موش دید، به مرغ وگوسفندو گاو خبرداد،همه گفتند: تله موش مشکل توست بما ربطی ندارد. ماری درتله افتادو زن خانه راگزید،ازمرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرابرای عیادت کنندگان سربریدند؛گاورابرای مراسم ترحیم کشتندوتمام این مدت موش درسوراخ دیوار مینگریست ومیگریست.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 21:33  توسط محمد قاسملو  | 

سال نو مبارک

تازا الیز خوش اولسون

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 18:35  توسط محمد قاسملو  | 

راه سلامتي جامعه از پل ورزش مي گذرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 13:51  توسط محمد قاسملو  | 

ماتادورها قهرمان شدند

اسپانيا بعد از فتح اروپا قهرمان جهان شد

تيم ملي فوتبال اسپانيا با برتري يک بر صفر مقابل هلند براي نخستين بار فاتح جام جهاني شد.


اين ديدار از ساعت 23 يکشنبه شب در ورزشگاه ساکر سيتي شهر ژوهانسبورگ آغاز شد.
دقايق ابتدايي با برتري کامل اسپانيا همراه بود و اين تيم چندين موقعيت به دست آورد؛ اما پس از حدود 10 دقيقه بازي متعادل شد و نيمه نخست بدون جذابيت و با تساوي بدون گل خاتمه يافت.
در نيمه دوم نيز بازيکنان با احتياط بازي را آغاز کردند؛ ولي با گذشت دقايقي از بازي، موقعيت هايي بوجود آمد. در دقيقه 63 آرين روبن در يک موقعيت تک به تک مي توانست گل نخست بازي را به سود هلند به ثمر برساند؛ اما ايکر کاسياس با پا مانع ورود توپ به دروازه شد.
در دقيقه 69 ناواس که دقايقي قبل به ميدان رفته بود، موقعيتي بسيار مناسب براي داويد ويا خلق کرد اما بهترين گلزن اسپانيا نتوانست دروازه هلند را باز کند.
در دقيقه 83 روبن بار ديگر صاحب موقعيتي مناسب شد؛ اما باز هم کاسياس مانع گلزني وي شد تا بازي در پايان 90 دقيقه برنده اي نداشته و به وقت اضافي کشيده شود.
در دقايق ابتدايي 15 دقيقه اضافي اول،‌ اينيستا و پس از آن ژاوي در محوطه جريمه هلند متوقف شدند؛ اما داور انگليسي اعتقادي به خطاي پنالتي نداشت.
در دقيقه 95 فابرگاس روي پاس عمقي اينيستا با دروازه بان هلند تک به تک شد اما استکلنبرگ ضربه هافبک تعويضي اسپانيا را مهار کرد. دقايقي بعد اينيستا موقعيتي بسيار مناسب به دست آورد اما تعلل وي باعث شد اين موقعيت نيز از دست برود.
در دقيقه 110 هيتينگا پشت محوطه جريمه هلند روي اينيستا مرتکب خطا شد و با دريافت دومين کارت زرد از بازي اخراج شد تا نارنجي پوشان 10 دقيقه پاياني را 10 نفره ادامه دهند.
بالاخره حملات اسپانيا نتيجه داد و در دقيقه 117 اينيستا از داخل محوطه جريمه دروازه هلند را گشود تا بازي به پنالتي نکشد و قهرمان اروپا يک بر صفر پيروز شده و در ادامه موفقيت هاي خود جام جهاني را نيز براي نخستين بار فتح کند.

هاوارد وب از انگليس با کمک دارن کن و مايکل مورالکي قضاوت اين ديدار را برعهده داشت، وي به فان پرسي، فان بومل، دي يانگ، فان برونکهورست، هيتينگا، روبن، فان درويل و ماتيسن از هلند و پويول، راموس، کاپدويا و اينيستا از اسپانيا اخطار داد. هيتينگا نيز با دريافت اخطار دوم از بازي اخراج شد.

ترکيب تيم اسپانيا: ايکر کاسياس، سرخيو راموس،‌ جرارد پيکه، کارلس پويول،‌ خوان کاپدويا،‌ سرخيو بوسکتس، ژابي آلونسو(87 سسک فابرگاس)، آندرس اينيستا، ژاوي ارناندز، پدرو رودريگز(60 خسوس ناواس) و داويد ويا(106 فرناندو تورس)
سرمربي: ويسنته دل بوسکه

ترکيب تيم هلند: مارتين استکلنبرگ، گئورگي فان در ويل، جاني هيتينگا، يوريس ماتيسن، جيوواني فان برونکهورست(105 ادسون برانفايد)، مارک فان بومل، نايجل دي يانگ(99 رافائل فان درفارت)،‌ رابين فان پرسي، درک کوئيت(71 اليرو اليا)، آرين روبن و وسلي اسنايدر
سرمربي: برت فان مارويک
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 9:21  توسط محمد قاسملو  | 

توپ طلایی

نامزدهاي کسب توپ طلاي جام جهاني 2010 معرفي شدند

نامزدهاي دريافت توپ طلا و جايزه بهترين بازيکن جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي معرفي شدند.


 اين جايزه يکشنبه شب و در پايان ديدار نهايي بين تيم هاي اسپانيا و هلند به بهترين بازيکن جام نوزدهم اهدا خواهد شد.
 "ديه گو فورلان" از اروگوئه، "آساموا جيان" از غنا، "ليونل مسي" از آرژانتين، "آندرس اينيستا"، "ژاوي هرناندز" و "داويد ويا" هر سه از اسپانيا،  "وسلي اشنايدر" و" آرين روبن" از هلند، "باستين شوان اشتايگر" و "مسعوت اوزيل" از آلمان، 10 نامزد دريافت توپ طلاي آديداس هستند تا عنوان بهترين بازيکن جام را به خود اختصاص دهند.
 به نظر مي رسد بازيکنان تيم هاي اسپانيا و هلند که تيم هاي آنان به ديدار نهايي راه يافته اند شانس بيشتري براي دريافت توپ طلا داشته باشند.

 فهرست بهترين بازيکنان جام جهاني از سال 1982 تا 2006 از نگاه فيفا:
جام جهاني 1982، اسپانيا: پائولو روسي از ايتاليا
جام جهاني 1986، مکزيک: ديه گو مارادونا از آرژانتين
جام جهاني 1990، ايتاليا: سالواتوره اسکيلاچي از ايتاليا
جام جهاني 1994، آمريکا: روماريو از برزيل
جام جهاني 1998، فرانسه: رونالدو از برزيل
جام جهاني 2002، کره و ژاپن: اليور کان از آلمان
جام جهاني 2006، آلمان: زيدان از فرانسه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 10:36  توسط محمد قاسملو  | 

نظر سنجی جالب

نتيجه يک نظر سنجي جالب

زيباترين و زشت‌ترين بازيکنان جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي


ب اساس یک نظر سنجی با انتخاب زیباترین و زشت‌ترین بازیکنان جام جهانی 2010  آفریقای جنوبی توسط سایت Beautiful People فابیو کاناوارو، کاپیتان ایتالیا به عنوان زیباترین بازیکن جام جهانی شناخته شد ،اما حدس بزنید زشت‌ترین بازیکن جام چه کسی بود؟ وین رونی، بازیکن انگلیس!

مدیر این سایت می‌گوید طبق نظرسنجی انجام شده از اعضای سایت، کاناوارو در صدر لیست قرار گرفته و فرناندو تورس و داوید ویا از اسپانیا هم پس از او رتبه‌های دوم و سوم را به دست آورده‌اند.

کریستیانو رونالدو، گران‌ترین بازیکن دنیا هم پس از کاکا در رده هشتم است.

زیباترین تیم‌ها هم به ترتیب اسپانیا، ایتالیا، برزیل، فرانسه، دانمارک و آمریکا انتخاب شده‌اند. این تیم‌ها حداقل یک بازیکن جذاب دارند و تعداد بازیکنان زشتشان کم‌ترین در بین دیگر تیم‌ها است.

از سوی دیگر زشت‌ترین تیم‌ها هم سوییس، استرالیا، انگلیس، صربستان، کره شمالی و الجزایر انتخاب شده‌اند.

هاج می‌گوید: «در کل الجزایر زشت‌ترین تیم مسابقات بود و انگلیس با فاصله‌ای بسیار کم در این زمینه دوم شد. آنها زشت‌ترین بازیکن جام، یعنی وین رونی را داشتند.» 

 سیاهه بازیکنان زیبا به ترتیب به این صورت است:

1) فابیو کاناوارو، ایتالیا

2) فرناندو تورس، اسپانیا

3) داوید ویا، اسپانیا

4) لاندن داناوان، آمریکا

5) تیری آنری، فرانسه

6) ادیسون کاوانی، اروگوئه

7) کاکا، برزیل

8) کریستیانو رونالدو، پرتغال

9) دیدیه دروگبا، ساحل عاج

10) کیسوکه هوندا، ژاپن

11) دیوید جیمز، انگلیس

 

سیاهه زشت‌ترین بازیکنان جام هم به این ترتیب است:

1) وین رونی، انگلیس

2) فرانک ریبری، فرانسه

3) کارلوس تبس، آرژانتین

4) ولادیمیر استویکوویچ، صربستان

5) بنجامین هوگل، سوییس

6) زدنکو اشتربا، اسلواکی

7) رفیق صیفی، الجزایر

8) اسکات چیپرفیلد، استرالیا

9) جان تری، انگلیس

10) رایان نلسن، نیوزیلند

11) دانیل آگر، دانمارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 12:56  توسط محمد قاسملو  | 

مارادونا رفت؟؟؟؟؟؟

مارادونا از سرمربيگري آرژانتين ‌کناره‌گيري کرد

سرمربي تيم ملي فوتبال آرژانتين دو روز پس از قبول شکست برابر آلمان و حذف از جام‌جهاني‌آفريقاي‌جنوبي اعلام کناره‌گيري کرد.


  ديگو مارادونا با ارائه نامه‌اي به فدراسيون فوتبال کشورش اين موضوع را به اطلاع رساند.
 وي پس از اين اقدام در مقابل دوربين شبکه تلويزيوني کشورش اظهار داشت: با ارسال اين نامه اعلام کردم دوره حضورم در کادر فني تيم ملي به آخر رسيده است. با تمام توان و وجود کار کردم و هرچه مي دانستم، بکار گرفتم تا نتيجه‌اي درخور شان آرژانتين بگيرم.
 وي افزود: شکست از آلمان بزرگ‌ترين و تلخ‌ترين ناکامي زندگي من بود. در آن لحظه که برابر اين رقيب بازنده شديم، آنقدر ناراحت بودم که به چيزي غير از نتيجه‌ حاصل شده فکر نکردم؛ ولي با ارزيابي شرايط و موقعيت پي بردم بهتر است از اين مقام کناره‌گيري کنم.
 اين اتفاق ساعاتي پس از ورود اعضاي آليباسته (لقب آرژانتين) به فرودگاه بوئنوس آيرس صورت گرفت که با استقبال گرم هواداران از مارادونا و مردانش همراه بود. آنها با وجود ناراحتي غم شکست، ‌با شعارهاي که سر دادند،‌ از مربي 49 ساله خواستند به کارش ادامه دهد؛ ولي وي پس از مشاوره با دوستان و همينطور اعضاي خانواده‌اش ترجيح داد اعلام کناره گيري کند.
 تيم تحت رهبري او عصر روز شنبه در مرحله يک چهارم ‌نهايي جام‌جهاني 4 بر صفر مغلوب ژرمن‌ها شد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 20:55  توسط محمد قاسملو  | 

شماره 10 ها

جام 2010 پاياني براي افسانه پيراهن شماره 10

شماره 10 مدت هاست که در دنياي فوتبال از قدرتي جادويي برخوردار بوده است ولي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي پاياني بود براي قدرت اين شماره .


 با نگاهي به ادوار گذشته جام جهاني فوتبال متوجه مي شويم که تمامي کساني که پيراهن شماره 10 را بر تن مي کردند، از بزرگان فوتبال محسوب مي شدند.
پله در برزيل، مارادونا در آرژانتين از جمله بازيکناني بودند که در دوران بازيگري خود پيراهن شماره 10 را بر تن مي کردند و بعد از آنها نيز نوبت به زيدان رسيد که در جام جهاني 98 پيراهن شماره 10 را برتن کند.
کاکا شماره 10 برزيل بر اين اميد بود که بتواند نام خود را در دفتر مشاهير جام جهاني به ثبت رساند اما، نمايش ضعيف او باعث شد تا اين آرزو تحقق نيابد.
عملکرد ضعيف کاکا در جام جهاني 2010 که در امر گلزني هم موفق نشد، چيزي نبود که طرفداران فوتبال برزيل انتظار داشتند.
اما در مورد شماره 10 آرژانتيني ها ، ليونل مسي هم نمي توان چيزي بيشتر از اين به زبان آورد، در جام جهاني 2006 ميلادي مسي در حالي شاهد شکست تيمش در ضربات پنالتي به آلمان ها بود که بر روي نيمکت ذخيره ها نشسته بود ولي در جام 2010 هم که در ميدان حضور داشت، نتوانست به عنوان بهترين بازيکن جهان تيمش را ياري دهد و هرچه تلاش کرد و عرض و طول زمين را دويد به جايي نرسيد و اين بار هم آلمان ها توانستند آرژانتين را با نتيجه پرگل 4 بر صفر در هم کوبند.
براي انگليسي ها هم حقيقت چيزي جز اين نبود، انگليسي هايي که زماني با جف هرست موفق شده بودند تا در فينال جام جهاني 66 با سه گل وي به قهرماني رسند، در اين جام نتوانستند با وين روني راه وي را ادامه دهند.
فرانسه و ايتاليا هم که زماني بازيکنان بزرگي در اين تيم ها پيراهن شماره 10 را برتن مي کردند در اين جام نتوانستند با سيدني گووو و آنتونيو دي ناتاله راه بزرگان فوتبال خود زيدان و روبرتو باجو را ادامه دهند

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 8:36  توسط محمد قاسملو  | 

برزیل

برزيل با غلبه بر شيلي حريف هلند شد

تيم ملي فوتبال برزيل با پيروزي 3 بر صفر مقابل شيلي به مرحله يک چهارم نهايي جام جهاني راه يافت.


  در اين ديدار که از ساعت 23 دوشنبه شب در ورزشگاه اليس پارک شهر ژوهانسبورگ برگزار شد، زردپوشان با 3 گل حريف هم قاره‌اي خود را مغلوب کردند.
در نيمه نخست برزيل عملکرد بهتري داشت و بارها صاحب ضربات کرنر شد و بالاخره ششمين ضربه کرنر به گل ختم شد و ژوان مدافع زردپوشان در دقيقه 35 با ضربه سر دروازه شيلي را گشود.
بازي هجومي برزيل ادامه يافت و فابيانو در دقيقه 38 روي پاس کاکا با دروازه بان شيلي تک به تک شد و گل دوم شاگردان دونگا را به ثمر رساند تا در جدول گلزنان سه گله شود.
برزيل در نيمه دوم نيز تيم برتر ميدان بود و در دقيقه 59 روبينيو سومين گل اين تيم را از داخل محوطه جريمه به ثمر رساند.
با اين پيروزي برزيل به مرحله يک چهارم نهايي راه يافت و حريف هلند شد.
هاوارد وب از انگليس قضاوت اين ديدار را برعهده داشت و به کاکا و راميرز از برزيل و ويدال، فوئنتس و ميلار از شيلي اخطار داد.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 14:7  توسط محمد قاسملو  | 

جام جهانی2010 در یک نگاه

نگاه آماري به مرحله مقدماتي مسابقات جام جهاني 2010

مرحله مقدماتي مسابقات فوتبال جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي با به ثمر رسيدن 101 گل در 48 بازي به کار خود پايان داد.


  مسابقات دور مقدماتي فوتبال جام جهاني از 21 خرداد ماه با ديدار دو تيم آفريقاي جنوبي و مکزيک آغاز شد و چهارم تيرماه نيز با مصاف تيم هاي هندوراس و سوئيس در چهل و هشتمين ديدار اين مرحله به پايان رسيد.
  در اين مدت و در چهل هشت بازي برگزار شده، 101 گل از خط دروازه هاي 32 تيم شرکت کننده در اين مسابقات گذشت که ميانگين 08/2 براي هر ديدار است.
  شش بازي با نتيجه تساوي بدون گل به پايان رسيد و بيشترين گل به ثمر رسيده در بازي پرتغال برابر کره شمالي (7 بر صفر) ثبت شد.
  13 ديدار مرحله مقدماتي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي با نتيجه يک بر صفر پايان يافت، در 7 بازي تيم ها با نتيجه 2 بر يک به رختکن رفتند و شش بازي نيز با تساوي يک بر يک به اتمام رسيد.
  در بين گروه هاي هشتگانه اين رقابتها در مرحله مقدماتي، گروه هاي G و B با 17 گل رد و بدل شده، بيشترين گل با ميانگين 8/2 گل در هر ديدار را در اختيار دارند و گروه H نيز با هشت گل و ميانگين 3/1 گل براي هر ديدار عنوان گروهي که کمترين گل زده را داشته باشد، کسب کرد.
  نتايج 48 ديدار مرحله مقدماتي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي بر اساس گروه هاي هشت گانه به قرار زير است:
گروه A: ( آفريقاي جنوبي، مکزيک، اروگوئه و فرانسه)
آفريقاي جنوبي 1، مکزيک 1
اروگوئه صفر، فرانسه صفر
آفريقاي جنوبي صفر، اروگوئه 3
فرانسه صفر، مکزيک 2
مکزيک صفر اروگوئه 1
فرانسه 1، آفريقاي جنوبي 2
در اين گروه 11 گل از خط دروازه ها گذشت و تيم هاي اروگوئه و مکزيک به عنوان تيم هاي اول و دوم به دور يک هشتم راه يافتند.

گروه B: (آرژانتين، نيجريه، کره جنوبي و يونان)
آرژانتين 1، نيجريه صفر
کره جنوبي 2، يونان صفر
يونان 2، نيجريه 1
آرژانتين 4، کره جنوبي 1
کره جنوبي 2، نيجريه 2
يونان صفر، آرژانتين 2
از اين گروه تيم هاي آرژانتين و کره جنوبي به دور بعدي راه يافتند و به ثمر رسيدن 17 گل در اين مرحله، نتايج ديدار هاي چهار تيم اين گروه است.

گروه C: (انگليس، آمريکا، الجزاير و اسلووني)
انگليس 1، آمريکا 1
الجزاير صفر، اسلووني 1
اسلووني 2، آمريکا 2
انگليس صفر، الجزاير صفر
اسلووني صفر، انگليس 1
آمريکا 1، الجزيره صفر
در گروه C تنها 9 گل در شش ديدار از خط دروازه ها گذشت و تيم هاي آمريکا و انگليس نيز به ترتيب به عنوان تيم هاي اول و دوم دور مقدماتي به مرحله يک هشتم راه يافتند.

گروه D: (آلمان، استراليا، صربستان و غنا)
آلمان 4، استراليا صفر
صربستان صفر غنا 1
آلمان صفر، صربستان 1
غنا 1، استراليا 1
غنا صفر، آلمان 1
استراليا 2، صربستان 1
در مجموع شش ديدار اين گروه 12 گل زده شد و تيم هاي آلمان و غنا نيز به عنوان تيم هاي اول و دوم راهي دور يک هشتم شدند.

گروه E: (هلند، دانمارک، ژاپن و کامرون)
هلند 2، دانمارک صفر
ژاپن 1، کامرون صفر
هلند 1، ژاپن صفر
کامرون 1، دانمارک 2
دانمارک 1، ژاپن 3
کامرون 1، هلند 2
تيم هاي گروه E در شش ديدار خود 14 گل زدند و تيم هاي هلند و ژاپن به ترتيب به عنوان تيم هاي هاي اول و دوم اين گروه به دور يک هشتم نهايي راه يافتند.

گروه F: (ايتاليا، پاراگوئه، نيوزيلند و اسلواکي)
ايتاليا 1، پاراگوئه 1
نيوزيلند 1، اسلواکي 1
اسلواکي صفر، پاراگوئه 2
ايتاليا 1، نيوزيلند 1
اسلواکي 3، ايتاليا 2
پاراگوئه صفر، نيوزيلند صفر
تيم هاي پاراگوئه و اسلواکي از اين گروه به دور بعدي راه يافتند و شش ديدار دور مقدماتي نيز 13 گل براي اين گروه در بر داشت.

گروه G: (برزيل، کره شمالي، ساحل عاج و پرتغال)
ساحل عاج صفر، پرتغال صفر
برزيل 2، کره شمالي 1
برزيل 3، ساحل عاج 1
پرتغال 7، کره شمالي صفر
پرتغال صفر، برزيل صفر
کره شمالي صفر، ساحل عاج 3
اين گروه نيز با 17 گل،عنوان پرگل ترين گروه دور مقدماتي را به خود اختصاص داد و تيم هاي برزيل و پرتغال از اين گروه به دور يک هشتم راه يافتند.
تيم کره شمالي با دريافت 12 گل در سه ديدار به عنوان تيمي که ضعيف ترين خط دفاعي را در اختيار دارد ، به خود اختصاص داد.
گفتني است، بيش از 10 درصد گل هاي دور مقدماتي در درون دروازه اين تيم جاي گرفته است.

گروه H: (اسپانيا، سوئيس، هندوراس و شيلي)
هندوراس صفر، شيلي 1
اسپانيا صفر، سوئيس 1
شيلي 1، سوئيس صفر
اسپانيا 2، هندوراس صفر
شيلي 1، اسپانيا 2
سوئيس صفر، هندوراس صفر
  در اين گروه تنها هشت گل از خط دروازه ها آن هم در شش بازي مرحله مقدماتي گذشت و تيم هاي اسپانيا و شيلي به دور يک هشتم راه يافتند.
  گفتني است،‌ پيکارهاي مرحله يک هشتم نهايي رقابتهاي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي از روز پنجم تيرآغاز شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 13:40  توسط محمد قاسملو  | 

10 گل تاثیرگذار جام جهانی

10گل تاثيرگذار جام‌هاي جهاني

10 گل تاثير گذاري که در دقايق پاياني مسابقات جام جهاني به ثمر رسيده‌اند و سرنوشت تيم‌ها را تغيير داده‌اند داستان‌هاي جالبي دارند.


  گل پیروزی بخش لاندن داناوان که یک دقیقه قبل از پایان وقتهای اضافه بازی برابر اسلونی به ثمر رسید آمریکا را به جمع 16 تیم برتر جهان فرستاد. تا پیش از این گل آنها با سه امتیاز پشت سر اسلونی در رده سوم گروه قرار داشتند. این اولین بار نیست که در تاریخ جام‌های جهانی گل‌های دقایق پایانی همه چیز را تغییر می‌دهند. این اتفاق قبلاً هم رخ داده است و حتی گاهی این گل‌ها بسیار تاثیر گذارتر هم بوده است.

 10 گل تاثیر گذاری که در دقایق پایانی مسابقات جام جهانی به ثمر رسیده‌اند و سرنوشت تیم‌ها را تغییر داده‌اند داستان‌های جالبی دارند.

1- سال 1954 آلمان غربی 3 - مجارستان 2

 همه انتظار داشتند مجارستان برنده فینال جام جهانی 1954 باشد. تیمی که با فرانس پوشکاش 7 بر یک از سد انگلستان گذشته بود. مجارها در مرحله گروهی مسابقات نیز 8 بر 3 آلمان را شکست داده بودند. اما این از تدبیر سپ هربرگر مربی ژرمنها بود که در آن بازی برای روبرو نشدن با برزیل، تمام ذخیره‌هایش را به میدان فرستاده بود. مجارها زمانی این موضوع را فهمیدند که در فینال دو بر صفر از آلمان عقب افتاده بودند. اما این پایان کار نبود و مجارها توانستند با حملات فراوان بازی را دو بر دو مساوی کنند. بعد از گل تساوی بازی به آرامی در جریان بود در دقایق پایانی هلموت ران از مدافعان مجارستان گذشت و گل سوم را به ثمر رساند تا آلمان فاتح جام 1954 باشد. البته پوشکاش در دقیقه 87 گل تساوی را به ثمر رساند که داور این گل را مردود اعلام کرد.

2- سال 1966 انگلیس 4 - آلمان غربی 2

 بازی تا دقایق پایانی دو بر یک به سود انگلیس در جریان بود تا اینکه ولفگانگ وبر مدافع آلمان توانست گل تساوی بخش را به ثمر برساند. هرچند انگلیسی‌ها توانستند به کمک اشتباهات داوری این بازی را در پایان وقتهای اضافه و با گل‌های جف هرست 4 بر 2 به نفع خود به پایان ببرند.

3- سال 1970 آلمان غربی 3 - ایتالیا 4

 این مسابقه تا به ثمر رسیدن گل تساوی آلمان توسط کارل هاینز اشنلینگر چیز خاصی برای عرضه نداشت. گل این بازیکن آلمانی که در آ ث میلان ایتالیا توپ می‌زد بازی را به وقت اضافه کشاند. سی دقیقه‌ای که در آن 5 گل دیگر به ثمر رسید. هرچند ژرمنها در نهایت این مسابقه را 4 بر 3 به ایتالیا واگذار کردند.

4- سال 1990 انگلیس 1 - بلژیک صفر

 انگلیس که در مرحله گروهی نمایش چندان دلپذیری نداشت در مرحله حذفی با تیم یک دست بلژیک روبرو شد. به نظر می‌رسید که که ضربات پنالتی تکلیف برنده بازی را روشن خواهد کرد اما در دقیقه 119 پل گاسکویین جوان پاسی را برای دیوید پلات ارسال کرد و او با یک ضربه والی دقیق گل پیروزی تیمش را به ثمر رساند.

5- سال 1990 آلمان غربی 1 - آرژانتین صفر

 شاید جام جهانی 1990 به خاطر کیفیت نه چندان بالای بازیهایش چندان مورد توجه نباشد اما بدون شک این جام یکی از دراماتیک‌ترین جام‌های جهانی محسوب می‌شود. در دیدار نهایی پس از حدود نود دقیقه تکل‌های شدید، در گیری و خطا، آلمان و آرژانتین صفر بر صفر مساوی بودند و خود را برای شروع 30 دقیقه کسل کننده دیگر آماده می‌کردند. اما در دقیقه 84 آندریاس برمه ضربه پنالتی را که روی فولر اتفاق افتاده بود تبدیل به گل کرد تا آلمانها با همین تک گل خود را فاتح جام جهانی ببینند.

6- سال 1994 ایتالیا 2 - اسپانیا 1

 ایتالیا که با زحمت فراوان از مرحله گروهی صعود کرده بود در مرحله دوم از سد نیجریه گذشت تا در مقابل اسپانیا قرار گیرد. بازی تا دقایق پایانی یک بر یک مساوی بود وهمه خود را برای آغاز وقتهای اضافه آماده کرده بودند که روبرتو باجو با یک ضربه دیدنی ایتالیا را به مرحله بعد فرستاد.

7- سال 1998 نروژ 2 - برزیل 1

 در حالی که برزیل صعودش را با دو پیروزی مسجل کرده بود و تیم نروژ برای صعود باید از سد برزیل می‌گذشت، اسفندیار بهارمست داور ایرانی الاصل آمریکایی در دقایق پایانی رای به یک پنالتی جنجالی به سود نروژیها داد تا آنها با گل رکدال دو بر یک از سد برزیل گذشته و به مرحله بعد بروند.

8- سال 1998 هلند 2 - آرژانتین 1

  بازی تا دقیقه 88 یک بر یک به سود طرفین در جریان بود که فرانک دی بوئر توانست با یک پاس بلند دنیس برگ کمپ را در محوطه جریمه آرژانتین صاحب توپ کند. برگ کمپ به زیبایی توپ را کنترل کرد، از سد آیالا گذشت و توپ را به قعر دروازه فرستاد تا آرژانتین در عین ناباوری با جام وداع کند.

9- سال 2002 کره جنوبی 2 - ایتالیا 1

یکی از میزبانان جام تا دقایق پایانی یک بر صفر از ایتالیا عقب بود اما گل دقیقه 88 سئول کی هیون آرزوهای آتزوری‌ها را بر باد داد. بازی به وقت اضافه رفت و کره توانست با گل آن جونگ هوان بازیکن باشگاه پروجا، ایتالیا را شکست دهد. گلی که تاوانش اخراج از باشگاه پروجا بود.

10- سال 2006 ایتالیا 2 - آلمان صفر

 ایتالیایی‌ها با یک پنالتی مشکوک در برابر استرالیا پیروز و خود را به نیمه‌نهایی جام رسانده بودند. بازی تا یک دقیقه مانده به پایان وقتهای اضافه با تساوی صفر بر صفر در جریان بود اما در این لحظه فابیو گروسو با یک ضربه تماشایی ایتالیا را پیش انداخت. گل دقیقه 121 دل پیرو هم مهر تاییدی بود بر این پیروزی و صعود ایتایا به فینال جام جهانی.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 18:13  توسط محمد قاسملو  | 

‌10 بازيکن برتر تاريخ جام‌هاي جهاني

‌10 بازيکن برتر تاريخ جام‌هاي جهاني

 
 

10 بازيکن برتر دوره‌هاي گذشته توسط کارشناسان انتخاب شده‌اند.

 

10) رونالدو: فوق ستاره برزيل با 15 گل زده رکورد بيشترين گل زده در جام جهاني را دارد. رونالدو که در سال‌هاي 1996 و 1997 عنوان بهترين بازيکن جهان را به دست آورد در جام جهاني برزيل در ترکيب برزيل حضور داشت و در سال 2002 به همراه اين تيم به مقام قهرماني رسيد.

9) جاست فونتين: مهاجم تيم ملي فرانسه با عملکرد فوق العاده‌اش در جام جهاني 1958 جاي هيچ حرف و حديثي را براي حضور در جمع 10 بازيکن برتر دنيا باقي نگذاشت. فونتين در جام جهاني در شش بازي سيزده گل به ثمر رساند و از پله که در 4 جام جهاني حضور داشت بيشتر گل زد.

 

8) پائولو روسي: مهاجم آتزوري‌ها در جام جهاني 1982 يک تنه تيمش را به مقام قهرماني رساند و کفش و توپ طلا را هم از آن خود کرد و دومين بازيکني لقب گرفت که در جام جهاني به اين سه افتخار دست يافته است.

7) زين الدين زيدان: عملکرد درخشان زيدان در جام جهاني 98 شايد تا حدي زير سايه درخشش رونالدو قرار گرفت. اما دو گل زيباي او در ديدار پاياني جام جهاني 98 براي قهرماني خروس‌ها کافي بود. زيدان در جام جهاني 2006 هم درخشيد و فرانسه را به فينال رساند هرچند در ديدار پاياني مغلوب زيرکي مارکو ماتراتزي شد و با اخراج از زمين مسابقه زمينه شکست فرانسه را فراهم کرد.

6) گارينشا: "پرنده کوچک" يکي از ارکان اساسي موفقيت برزيل در دهه‌هاي 50 و 60 ميلادي بود. گارينشا اگرچه عناوين و افتخارات فردي به دست نياورد اما آن قدر در تيم‌ ملي تاثيرگذار بود که پله درباره او گفت: "اگر کارينشا نبود برزيل هيچ مقامي در جام جهاني کسب نمي‌کرد."

5) فرانس پوشکاش: تيم رويايي مجارستان در دهه 50 ميلادي موفقيتش را بيش از هر کس ديگري مديون پوشکاش است. مجارستان به لطف درخشش پرفروغ پوشکاش در 32 بازي پياپي شکست نخورد و در جام جهاني 1954 هم به ديدار پاياني صعود کرد اما نتوانست حريف ژرمن‌ها شود و به نايب قهرماني رضايت داد.

4) گرد مولر: بازيکن افسانه‌اي تيم ملي آلمان با 68 گل در 63 بازي رکورد بي‌نظيري را از خود بر جاي گذشته است. مولر به مدت 30 سال رکورددار تعداد گل‌هاي ملي بود. او در جام جهاني 1970 ده گل براي آلمان به ثمر رساند و بعد از جاست فونتين در رده دوم قرار گرفت. ميانگين گل زده توسط گردمولر توسط هيچ بازيکن ديگري تکرار نشده است.

3) فرانتس بکن باوئر: اسطوره فوتبال آلمان غربي دو سال عنوان بهترين بازيکن اروپا را از آن خود کرد و در سال 1974 هم با تيم آلمان به مقام قهرماني دست يافت. سبک خاص بازي او باعث ايجاد پست جديدي به نام "سوئپر" در فوتبال مدرن شد. قدرت رهبري فوق‌العاده بکن باوئر در تيم آلمان باعث شد هواداران به او لقب قيصر را بدهند.

 

2) ديگو مارادونا: مارادونا در جام جهاني زير 21 ساله‌ها هشت گل به ثمر رساند. اما درخشش فوق‌العاده او در جام جهاني 1986 به اوج رسيد که يک تنه آرژانتين را به مقام قهرماني رساند. مارادونا بي‌ترديد يکي از تکنيکي‌ترين بازيکنان دنيا و حتي شايد بهترين آنها باشد. ديگو مارادونا به همراه پله درصدر فهرست برترين بازيکنان تاريخ فوتبال دنيا قرار دارد.

 

1) پله: درخشش بي‌نظير پله در جام جهاني کار را براي انتخاب بهترين بازيکن تاريخ فوتبال در جام جهاني چندان دشوار نمي‌کند. پله در 14 بازي در جام جهاني به ميدان رفت و 12 گل به ثمر رساند. پله در سن 17 سالگي قهرمان جام جهاني شد و در سال ‌هاي بعد دو بار ديگر اين عنوان را به ويترين افتخاراتش افزود.

مرواريد سياه با سه قهرماني در جام جهاني رکورددار قهرماني در اين رقابت‌هاست. او همچنين جوانترين گلزن اين رقابت‌ها را به خود اختصاص داده است.


منبع فوتبال ۳
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 9:51  توسط محمد قاسملو  | 

آشنايي با نماد جام جهاني 2010

آشنايي با نماد جام جهاني 2010

مسئولان برگزار کننده جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي يک پلنگ را به عنوان نماد رسمي اين رقابت‌ها انتخاب کرده‌اند. پلنگ جوان در زبان محلي آفريقايي "زاکومي" نام دارد که "زا" در ريشه لغت بومي به معناي آفريقاي جنوبي و "کومي" نماد عدد 10 به زبان‌هاي مختلف آفريقايي است که بيانگر سال 2010 مي‌باشد معني ديگر زاکومي" به اينجا بياييد" مي‌باشد که استقبال آفريقا از ميزباني جام جهاني فوتبال 2010 را مي‌رساند. زاکومي نماد جواني فعال باهوش، بلند پرواز و اجتماعي است که موهاي سبز رنگي هم در نماد بازي‌ها دارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 14:4  توسط محمد قاسملو  | 

برترين گلزنان جام هاي جهاني گذشته

برترين گلزنان جام هاي جهاني گذشته

جدول برترين گلزنان جام هاي جهاني گذشته اعلام شد.

سال ------ نام گلزن برتر ------- نام کشور ------- تعداد گل ها

1930 گيلرمو استبيل آرژانتين 8

1934 اولدريخ نژدلي چکسلاواکي 5

1938 لئونيداس برزيل 8

1950 آدمير برزيل 8

1954 ساندور کاسيس مجارستان 11

1958 ژوست فونتين فرانسه 13

1962 گرينشا برزيل 4

" والنتين ايوانفت اتحاد جماهير شوروي 4

" لئونل سانچز شيلي 4

" واوا برزيل 4

" دراژن يرکوويچ يوگسلاوي 4

1966 اوزه بيو پرتغال 9

1970 گرد مولر آلمان 10

1974 گرژگورژ لاتو لهستان 7

1978 ماريو کمپس آرژانتين 6

1982 پائولو روسي ايتاليا 6

1986 گري لينه کر انگليس 6

1990 سالواتور اسکيلاچي ايتاليا 6

1994 اولگ سالنکو روسيه 6

" هريستو استويتچکف بلغارستان 6

1998 داوور سوکر کرواسي 6

2002 رونالدو برزيل 8

2006 ميروسلاو کلوزه آلمان 5

در مجموع :

نام گلزن ------ نام کشور ------ ميزان حضور ------- گل ها

1- رونالدو برزيل 2006 -1998 15

2- گرد مولر آلمان 1974-1970 14

3- ژوست فونتين فرانسه 1958 13

4- پله برزيل 1970 -1958 12

5- ساندور کاسيس مجارستان 1954 11

6- يورگن کلينزمن آلمان 1998-1990 11

7- هلموت راهن آلمان 1958 -1954 10

8- تئوفيلو کوبيلاس پرو 1978 -1970 10

9- گرژگورژ لاتو لهستان 1982-1974 10

10- گري لينه کر انگليس 1990 -1986 10

11- گابريل باتيستوتا آرژانتين 2002-1994 10

12- ميروسلاو کلوزه آلمان 2006-2002 10

13- لئونيداس برزيل 1938-1934 9

14- ادمير برزيل 1950 9

15- خوان شيافينو اوروگوئه 1954 -1950 9

16- واوا برزيل 1962- 1958 9

17- اووه سيلر آلمان 1970 -1958 9

18- اوزبيو پرتغال 1966 9

19- جورجينهو برزيل 1974-1970 9

20- پائولو روسي ايتاليا 1986 -1978 9

21- روبرتو باجو ايتاليا 1998-1990 9

22- کارل هاينس رومنيگه آلمان 1986-1978 9

23- کريستين ويه روي ايتاليا 2002 -1998 9

24- گيلرمو استبيل آرژانتين 1930 8

25- ادمير برزيل 1950 8

26- ديه گو مارادونا آرژانتين 1994-1982 8

27- رودي فولر آلمان 1994-1990 8

28- ريوالدو برزيل 2002-1998 8

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 13:37  توسط محمد قاسملو  | 

هجده دوره جام جهاني به روايت آمار و ارقام

هجده دوره جام جهاني به روايت آمار و ارقام

 

در 18 دوره گذشته جام جهاني فوتبال که از سال 1930 آغاز شد و در 15 کشور مختلف برگزار شده، در مجموع 708 مسابقه انجام و 2063 گل رد و بدل شده است.
در مجموع 77 عضو فدراسيون جهاني فوتبال، فيفا، در اين بازيها حضور داشتند که تعدادي از آنها نتواسته اند بيش از يک بار در اين مسابقات حضور داشته باشند.

پر افتخارترين تيم: برزيل با کسب 5 عنوان قهرماني در سالهاي 1958، 1962، 1970، 1994 و 2002 پرافتخارترين است. پس از آن ايتاليا با چهار عنوان قهرماني در رده دوم و آلمان با سه قهرماني در رده سوم قرار دارند.

ناکام ترين فيناليست: آلمان که در فينال جامهاي 1966، 1982، 1986 و 2002 نايب قهرمان شد.

بيشترين تعداد حضور در جام جهاني: برزيل که در هر 19 دوره جام جهاني حضور داشته است و حضورش در جام جهاني 2014 به عنوان ميزبان قطعي است. آلمان و ايتاليا هر کدام با حضور در 17 دوره در رده دوم قرار دارند.

بيشترين گل زده: برزيل با 201 گل زده در 92 مسابقه

بيشترين گل خورده: آلمان با 112 گل خورده در 92 مسابقه

بيشترين برد: برزيل 64 با برد

بيشترين باخت: مکزيک با 22 باخت

کمترين گل زده يک تيم: زئير (جمهوري دموکراتيک کنگو فعلي) هند شرقي هلند ( اندونزي فعلي)، کانادا، ترينيداد و توباگو، چين و يونان بدون گل زده.

بهترين خط حمله: مجارستان با 87 گل زده در 32 بازي. ( متوسط 2.7 در هر بازي)

بدترين خط دفاع: زئير و هائيتي با 14 گل خورده در 3 بازي (متوسط 4.7 در هر بازي)

بالاترين تفاضل گل: برزيل 117+

پائين ترين تفاضل: مکزيک 34 -

بهترين گلزن در دور نهايي: ژوست فانتين فرانسوي که در جام 1958، 13 گل به ثمر رساند. اين عنوان به رونالدوي برزيلي نيز مي تواند داده شود که با 15 گل زده، در سه جام بيشترين گل را به ثمر رسانده است. پيش از او گرد مولر آلماني با 14 گل زده در دو جام رکورددار بود.

بهترين گلزن در دور انتخابي: علي دايي از ايران با 35 گل زده.

بهترين گلزن در يک بازي: اولگ سالنکو ار روسيه که در بازي مقابل کامرون در مرحله مقدماتي جام 1994 5 گل از 6 گل تيمش را به ثمر رساند. اوزه بيو از پرتغال (جام 1966) و اميليو بوتراگوئنو از اسپانيا (جام 1986) هر کدام با 4 گل زده در يک مسابقه در رده دوم قرار دارند.

پر گل ترين جام: 1998 فرانسه - 171 گل در 64 مسابقه.

کم گل ترين جام: 1930 اوروگوئه و 1934ايتاليا - 70 گل در 18 و 17 مسابقه.

متوسط بيشترين تعداد گل: 5.38 گل در هر بازي در جام سوئيس 1954

متوسط کمترين تعداد گل: 2.21 در هر بازي در جام ايتاليا 1990

پرگل ترين بازي: 12 گل. ديدار دو تيم اتريش و سوئيس در جام 1954 سوئيس که با نتيجه 7 بر 5 به سود اتريش خاتمه يافت.


پله در سه جام 1954، 1964 و 1970 با تيم ملي برزيل قهرمان شد
بيشترين اختلاف گل: 9 گل. ديدار يوگسلاوي و زئير (جمهوري دکومراتيک کنگو) 9 بر صفر به سود يوگسلاوي در جام 1974 و ديدار مجارستان و السالوادور در جام 1982 که با نتيجه 10 بر يک به سود مجارستان تمام شد.

پرگل ترين مسابقه فينال: ديدار دو تيم برزيل و سوئد در جام 1958 که با نتيجه 5 بر 2 به سود برزيل پايان يافت.

کم گل ترين مسابقه فينال: ديدار تيمهاي برزيل و ايتاليا در جام 1994 که در پايان وقت قانوني و وقت اضافي بدون گل پايان يافت. نتيجه اين بازي در ضربات پنالتي 3 بر 2 به سود برزيل بود.

سريعترين گل: گل هاکان شوکور، مهاجم ترکيه به کره جنوبي در جريان ديدار رده بندي جام 2002. اين گل در ثانيه يازدهم بازي به ثمر رسيد.

بيشترين تعداد تيمها در بازيهاي انتخابي: 198 تيم عضو فيفا براي ورود به جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي در مرحله انتخابي حضور داشتند.

خشن ترين دوره: 28 کارت قرمز و 345 کارت زرد در جام 2006.

خشن ترين بازي: ديدار هلند و پرتغال در جام 2006 با 4 اخراجي و 16 اخطاري.

کمترين کارت قرمز: 1970 مکزيک که هيچ بازيکني اخراج نشد.

پرحضور ترين بازيکن: لوتار ماتئوس (آلمان) با حضور در پنج دوره و 25 مسابقه.

پر افتخارترين بازيکن: پله که در سه جام 1954، 1964 و 1970 با تيم ملي برزيل قهرمان شد.

پرافتخارترين مربي: ويتوريو پوتسو، مربي تيم ملي ايتاليا که دوبار در سالهاي 1934 و 1938 ايتاليا را به قهرماني رساند.

پرافتخارين بازيکن - مربي: ماريو زاگالو در سال 1958 و 1964 به عنوان بازيکن و در سال 1970 به عنوان مربي برزيل برنده چام جهاني شد. فرانتس بکن باوئر هم در سال 1974 به عنوان کاپيتان و در سال 1990 به عنوان مربي همراه تيم آلمان قهرمان جام جهاني شد.

امسال دونگا مربي برزيل و مارادونا مربي آرژانتين اين شانس را دارند که نامشان به اين فهرست اضافه شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 13:34  توسط محمد قاسملو  | 

غايبان بزرگ جام جهاني 2010

غايبان بزرگ جام جهاني 2010

 

جام جهاني فوتبال بدون شک رويدادي مهم براي رقم خوردن خاطراتي بزرگ و پايدار است با اين حال شماري از کشورهاي صاحب نام در فوتبال و بازيکنان بزرگ بين المللي، تابستان امسال در افتتاحيه مسابقات جام جهاني افريقاي جنوبي غايب خواهند بود.

مدعيان معمول کسب جام جهاني يعني برزيل، آلمان ،ايتاليا و هلند امسال نگران رويارويي با تيم هاي نظير روسيه تيم چهارم يورو دو هزارو هشت، ترکيه تيم سوم جام جهاني دو هزارو دو، سوئد،‌کرواسي ، بوسني هرزگوين ،‌ايرلند، و دو ميزبان يورو دو هزارو دوازده يعني اوکراين و لهستان نخواهند بود.

تيمهاي قدرتمندي از قاره افريقا نيز ديگر غايبان جام جهاني اند که مي توان از جمع آنها به مصر قهرمان جام ملتهاي افريقا، سنگال، توگو و مالي اشاره کرد.

البته در تيم ملي اين کشورهاي غايب از جام جهاني، برخي از بهترين بازيکنان جهان حضور دارند که به جاي درخشيدن در زمين مسابقه بايد جام جهاني را از تلويزيون تماشا کنند. همزمان طرفداران فوتبال نيز از تماشاي عملکرد اين بازيکنان در زمين فوتبال محروم خواهند شد.

با نگاه کردن به فهرست کشورهايي که از صعود به جام جهاني بازمانده اند مي توان بسادگي يک تيم بيست و سه نفره از ستارگان را که هدايت آن آرزوي هر مربي در چارچوب جام جهاني است،تهيه کرد.


فهرست برخي از اين بازيکنان غايب به شرح زير است:

دروازه بان:

پيتر چک، از کشور جمهوري چک و باشگاه چلسي

پيتر چک از سال دو هزارو چهار ميلادي که از تيم رن فرانسه به چلسي آمده است همواره از ستونهاي اين تيم باشگاهي انگليس بوده است.

مدافعان:

دريو سرنا، از کشور کرواسي، باشگاه شاختار دونتيسک،

توماس فرمالن از کشور بلژيک ، باشگاه آرسنال

کريستين چيوو از کشور روماني باشگاه اينترميلان

يوري ژيرکوف از کشور روسيه باشگاه چلسي

سرنا که تيمش در سال دو هزارو نه ميلادي قهرمان يوفا شده است،‌ يک بازيکن قدرتمند در ضربات آزاد است. فرمالن نيز به عنوان مدافع شم گلزني خوبي دارد و چيوو نيز در تيم اينترميلان به همراه ژوزه مورينيو جام قهرمانان اروپا به خانه برده است. ژيرکوف نيز يک بازيکن با تکنيک است و سانترهايش از سمت چپ بسيار عالي است.

بازيکنان مياني:

سيدو کيتا از تيم مالي باشگاه بارسلونا، اندري ارشاوين از کشور روسيه باشگاه ارسنال، ميرالم پيانيچ از بوسني هرزگوين از باشگاه المپيک ليون

کيتا پس از مسي از ستونهاي اصلي تيم بارسلونا به شمار مي رود . آرشاوين نيز بدون شک يکياز ستاره هاي روسيه در يورو دو هزارو هشت بود و از بازيکنان کليدي باشکاه آرسنال به شمار مي رود. پيانيچ نيز براي تيم ليون در ليگ قهرمانان اروپا طوفان به پا کرد. اين بازيکن بيست ساله با گلي که در مقابل رئال مادريد به ثمر رساند موجبات حذف رئال از ليگ قهرمانان را فراهم کرد.

مهاجمان:

کريگ بلامي مهاجم ولزي باشگاه منچستر سيتي، زلاتان ابراهيموويچ مهاجم سوئدي باشگاه بارسلونا ، ايويکا اوليوچ از کرواسي و باشگاه بايرن مونيخ.

بلامي در رابطه با مربيان مشکل دارد با اين حال به خوبي گل مي زند و گل مي سازد. اوليچ در مسابقه نيمه نيهايي در برابر المپيک ليون هت تريک کرد. ابراهيموويچ نيز پيش از پيوستن به بارسلون در باشگاههاي اينترميلان، يوونتوس ، و اژاکس درخشيده است.


بازيکنان ذخيره

دروازه بانان :

شي گيون ايرلندي از باشگاه منچستر سيتي، ايگور اکينفيف روسي از باشگاه زسکا مسکو

مدافعان:

يان آرن ريس از نروژ، باشگاه رم. ريچارد دان از ايرلند باشگاه استون ويلا، ديميتري چيگرينسکي از اوکراين باشگاه بارسلونا.


بازيکنان مياني:

احمد حسن، مصر، باشگاه الاهلي. استفان يووتيچ از مونته نگرو باشگاه فيورنتينا. ماروان فلاييني از بلژيک باشگاه اورتون. لوکا مودريچ، از کرواسي باشگاه تاتنهام.


مهاجمان:

امانوئل ادوبايور از توگو باشگاه منچستر سيتي. ديميتار برباتوف از بلغارستان باشگاه منچستر يونايتد. ادين دزکو از بوسني و هرزگوين باشگاه ولفسبورگ.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 13:31  توسط محمد قاسملو  | 

نگاهي به شعار‌ تيم‌هاي حاضر در جام جهاني2010



تمام تيم‌هاي راه يافته در جام جهاني 2010 شعاري براي معرفي کشور و فرهنگ سنتي‌شان انتخاب مي‌کنند که روي اتوبوس حمل هر يک از تيم‌ها نوشته شده است.

 

شعار تيم‌هاي حاضر در جام جهاني يکي از مسائلي است که بسيار مورد توجه قرار مي‌گيرد چرا که به نوعي نمايانگر سنت و فرهنگ يک کشور است. انتخاب شعار نشان دهنده ذوق و سليقه مسوولان يک کشور است. در اين بين تعدادي از کشورها با عباراتي ساده و کوتاه بخوبي بار فرهنگي غني کشورشان را به رخ همگان کشيده‌اند و بعضي کشورها هم تنها به ذکر کلمات ياوه و بي‌معنا پرداخته‌اند.

در ادامه شعار کشورهاي حاضر در جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي و تفسير کوتاهي از آن آمده است.

* الجزاير: ستاره‌ها و هلال ماه يک هدف دارند، پيروزي

تفسير: شعار خوبي به نظر مي‌رسد. علاوه بر اينکه منطبق با فرهنگ و دين رسمي کشور الجزاير است که محرک خوبي هم براي موفقيت در جام جهاني به حساب مي‌آيد.


* شيلي: قرمز رنگ خوبي است که در قلب ما مي‌تپد. شيلي قهرمان است.

تفسير: شعاري بسيار عالي و تاثيرگذار است. پرشور، احساساتي و خوش‌بينانه


* غنا: اميد قاره آفريقا

تفسير: ساده،‌ واضح و گويا


* هندوراس: يک کشور، يک احساس، پنج ستاره‌ها در قلب ما هستند.

تفسير: شعاري خوب و احساسي توام با الهام از پرچم کشور


* ژاپن: سامورايي هرگز نمي‌ميرد. پيروزي از آن ماست.

تفسير: شعار تکان دهنده‌اي است. مي‌توان با يک بار شنيدن آن ژاپني شد!


* پاراگوئه: شيرهاي گوراني در آفريقاي جنوبي غرش خواهند کرد، روح گوراني در کالبد پاراگوئه جاري است.

تفسير: شعار بسيار واضح است. نيازي به توضيح نيست.


* ساحل عاج: فيل‌ها بياييد براي پيروزي بجنگيم

تفسير: تا حدي توهين‌آميز است اما اگر آن را به حساب ترجمه بگذاريم شعار خوبي است.


* انگليس: با غرور و افتخار بازي کنيد مثل هميشه

تفسير: اميدوارانه و مغرورانه و البته تا حدي اغراق‌آميز اما شعار قابل قبولي است.


* فرانسه: همه با هم به اميد رويايي ديگر در آبي‌ها

تفسير: اين شعار تا حدي کليشه‌اي و ايده خاصي ندارد.


* مکزيک: زمان آن است که تيم تازه‌اي قهرمان شود.

تفسير: ايده بسيار جالبي است اما اختصاص به مکزيک ندارد بسياري از تيم‌ها تاکنون قهرمان نشده‌اند.


* پرتغال: يک رويا، يک هدف... پرتغال قهرمان

تفسير: چيز جديدي نيست تنها نکته قافيه‌دار بودن شعار در زبان انگليسي است که با ترجمه به زبان‌هاي ديگر اين مزيت هم از بين مي‌رود.


* صربستان: با قلبتان بازي کنيد با لبخند پيش برويد

تفسير: تلفيق جالبي از قلب و دهان است اما بار فرهنگي ندارد.


* اسلواکي: مستطيل سبز را به لرزه درآور، اي اسلواکي

تفسير: شعاري حماسي و تحريک کننده است اما تکان دادن زمين چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟


* کامرون:‌ شيرهاي رام شدني بازگشتند

تفسير: يادآور خاطرات خوش کامروني‌هاست اما معلوم نمي‌کند از کجا برگشته‌اند


* آرژانتين: آخرين قدم و افتخار

تفسير: پيش‌بيني مي‌شد شعار مسخره‌اي انتخاب کنند کوتاه بودن شعار هميشه خوب نيست در اين صورت شعار بدون کلمه از هر چيزي کوتاه‌تر است!


* ايتاليا: سرفراز در آسمان‌هاي آفريقا

تفسير: شايد براي جام جهاني 1930 مناسب باشد هر هوادار فوتبال حداقل صد بار اين عبارت را شنيده است.


* نيجريه: با عقاب‌هاي استثنايي و هواداران استثنايي متحد به ميدان خواهيم رفت.

تفسير: اگر اندکي ادامه پيدا مي‌کرد تبديل به يک رمان مي‌شد!


* اسلووني: با يازده مرد شجاع تا آخرين مرحله

تفسير: در بازيکنان ايجاد انگيزه مي‌کند اما چندان تکان دهنده نيست


* اسپانيا: اميد مسير ما و پيروزي تقدير ماست

تفسير: يادآور يکي از ديالوگ‌هاي معروف يک فيلم قديمي اسپانيايي است پس نمي‌تواند شعار خوبي باشد چند درصد هواداران اين فيلم را ديده‌اند؟


* اروگوئه: خورشيد بر ما مي‌تابد. اروگوئه به پيش

تفسير: تابيدن خورشيد امتياز خاصي نيست، نه خورشيد و نه آفتاب نماد اين کشور نيست. حال اينکه اين شعار از کجا پيدا شده است، جاي سوال است.


* استراليا: جرات روياپردازي. استراليا به پيش

تفسير: با توجه به نمادهاي فرهنگي فراوان اين کشور انتظار شعار بهتري مي‌رفت .


* برزيل: تمام برزيل اين جاست!

تفسير: شعار جالبي است نمايانگر علاقه مردم اين کشور به فوتبال است اما اين پرسش مطرح مي‌شود که تمام برزيل را کجا مي‌خواهند جاي دهند؟


* دانمارک: فقط يک تيم دانمارکي مي‌خواهيم و کلي آرزو

تفسير: تا حد زيادي ملي گرايانه است، آرزو و رويا هم در اکثر شعارها به چشم مي‌خورد.


* آلمان: پيش به سوي جام

تفسير: اعتماد به نفس هميشگي ژرمن‌ها را نشان مي‌دهد. اما خيلي تکراري است.


* يونان: يونان همه جا

تفسير: درست مانند برزيل، در ضمن حضور اندک آن‌ها در رقابت‌هاي معتبر به هيچ وجه با محتواي شعار هم‌خواني ندارد .


* کره شمالي: يک بار ديگر 1966، پيروزي از آن کره است

تفسير: يادآور اولين حضور کره شمالي در جام جهاني است اما مي‌توان جور ديگري هم برداشت کرد. ما 44 سال است نتوانسته‌ايم به جام جهاني راه پيدا کنيم!


* کره جنوبي: شعار سرخ‌پوشان جمهوري متحد کره

تفسير: شايد تا حدي مفهوم سياسي داشته باشد اما نکته جديدي ندارد چه چيز ديگري ممکن است؟ شعار سرخ‌پوشان: تيم ملي ايتاليا؟


* هلند: 5 ستاره‌ها ترسي ندارند از هلند بترسيد

تفسير: تا حدي جاه‌طلبانه است البته از آن جا شعار نبايد اشاره‌اي به ساير تيم‌ها داشته باشد شعار چندان مناسبي نيست


* سوييس: زنده باد سوييس!

تفسير: ايده طرح شعار به 4 زبان مختلف بد نيست اما مضمون شعار خيلي ساده است.


* نيوزيلند: خرگوش‌ها به پيش

تفسير: تکراري و کم‌اثر


منبع:فوتبال۳
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 13:30  توسط محمد قاسملو  | 

چگونگي پيدايش جام‌جهاني فوتبال

چگونگي پيدايش جام‌جهاني فوتبال


نوزدهمين دوره رقابتهاي فوتبال جام جهاني در حالي از روز جمعه به ميزباني آفريقاي جنوبي آغاز خواهد شد که در هجده دوره گذشته تيم ملي فوتبال برزيل با کسب عنوان پنج قهرماني و بردن جام طلاي "ژول ريمه" در بين کشورهاي عضو فيفا رکورددار است.


ژول ريمه که متولد 24 اکتبر 1871 در ناحيه «توله‌اوت مون» فرانسه است، با همکاري هانري دلوناي که مسابقات جام ملتهاي اروپا را در سال 1960 بنيان گذاري کرد، پس از اينکه در سال 1919 به رياست فدراسيون فوتبال فرانسه رسيد، 11 سال تمام ايده راه اندازي جام جهاني را پيگيري کرد تا سرانجام با کمک دولت فرانسه موفق به اجرايي کردن اين ايده شد.

" ريمه " در دهه سوم قرن بيستم پس از " گورين " فرانسوي و "برلي وولفال" انگليسي، سومين فردي بود که رياست فدراسيون بين‌المللي فوتبال را برعهده گرفت و در انديشه خلق جام جهاني به نقاط مختلف جهان سفر کرد اما در اروپا بويژه در بريتانيا نتوانست طرفداراني پيدا کند. البته بعضي از کشورهاي اين قاره مانند ايتاليا، اسپانيا، پرتغال و يوگسلاوي و برزيل، آرژانتين، اروگوئه و شيلي از آمريکاي جنوبي هواداران اين طرح شدند اما در کنگره فوتبال در سال 1928 که به مناسبت برگزاري بازي‌هاي المپيک آمستردام برگزار شد، وي توانست با راي‌هاي موافق کشورهاي آمريکاي جنوبي طرح برگزاري جام جهاني فوتبال را به تصويب برساند.

در آن زمان انگليسي‌ها خود را از فوتبال تازه پاگرفته جدا کرده بودند و کشورهاي اروپاي شمالي هم ميانه خوبي با ژول ريمه و افکارش نداشتند اما سومين رئيس فيفا توانست پس از گذشت هشت سال ايده‌ اي که در کنفرانس آنتورپ در سال 1920‌ مطرح کرده بود، را در رأي‌گيري فدراسيون جهاني فوتبال با 26 راي موافق و 5 کشور دانمارک، فنلاند، نروژ، سوئد و استوني به عنوان مخالف، به نتيجه و سرانجام برساند.

در 8 سپتامبر 1928 در کنفرانس زوريخ در سوئيس پس از اين راي‌گيري موافقت شد که جام جهاني هر 4 سال يکبار برگزار شود و اعضاي فيفا تصميم گرفتند نخستين دوره آن در سال 1930 انجام شود. البته اعضاي فيفا براي انتخاب اولين ميزبان جام جهاني با مشکلات عديده‌اي روبرو شدند اما ژول ريمه با درايت خود اروگوئه که در رشته فوتبال دو المپيک 1924 و 1928 قهرمان شده بود، را براي ميزباني در نظر گرفت که اين مسئله در کنگره فيفا در شهر بارسلوناي اسپانيا به تاريخ 18 ماه مه سال 1929 اروگوئه رسماً ميزباني جام جهاني را پذيرفت.

ضمن اينکه مشکلات برپايي اولين دوره به همين جا ختم نشده زيرا زد وبندهاي سياسي مانع رشد مسابقات نوپا شد. تحريم چند عضو اروپايي، از جمله تمام 4 اتحاديه فوتبال بريتانيا، تعداد شرکت‌ کنندگان اولين دوره را به 13 تيم کاهش داد که اين تعداد نه تنها کافي نبود، بلکه حتي براي شکل‌گيري چهار گروه 4 تيمي نيز کفايت نمي‌کرد. از طرفي مسافرت اروپايي‌ها به اروگوئه مشکلات فراواني براي آنها به همراه داشت، به طوريکه تيم روماني سه هفته طول کشيد تا در رقابت‌ها حاضر شود.

در اين بين اساسي‌ترين مشکل اروگوئه نداشتن ورزشگاهي مناسب براي انجام ديدارها بود. مقامات اروگوئه فقط هشت ماه وقت داشتند تا ورزشگاهي عظيم در شهر مونته ويدئو پايتخت اروگوئه بنا کنند اما در عزمي ملي و تلاشي شبانه روزي اين ورزشگاه بزرگ آماده ميزباني نخستين فينال مهمترين تورنمنت فوتبالي جهان شد.

پيش از شروع اولين دوره جام جهاني، کشورهاي عضو فيفا به رهبري ژول ريمه، رئيس فيفا تصميم گرفتند که جامي به عنوان يادبود تهيه و به قهرمان اهدا کنند، از اين رو «آبل لافلور» فرانسوي مجسمه‌ اي به ارتفاع 12 اينچ و وزن 8 پوند (480/3 کيلوگرم) از طلاي جامد بدين منظور ساخت و طبق توافق اعضاي فيفا تصميم گرفته شد، هر تيمي که سه بار فاتح آن شود، مالک هميشگي جام شود.

تا سال 1956 اين جام طلايي عنوان خاصي نداشت اما در اين سال در مراسم تجليل از ژول ريمه جام را به نام وي خواندند و از اين تاريخ جام «ژول ريمه» نام گرفت. اروگوئه در سال‌هاي 1930 و 1950، ايتاليا در سال‌هاي 1934 و 1938 قهرمان جام جهاني شدند ولي برزيل که دو بار پياپي در سال‌هاي 1958 و 1962 قهرمان جهان شده بود با قهرماني در جام جهاني 1970 براي هميشه مالک جام ژول ريمه شد.

با پايان گرفتن افسانه ژول ريمه، مقامات فدراسيون جهاني فوتبال تصميم گرفتند که جام ديگري را جايگزين آن کنند. از اين رو در تاريخ 5 آوريل 1971، يک ايتاليايي به نام «سيلويو گازاينگا» طرحي جديد به فيفا ارائه کرد که اين طرح مورد تاييد مقامات فيفا قرار گرفت و کارگاه طلاسازي به نام «برتوني» با دريافت يک ميليون فرانک سوئيس، مجسمه اي از طلا به ارتفاع 15 اينچ و وزن 11 پوند (785/4 کيلوگرم) از طلاي جامد ساخت.

برخلاف جام ژول ريمه، قانون براي اين جام مالکيت آن پس از کسب سه عنوان قهرماني برداشته شد تا هيچ کشوري براي هميشه اين جام را پيش خود نگاه نخواهد داشت، بلکه قهرمانان جام جهاني تنها يک کپي از آن را براي يادبود در اختيار خواهند گرفت.

به هرحال تاکنون از عمر جام جهاني فوتبال، 18 دوره مي‌ گذرد و برزيل با فتح 5 دوره آن رکورددار است. ايتاليا 4 قهرماني، آلمان 3 قهرماني، آرژانتين و اروگوئه 2 قهرماني، فرانسه و انگلستان هم يک قهرماني در اين مسابقات کسب کرده اند.

همچنين تا کنون 15 کشورميزبان باشکوه‌ترين مسابقات دنياي فوتبال بوده‌اند که مکزيک، ايتاليا و فرانسه هر يک دو بار و ژاپن و کره‌جنوبي به طور مشترک و کشورهاي اروگوئه، برزيل، سوئد، آلمان، سوئيس، شيلي، انگلستان، آرژانتين، اسپانيا، آمريکا هر کدام يک بار ميزبان جام اين جام پربيننده بوده اند.

نوزدهمين دوره رقابتهاي فوتبال جام جهاني از روز 21 خردادماه با حضور 32 دو تيم در چهار شهر آفريقاي جنوبي آغاز خواهد شد و روز 20 تيرماه با شناخت قهرمان به کار خود پايان خواهد داد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 13:29  توسط محمد قاسملو  | 

تبریک

قهرمانی تیم نوجوانان والیبال ایران را در هشتمین دوره مسابقات آسیایی به تمام ورزشکاران و جامعه ورزشی و ملت شریف ایران تبریک می گویم . و آرزوی توفیق روز افزون برای تمامی ورزشکاران ایران در تمامی عرصه های ورزشی را دارم .

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 14:25  توسط محمد قاسملو  | 

مطالب قدیمی‌تر