اعجاز ورزش=تضمین سلامتی .شادابی و نشاط

تقدیم به کلیه ورزشکاران و ورزش دوستان از طرف محمد قاسملو

ورزش دانش آموزان در هوای سرد

همین که به فصل پاییز و علل خصوص زمستان می رسیم، ورزش دانش آموزان در هوای سرد جزء دغدغه های دبیران ورزش می شود و برای بسیاری از معلمین ورزش پیش آمده که والدین یکی از دانش آموزان از وی در خصوص ورزش فرزندش در هوای سرد انتقاد کرده باشد.و دلهره از مریض شدن فرزندنشان دارند.اولین مورد هم لرزیدن فرزندش از سرما است.لرزیدن معمولا اولین نشانه قرار گرفتن در معرض سرما است ، چون بدن تلاش می کند گرمای خود را از طریق انقباض غیر ارادی ماهیچه ها تولید کند.

ورزش دانش آموزان در هوای سرداما واقعا کار درست در زنگ ورزش، آن هم در فصول سرد سال چیست؟

قبل از هر چیز باید بدانید تحرک بدنی یکی از عواملی است که در حفظ سلامتی افراد تاثیرات فراوانی دارد و افراد باید روزانه در برنامه زندگی خود ساعاتی را به این امر اختصاص دهند.

تغییرات بدن در فصل سرد

در ابتدا باید بدانیم که فیزیک بدن در اثر سرما چه تغییراتی می کند و ورزش تا چه حدی در رفع این حالات موثر است؟
در هنگام سرما، عضلات بدن معمولا منقبض می شوند و فشار خون به دلیل انقباض رگ ها کاهش می یابد، در نتیجه اکسیژن رسانی به بافت های بدن کم می شود و فرد احساس سرما می کند.لذا در فصل سرما توصیه می شود که دانش آموزان به آرامی بدن خود را گرم کنند تا عضلات طول اولیه خود را پیدا کرده، فشار خون افزایش یابد و با افزایش جریان خون، درجه حرارت بدن نیز بالا برود.

همان گونه که ذکر شد این امر باید به آرامی  صورت بگیرد، زیرا حرکات شدید ورزشی باعث ایجاد خستگی زودرس در دانش آموز می شود و در نتیجه بهره ی کافی را از ساعات ورزش نمی برد. همچنین این گونه حرکات، باعث گرفتگی عضلات و یا وارد آمدن آسیب های جدی تری به عضلات می شود. در نتیجه توجه به اصول گرم کردن آهسته ی بدن قبل از انجام حرکات ورزشی شدید، باعث پیشگیری از ایجاد این گونه آسیب ها می گردد.

ورزش در هوای سرد چه فایده ای دارد؟

محققان معتقدند که در صورت رعایت نکات مطرح شده درباره ی ورزش و فعالیت بدنی در هوای سرد، مقاومت بدن در سایر فصول نسبت به انجام حرکات ورزشی حتی از نوع سنگین بالاتر می رود و بدن بهتر می تواند خود را با شرایط موجود تطبیق دهد. همچنین علاوه بر بالا رفتن استقامت، قدرت بدنی فرد نیز افزایش می یابد.اما در این میان نباید فراموش کرد پوشش مناسب هم بسیار مهم و تاثیر گذار است و داشتن یک پوشش مناسب جهت حفظ گرمای تولید شده توصیه می شود.


این پوشش باید طوری باشد که مانع اجرای حرکات ورزشی نشود و دانش آموز را حین انجام فعالیت به دردسر نیندازد.پوشش هایی مانند کلاه، هدبند، دستکش و همچنین پوشیدن بادگیر در مواقعی که شدت باد زیاد است، مواردی هستند که می توانند تا حد زیادی گرمای ایجاد شده در حین حرکات ورزشی را حفظ نمایند.البته دانش آموز باید از توقف های طولانی مدت خودداری نماید و به طور مدام تحرک داشته باشد.

پس از انجام ورزش چه باید کرد؟

فرض  کنیم تمام موارد بالا مورد توجه قرار گرفت، اما نکته مهم تری هم باقی می ماند و آن این است که پس از اتمام فعالیت ورزشی، به دلیل عرق کردن و وجود هوای سرد،  دانش آموز بیشتر در معرض سرماخوردگی قرار می گیرد و باید سریعا به یک مکان گرم تر هدایت شود تا به راحتی بتواند لباس های خود را عوض کند و در اینجا به اولیا و دانش آموزان توصیه می شود که بعد از ورزش نه تنها تا یک ربع پوشش خود را کم نکنند، بلکه به جای گرمی  مانند کلاس درس بروند تا به دمای میانگین هوا برسند.

غذاهای گرم برای ورزش

غیر از پوشش مناسب باید بدانید از آن جایی که انجام حرکات ورزشی نیاز به انرژی بیشتری دارد و در هوای سرد این نیاز بیشتر می شود، دانش آموزان باید حتما در این روزها که مسابقات ورزشی دارند و یا زنگ اول مدرسه را با ورزش شروع می*کنند، مصرف صبحانه ی کامل و استفاده از چربی ها و کربوهیدرات ها را فراموش نکنند. صبحانه ای متشکل از نان و تخم مرغ و یا نان و کره عسل به همراه میوه و آجیل که می تواند انرژی موردنیاز بدن را به شکل بهتری تامین نماید.

دانش آموزانی که ورزش برایشان خط قرمز دارد

دانش آموزان مبتلا به آسم در کلیه فصول، مخصوصا در فصل سرما باید در زمینه ورزش کردن مورد توجه قرار بگیرند، زیرا همان گونه که گفته شد در هوای سرد به دلیل کاهش جریان خون، اکسیژن در دسترس اندام ها کاهش می یابد و در دانش آموزان مریض می تواند به ایجاد حملات آسم منجر گردد.لذا دانش آموزن آسمی در این زمینه باید مورد مراقبت قرار بگیرند و حتما با پزشک معالجشان در این زمینه صحبت شود و دستورالعمل لازم هم به دانش آموز و هم به مربی ورزش داده شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 1:16  توسط محمد قاسملو  | 

ویژگی های معلم تربیت بدنی

در جمع معلمان تربیت بدنی همه نوع معلمی یافت می شود و به درستی نمی توان ادعا کرد که تمام آن ها از شرایط یک معلم تربیت بدنی خوب برخور دارند در میان آن ها معلمانی هستند که با تمام وجود به کار و حرفه خود علاقه مند بوده حضور آن ها در این جمع تنها به خاطر دوست داشتن آن و به خاطر خدمت و پرورش نونهالان هموطن خود است آنان شرایط لازم را قبلا" کسب کرده یا با جدیت تمام در راه تحصیل آنند.از طرف دیگر معلمانی نیز هستند که واجد شرایط این شغل نبوده و به حرفه خود به عنوان شغل دوم می نگرند و بدون در نظر گرفتن مسؤلیت های مهمی که در این حرفه متوجه آن ها است به این امر خطیر روی آورده اند.صرف نظر از علل وجودی آن ها در این جمع و صرف نظر از کمبود فضای ورزشی و امکانات و وسایل و عدم برنامه های جامع تربیت بدنی، به جرأت می توان گفت که بقای درس تربیت بدنی در مدارس ما که تضمین کننده سلامت نسل آینده جامعه است بستگی زیادی به معلمان خوب تربیت بدنی دارد.

معلم خوب کیست؟

جمله ، معلم ما خیلی خوب است را بارها از زبان دانش آموزان شنیده ایم اما به دست آوردن آن عوامل نامحسوسی که باعث به وجود آمدن چنین احساسی در آن ها شده است کار بسیار مشکلی است.بارها از خود پرسیده ایم که راستی این معلم دارای چه ویژگی و هنری است که می تواند پاسخ مطلوب خود را از ضمیر دانش آموز بیرون بکشد؟ این معلم ورزش و تربیت بدنی چه می کند که دانش آموزانش اهمیت ورزش و نقش آن را درک کرده و پرداختن به آن را در طول زندگی او گوشزد خود می سازند.این ها ویژگی هایی است که انسان می بیند اما ترجمان آن ها همیشه برایش مقدور نیست.

Teacher of Physical Education

خوشبختانه معلمانی هستند که به اهمیت کیفیت آموزش معتقدند و دائم می کوشند تا توانایی های خود را به عنوان یک معلم بهبود بخشند چنین افرادی احتمالأ دارای ویژگی های زیادی هستند از جمله خود وقفی.تا وقتی معلمان خود را با تمام وجود وقف آموزش و پرورش نسازند حفظ شور و اشتیاق و شجاعت لازم برای تدریس برایشان مشکل خواهد بود.دانش آموزان نسبت به معلمی که حتی جزئیات بسیار کوچک مربوط به مدیریت کلاس و امر تدریس را نادیده گرفته و در کلاسی که به طرز ضعیفی اداره شود آموزش به طرز مناسبی ارایه نمی گردد. این امر دانش آموزان را وا می دارد که توجه خود را به جهات نامربوط دیگر که با موضوع درس ارتباطی ندارد معطوف دارند. در این مطلب به چند مورد از ویژگی های معلم تربیت بدنی اشاره می کنیم.

دانش و معلومات

معلمان تربیت بدنی باید با مهارت ها و فنونی که می خواهند آموزش دهند آشنا باشند.دانش آموزان کلاس تربیت بدنی و ورزش بی صبرانه در انتظار فراگرفتن فنون صحیحی هستند تا اجرای مهارت آن ها را بهبود بخشد، آن ها برای مربی یا معلمی که نتواند موجبات فراگیری این فنون و معلومات را فراهم سازد ارزش کمتری قائل می شوند.

شخصیت

معلمان موفق آن هایی هستند که همراه و یاور دانش آموزان بوده و قادرند با آن ها روابط انسانی برقرار سازند اما معلمانی که اخلاقی تند داشته و رفتارشان غیر دوستانه است طولی نمی کشد که در ارائه برنامه های مطلوب آموزشی دچار عدم موفقیت می گردند.حسن سلوک، سازگاری، توانایی به ایجاد رابطه با اشخاص مختلف از قبیل دانش آموزان، همکاران، مدیر، مدرسه و والدین دانش آموزان از ویژگی های بسیار مطلوب برای یک مربی تربیت بدنی می باشد.

ثبات عاطفی

یکی از مهمترین صفات ویژه یک معلم خوب، استواری و ثبات عاطفی اوست .معلمان عصبی و هیجان زده مشکلات انظباطی می آفرینند، این ها اتفاقات جزئی و کم اهمیت کلاس را بهم مربوط کرده و از آن ها کوهی می سازند، اما معلمین متعادل، بانشاط، مشتاق و فهیم معمولأ برای آموزش مطلوب و موثر، فضائی سرشار از لطف و آرامش فراهم می آورند.

شأن و علاقه شغلی

معلمانی که از راه تحقیق، مطالعه و مشارکت در فعالیت های تخصصی پیوسته به دنبال بهبود و پیشرفت شغلی خود باشند معمولأ معلمان بهتر و برتری هستند. حرکت به موازات آخرین توسعه ها و تکامل تئوری های یادگیری و به کار بستن بهترین روش های ابداعی در آموزش مهارت ها، مربیان را در حصول به سطح یک مربی برتر و بهتر مجهز می سازد. با خبر شدن از پیشرفت های علمی در زمینه های روانشناسی ورزشی، جامعه شناسی ورزشی، فیزیولوژی تمرینی، حرکت شناسی و مفاهیم مهارتهای حرکتی می تواند تأیید مجددی بر علاقمندی او به شغل خود و ارزش های آن باشد.

میزان مقبولیت و احترامی که در مدارس به درس تربیت بدنی و ورزش گذاشته می شود بستگی زیادی به معلمین ورزش دارد. معلمان موفق تربیت بدنی کسانی هستند که علاوه بر کارائی عملی به زیور علوم نیز آراسته اند و در مواقع لزوم با مطرح ساختن نکات و دقایق علمی درباره اهمیت و نقش تربیت بدنی و ورزش آگاهانه از درس خود دفاع کنند و بدین ترتیب بر شأن و منزلت حرفه و شخصیت خود بیافزایند.

منش

معلمان موفق تربیت بدنی الگوهایی هستند که طرز خوب زندگی کردن را متجلی می سازند، تربیت بدنی محدوده ای از برنامه تحصیلی است که باید در آن ویژگی های بارز، منش و ریشه های اخلاقی لازم برای تندرستی و سلامتی و نشاط و خرسندی و کارائی، تجسم یابد معلم باید خود الگوی زنده این ملاک های رفتاری و برخوردی باشد و در این رابطه همیشه باید انصاف و برابری، درستی و صداقت در رابطه معلمشاگردی مراعات و متجلی شود.

Teacher of Physical Education (1)

خلاقیت

معلمان خلاق و مبتکر، نوآور می باشند و آن ها ممکن است از روش های آموزشی قدیمی رضایت چندانی نداشته باشند و چنین احساس کند که راه های بهتری از آنچه که در کتاب های منابع آموزشی نوشته شده می تواند به وجود آید در این قبیل مواقع معلمانی که از تخیل سازندهای برخوردارند مبادرت به آزمایش و تجربه کرده در جستجوی روش های عالی تری هستند که از آن طریق دانش آموزان را بیشتر به یادگیری برانگیزند.

اشتیاق

عدم اشتیاق مشکل بسیاری از معلمان است.معلمان ممکن است نسبت به وظایف عادی روزمره خود بی حوصله شوند اما معلمان واجد شرایط و خوب، همیشه با بررسی و تجربه هدف های آموزشی خود و با تهیه مواد درسی دقیق تر خود را مشتاق نگه می دارند. ایجاد اشتیاق در درون، خود یکی از ویژگی های بارز رفتاری است که معلم را زنده، فعال و پرثمر نگه می دارد.

روش های انسانی

معلمان باید جنبه های شناختی و عاطفی آموزش را همپای دیگر جنبه های آن در نظر بگیرند. اگرچه در روش های تکلیفمحوری، معلم مسئول مستقیم به حساب آمده، روش های انسانی نیز برای معلمان کارآمد ارزش بسزائی دارند.اگر آن ها فضا وجوی انسانی در کلاس یا در زمین ورزش به وجود آورند آن وقت می توان گفت که آن ها با وظایف آموزش های فردی و درک دانش آموزان خود مسئولانه برخورد کرده اند. یکی از صاحب نظران تعلیم و تربیت در این باره می گوید:

معلم خوب آن کسی نیست که تنها اطلاعات و معلوماتی را جمع آوری کرده به دانش آموزان عرضه نماید، بلکه کسی است که راه یادگیری را برای آن ها هموار و آسان سازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 1:14  توسط محمد قاسملو  | 

مشاوره برنامه بدنسازی، فیتنس، کاهش و افزایش وزن

جهت دریافت برنامه بدنسازی، فیتنس، کاهش و افزایش وزن، می توانید از طریق این صفحه با مشاورین علم ورزش در تماس باشید. مشاورین علم ورزش تحصیلات کارشناسی ارشد تربیت بدنی و سابقه مربیگری دارند. همچنین دوره های لازم جهت مشاوره را سپری کرده و دانش این کار را دارند. برنامه های بدنسازی توسط آقای پیام پورداداش یکی از مریبان تحصیل کرده در رشته فیزیولوژی ورزش با ۱۸ سابقه ورزشی و دارای مدرک مربیگری بدنسازی تهیه می شود. آقای پورداداش ۱۲ سال سابقه مربیگری را نیز در کارنامه خود دارند.

دریافت مشاوره به چه صورت است؟

شما کاربران گرامی از طریق فرم زیر درخواست خود را ارسال می کنید، درخواست شما بررسی و در صورت نیاز سوالات لازم طی ایمیلی برای شما ارسال می شود. پس از بررسی درخواست و پاسخ شما به سوالات، هزینه مشاوره برای برنامه مورد نظر ( برنامه بدنسازی، فیتنس، کاهش یا افزایش وزن ) برای شما ارسال می شود. پس از واریز وجه مورد نظر، برنامه برای شما ارسال خواهد شد. پس از دریافت برنامه شما هر گونه سوالی داشته باشید می توانید از طرق ایمیل مطرح کنید تا مشاورین به سوال شما در خصوص برنامه پاسخ دهند. شایان ذکر است مدت زمان پاسخگویی به درخواست ۲۴ تا ۷۲ ساعت خواهد بود.

برنامه غذایی

برای دریافت برنامه تغذیه، کاهش یا افزایش وزن لطفا" اینجا کلیک کنید.

ارزیابی و بررسی وضعیت

پس از دریافت برنامه، شما می توانید در پایان موعد در نظر گرفته برای بازدهی برنامه، گزارشی از وضعیت خود برای مشاورین ارسال فرمائید، تا وضعیت شما بررسی شود و چنانچه نیاز به برنامه جدید داشته باشید، طبق موارد فوق ذکر برای شما ارسال می شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 1:12  توسط محمد قاسملو  | 

ارتباط میان ورزش‌های هوازی و رشد عضلات – دوست یا دشمن؟

ارتباط میان ورزش‌های هوازی و رشد عضلات - دوست یا دشمن؟

بسیاری از ورزشکاران تصور می‌کنند هنگام عضله سازی باید از انجام ورزش‌های هوازی خودداری کنند؟ اما آیا حق با آن‌ها است؟ خیلی از ورزشکاران از ورزش‌های هوازی می‌ترسند، زیرا معتقدند باعث از بین رفتن عضلات و کاهش قدرت می‌شود. در حالی‌که به اثبات رسیده ورزش‌‌های هوازی شدید مثل ماراتون باعث کاهش عضلات می شود.

اما آیا این حقیقت در مورد تمرینات هوازی با شدت متوسط و کم نیز صدق می کند؟ آیا مزاحم رشد عضلات می شود؟ یا به رشد عضلات کمک می‌کند؟ در واقع این دو مورد درست است. ۳ روش اصلی در مورد ورزش هوازی وجود دارد که به حفظ و رشد عضلات کمک می کنند، با علم ورزش همراه شوید.

۱- ورزش هوازی باعث بهبود ریکاوری عضلات می شود

ورزش شدید باعث آسیب به الیاف عضلانی می شود که ترمیم آن‌ها نیازمند گذشت زمان است. این درد به دلیل همان پارگی‌های میکروسکوبی است که تا یک یا دو روز بعد از تمرین احساس می‌کنید و به درد عضلانی تأخیر یافته یا DOMS معروف است.  ترمیم این آسیب‌ها یک فرایند پیچیده است که توسط دو فاکتور تنظیم می شوند: ۱- مواد مورد نیاز برای ترمیم با گذشت زمان در دسترس قرار می گیرد ۲- زمان لازم برای خروج مواد مضر از بدن.

ورزش هوازی متوسط به دلیل افزایش جریان خون باعث بهبود سریع این پارگی‌ها و درد عضلات می‌شود و به عضله سازی و دفع مواد مضر سریعاً کمک می‌کند که کلاً باعث ریکاوری سریع عضلات می شود. بدنسازان حرفه‌ای در روز تمرین عضلات پا ورزش هوازی سبک انجام می دهند. این تمرین هوازی باعث کاهش درد پا در روز بعد از تمرین می‌شود.

مطلب مرتبط: علت درد عضلات پس از ورزش چیست؟

۲- ورزش هوازی پاسخ سوخت ساز بدن به غذا را بهبود می‌بخشد

بسیاری از افراد بر این باورند مواد غذایی که مصرف می‌کنند باید به عضله تبدیل شود و همچنین سوخته یا جذب شود و حتی کمترین مقدار غذای مصرف شده به چربی ذخیره در بدن تبدیل نشود و در زمان کاهش وزن کل انرژی مورد نیاز از چربی سوزی کسب شود نه از عضلات.

در واقع بدن ما این موارد را در درجات مختلفی انجام می‌دهد. بدن برخی از افراد هنگام پُر خوری چربی کمتری ذخیره می‌کند. بدن این افراد انرژی اضافی بیشتری نسبت به ذخیره آن می‌سوزاند و مقدار حجم عضلانی کمتری هنگام کاهش وزن از دست می‌دهند. این افراد انرژی بیشتری از ذخیره چربی بدن نسبت به عضلات برای جبران کمبود انرژی بیرون می‌کشند. از طرف دیگر بدن برخی افراد کالری بیشتری ذخیره می‌کند و هنگام کاهش وزن حجم عضلانی بیشتری از دست می‌دهند.

نتایج تحقیقات نشان می دهند اگر قصد افزایش حجم عضله را دارید دوچرخه سواری بهتر از دویدن است.

نقش هورمون‌ها در این فرایند چگونه است؟

هورمون هایی مثل تستوسترون و کورتیزول در این فرایند نقش اساسی دارند. غلظت بالای تستوسترون باعث افزایش حجم عضلانی و کاهش ذخیره چربی می‌شود در حالی‌که غلظت بالای کورتیزول باعث کاهش حجم عضلانی و افزایش ذخیره چربی می‌شود. ژنتیک در تنظیم میزان هورمون بدن نقش دارد.

یک فاکتور مهم دخیل دیگر در بدن هورمون انسولین است. نحوه پاسخ سلول‌های بدن به هورمون انسولین برای ورزشکاران بسیار مهم است. سلول‌های حساس به انسولین هنگام عضله سازی و مصرف مواد غذایی برای این هدف بسیار سودمند هستند در حالی‌که سلول‌های مقاوم به انسولین از رشد عضلانی جلوگیری می‌کنند و تحت شرایط رژیم غذایی باعث انباشته شدن ذخیره چربی بدن می‌شوند.

ژنتیک به خوبی بر سطح نرمال انسولین تأثیر می‌گذارد اما شما می‌توانید این مکانیزم را دستکاری کنید. ورزش هوازی حساسیت به انسولین را افزایش می‌دهد و به روش وابسته به دوز عمل می‌کند، یعنی هرچه بیشتر تمرین کنید، فواید بیشتری نیز کسب می‌کنید. بنابراین ورزش‌های هوازی با شدت متوسط می‌تواند به جذب بهتر مواد مغذی توسط عضلات کمک کند و غذا و کالری کمتری برای ذخیره بصورت چربی باقی می‌گذارد.

۳- ورزش هوازی به سادگی باعث تفکیک عضلات می‌شود 

بسیاری از ورزشکاران در طول دوره تمرین، ورزش‌های هوازی انجام نمی‌دهند، وقتی به فکر می‌افتند که حجم دارند ولی عضلات تفکیک شده ندارند. ورزشکارانی که در طول دوره‌های تمرینی خود تمرینات هوازی نیز انجام می‌دهند، راحت‌تر و سریع‌تر دوره کات و تفکیک عضلات را سپری می‌کنند. مزیت این کار به این گونه است که این ورزشکاران هم سوخت و ساز بالاتری دارند که از افزایش چربی اضافه جلوگیری می‌کند و هم اینکه در دوره کات نیازی نیست تمرینات هوازی سنگین انجام دهند.

ارتباط میان ورزش‌های هوازی و رشد عضلات - دوست یا دشمن؟مطلب مرتبط: ۵ راه ساده برای تفکیک و کات کردن عضلات

۲ روشی که ورزش هوازی مانع رشد عضلات می شود

همانطور که گفته شد ورزش هوازی هم می‌تواند برای رشد عضلات مفید باشد و هم مضر. دو روش اصلی که می‌تواند به طور منفی بر عضلات به دست آمده تأثیر بگذارد: ۱- کاهش بیش از حد کالری اضافی  2- بیش تمرینی

به هر حال موضوع کالری اضافی قابل بحث است. جلسات معمولی هوازی کالری زیادی نمی‌سوزانند و به راحتی این کالری قابل برگشت است. اما اگر این جلسات هوازی طولانی و شدید انجام شوند، می‌تواند موجب کاهش کالری اضافی شود. بیش تمرینی ورزش به شدت و تکرار ارتباط دارد. هرچه شدت و تکرار تمرینات هوازی بالا باشد، رشد عضلات و قدرت تنها به خاطر فشار بیش از حد بر سیستم عصبی مرکزی و گروه عضلانی فعال تحت تأثیر منفی قرار می‌گیرند.

تحقیقات نشان می دهند که ورزش هوازی با شدت کم اشتها را تحریک می کند، بنابراین تمرین چند جلسه سبک هوازی در هفته به خوردن غذای کافی کمک می‌کند.

بنابراین با تمرکز بر رشد عضلات آیا ورزش‌های هوازی مفید است یا مضر؟

جنبه های مثبت اضافه کردن ورزش هوازی به دوره حجیم شدن از جنبه‌های منفی آن مهمتر و بیشتر است، مخصوصاً اگر این واقعیت را بدانیم که به راحتی با نکات منفی آن می‌توانید مقابله کنید. برخی بدنسازان حرفه‌ای تمرینات HIIT سبک را در دوره حجیم شدن ترجیح می‌دهند. تحقیقات نشان می‌دهند که تمرینات HIIT نسبت به تمرینات با شدت ثابت بهتر عضلات را حفظ می‌کنند اما نباید در دوره حجیم شدن بیش از حد از این تمرینات استفاده کرد.

اگر با تجربه برای شما به اثبات رسیده است که ورزش هوازی باعث از بین رفتن قدرت و رشد عضلات می شود، پس موضوع به ژنتیک و شرایط بدنی شما مربوط است اما یک توصیه مطمئن برای اکثر افراد تمرین هوازی سبک ۲ تا ۳ جلسه در هفته و کمتر از زمان ۳۰ دقیقه است. اگر تمرینات HIIT تأثیر منفی بر قدرت شما گذاشت، می‌توانید آن را با تمرین هوازی با شدت کم جایگزین کنید.

ترجمه و تعدیل: elmevarzesh.com

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور ۱۳۹۴ساعت 23:34  توسط محمد قاسملو  | 

واليبال

پيروزي بلند قامتان واليبال ايران عزيزمان در مقابل تيم واليبال ايتاليارا به تمام مردم ايران تبريك عرض مي كنيم به اميد قهرماني در المپيك و بازيهاي جهاني آينده 


      خداقوت

                  سرافرازمان كرديد

                                    خداوند سرافرازتان كند


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ساعت 0:2  توسط محمد قاسملو  | 

هفته معلم

هفته معلم را خدمت تمامي معلمان ايران عزيز تبريك عرض مي كنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 9:50  توسط محمد قاسملو  | 

بهار

بهار بهترين فرصت براي رسيدن به آرماني ترين سلامتي هاست طبيعت را بگرديم و لذت ببريم و هم كسب تندرستي كنيم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۲ساعت 13:43  توسط محمد قاسملو  | 

عید سعید فطر بر تمامی مسلمانان جهان مبارک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ساعت 19:15  توسط محمد قاسملو  | 

جايگاه مديريت علمي در ورزش

مدیریت ورزشی شاید در نگاه نخست و از دید عموم ساده ترین كار محسوب شود كه بسیاری از مردم در پی نتایج ورزشی و یا در سطوح قهرمانی و بین المللی به سادگی و پیش از هر موضوع دیگر، مدیران آن رشته را نقد می كنند و بیشترین مسائل را به پای مدیر می نویسند!

اما واقعیت این است كه مدیریت ورزشی متأثر از ویژگیهای بسیار از جمله شخص مدیر است و امروزه، در بسیاری از محافل ورزشی نقادی آن بسیار شایع است.

در بسیاری از مواقع شاهد این موضوع بوده ایم كه در پی شكست و یا پیروزی برای یك رشته ورزشی در كنار بررسی عوامل مختلف اجرایی ورزشی و مباحث آن، درباره نقش مؤثر یا غیرمؤثر یك مدیر و یا مدیریت ورزشی آن بحث های داغی در گرفته است. نتایج حاصل از این مباحث حول محور تصمیمات صحیح یا نادرست یك مدیر می گردد كه او را موفق یا ناموفق بخوانند.

اما این موضوع كه تا چه حد این نوع مباحث برپایه اصول علمی و دقیق و كارشناسی صورت می گیرد خود قابل تأمل و پرسش است.

امروزه مدیریت و نقش آن از یك جایگاه علمی و تكنیكی برخوردار است و بسیاری از آن كارشناسان نه فقط در حوزه ورزش بلكه در سطوح مختلف مدیریتی در رشته های مختلف اعم از فرهنگی، هنری، علمی و اقتصادی و... بر این نكته صحه گذارده اند.

كارشناسان بر این باورند كه مدیریت به عنوان یك موضوع علمی و هنری دارای نیازهای ذاتی و اكتسابی خاصی است تا در پی آن یك مدیریت بتواند با تصمیمات درست و تحولات به موقع از عهده وظایف خود به خوبی برآید و سیستم خود را كارآمد و یا آن را منزوی و ناكارآمد كند.

مدیریت در ورزش در سطوح مختلف نیاز به برنامه ریزی، هدایت و كنترل، سازماندهی مناسب، كارگزینی درست، هماهنگی و بودجه ریزی و گزارش دهی دقیقی دارد.

برای این مهم و وظایف اساسی ضروری است كه یك مدیر از همگی این نكات مطلع باشد و تلاش كند با بهره گیری از مشاورین مجرب، سازمان متبوع خود را هر چه بیشتر به سمت دستیابی به اهداف مدون خود یاری دهد.

●مدیریت و بهره وری در ورزش

مدیریت مقوله ای است مهم و اثرگذار در هدایت سازمانها كه توجه به آن به عنوان عامل موفقیت به شمار می رود.در گذشته های نه چندان دور صرفاً مدیران، به عنوان عامل موفقیت معرفی می شدند اما با رشد و توسعه جهان در زمینه های مختلف، شاهد تغییر نگاه ها نسبت به مقوله مدیریت نیروی انسانی هستیم.

اینها گفته های مهندس امیررضا واعظی آشتیانی كارشناس ارشد مدیریت صنعتی درباره مدیریت بهره وری در ورزش است. وی می گوید: سازمان نقش مهم و ارزشمندی در موفقیت سازمانی ایفا می كند و این مدیریت است كه با تلفیق هنر مدیریت و علم مدیریت كه امری اجتناب ناپذیر است در سازماندهی سازمان خود تلاش می كند تا به اهداف تعریف شده دست یابند. اكنون در جهان توسعه یافته، دیگر سرمایه های مادی و طبیعی را به عنوان یك عامل موفقیت به شمار نمی آورند بلكه نقش نیروی انسانی را به عنوان یك عامل مهم تر و اثربخش در تولید فكر و اندیشه در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی، سیاسی، هنری، فرهنگی و ورزشی معرفی می كنند. به این معنی كه تنها فرد مدیر به تنهایی نیست كه سازمان را به موفقیت می رساند. بلكه نیروی مولد به همراه علم و هنر مدیریت است كه تجلی بخش موفقیت ها به شمار می رود. مدیر مجموعه، وظیفه دارد از منابع موجود در سازمان به خصوص نیروی انسانی آموزش دیده بهره برده و به سمت پویایی حركت كند. آنچه كه مسلم است اگر مدیر در هر سازمانی محور فعالیت خود را براساس نیروی انسانی ماهر، متخصص و آموزش دیده استوار كند به طور حتم كارآمدی و بهره وری سازمان را بالا و با توجه به نیروی انسانی آموزش دیده و متخصص در رشد و بالندگی سازمان كمك می كند.

وی تصریح می كند: اگر پدر علم مدیریت را احضار كنند نسخه ای بهتر از نیروی انسانی آموزش دیده و متخصص تجویز نخواهد كرد!

واعظی آشتیانی درباره بهره وری و ارزیابی آن در ورزش می گوید: این مبحث جدیدی است كه اساس «شناخت بهره وری» یكی از ویژگیهای مثبت در بخش ورزش است و به دنبال آن پرورش و ارتقای سطح دانش نیروی انسانی و گره زدن فعالیتهای آكادمیك با نیازهای استفاده كنندگان از آن را دنبال می كند.

اما چگونه بهره وری در ورزش را با روشهای علمی می توان اندازه گیری كرد؟او در پاسخ به این پرسش می گوید: یكی از موارد كاربردی بهره وری، مقایسه نظام در یك واحد زمانی با مقایسه یك نظام در طول زمان است كه در واقع عملكرد كلی آن نظام را مورد ارزیابی قرار می دهد و این خدمت را به مدیران و برنامه ریزان می دهند كه تا چه اندازه از منابع موجود توانسته اند به خوبی استفاده و چگونه بهره وری در ورزش را بالا ببرند.

برای این منظور و ارزیابی دقیق وضعیت ورزش به لحاظ بهره وری و اندازه گیری مربوط به فعالیتهای سازمانی می توان آن را به هفت بخش تقسیم كرد: ورودی،آموزش، پژوهش، مسابقات، خدمات و تأسیساتی، عمران و خروجی. در نهایت بهره وری را می توان زائیده تعامل و روابط متقابل بین انسان _ تكنولوژی (سخت افزار) مواد، انرژی، سازمان و سیستم ها دانست كه در بخش تربیت بدنی و ورزش، انسان می تواند به عنوان محور قلمداد شود. هوشمندانه فكر كردن و عقلایی تصمیم گرفتن از خصوصیات بارز انسان بهره ور است.

وی تأكید می كند كه مجموعه ورزش كشور از پتانسیل موجود به خوبی استفاده نمی كند و باید تلاش كند تا با استفاده از مدیران هوشمند و آگاه، سیستم موجود در ورزش را به گونه ای ساماندهی و هدایت كند كه بتوان از توان علمی نیروهای ورزیده، بهره وری مناسب را داشت، و این نیروها را به سمتی هدایت كرد كه بتوان از توان و پتانسیل آنها در راستای اهداف سازمانی به خوبی بهره برد.

دكتر قراخانلو رئیس كمیته ملی المپیك نیز درخصوص دانش مدیریت در ورزش و عملیاتی كردن آن این دیدگاه را دارد: ما از بعد منابع سخت افزاری رشد خوبی در ورزش داشته ایم و شاید منابع انسانی موفق ترین بخش در این قسمت باشد. زمانی كه انقلاب به پیروزی رسید ۵ تا ۶ نفر دارای مدرك دكتری مدیریت و تربیت بدنی بودند اما هم اكنون به بیش از ۱۰۰ نفر رسیده است كه باید به این میزان تعداد معلمان، محققان و تحقیقات انجام شده را نیز در عرصه ورزش افزود.

قراخانلو با اشاره به استعدادهای بی نظیر موجود ورزش كشور گفته است كه به یك مدیریت علمی و نظام مند برای بهره مندی بهینه نیاز است.وی اضافه كرد،من در نشست هایی كه با افراد خارج از كشور داشته ام متوجه شده ام آنها استعداد ایرانیان را عجیب می دانند و واقعاً به این حرف ایمان دارند. برخی مواقع من احساس می كنم كه شاید آنها غلو می كنند، اما لیندنر می گوید كه شما از نظر استعداد خوشبخت ترین كشورها هستید.

اما وی از دیگر سو می افزاید: هرچند ورزش ایران رو به جلو حركت می كند، اما سرعتش كند است. در یك نگاه واقع بینانه می توان گفت نسبت به بسیاری از رقبای جدی خود عقب هستیم و باید تلاش زیادی برای كم كردن فاصله ها انجام دهیم كه به نظر می رسد در این زمینه باید از دانش مدیریت بهره بیشتری ببریم و مباحثی از جنس مدیریت را بیشتر عملیاتی كنیم. اگر این مهم صورت پذیرد بسیاری از مشكلات مالی حل خواهد شد.

●روزمرگی در ورزش

هم اكنون اكثر فدراسیونهای ورزشی برنامه های بلندمدت ۵ تا ۱۰ساله تدوین كرده اند. این برنامه رویكردی به سوی مدیریت علمی ورزشی در كشور است.

قراخانلو در این باره می گوید: باید از سطحی نگری در ورزشی كه سالهاست گریبان ورزش كشور را گرفته است رها شویم و مدیریت علمی را جایگزین این سطحی نگری ها كنیم. واقعیت تلخ و تاریخی كه در طول دوران ورزش ایران وجود داشته است همین نداشتن مدیریت علمی است.برخی تصور می كنند كه مدیریت علمی یك واژه لوكس است!

وی می گوید: در روزمرگی افتادن از دیگر مشكلات اصلی ما در ورزش است چرا كه برنامه ریزی جدی نداریم و سبب شده تا هم اكنون از این خلأ رنج ببریم. هم اكنون ضعف جدی برای پیوند دانشگاه ها با بخش اجرایی ورزش داریم كه باید با تلاش كارشناسان از بین برود.

كارشناسان درخصوص عدم وجود اراده ای برای علمی شدن در كشور به ویژه در سطوح مدیریتی مباحث متعددی را تاكنون ارائه داده اند.پوركیانی مدیركل تربیت بدنی دانشگاه شهید بهشتی در مبحثی در این خصوص می گوید: استقبال كم مسئولان ورزش كشور از برنامه های علمی، این ذهنیت را تداعی می كند كه اراده ای برای علمی شدن ورزش كشور وجود ندارد.متأسفانه بسیاری از فدراسیونها و ادارات كل به راحتی به دانشجویان اجازه نمی دهند كه درخصوص مسائل مختلف مدیریتی از جمله رضایت شغلی كاركنان، رفتارهای سازمانی و از این نوع موضوعات پایان نامه تهیه كنند و بنویسند!

ما برای علمی كردن ورزش در ابتدای راه هستیم و هنوز نسبت به مسائل علمی داخلی و نتایج تحقیقات محققان كشورمان اقبال نشان نمی دهیم.

●مدیریت نوین جایگزین مدیریت سنتی

وجود فاصله میان علم و ورزش موجب بروز انتقادات بسیار مدیران و كارشناسان ذیربط شده است.

بهروز منتقمی مدیركل تربیت بدنی استان اصفهان در این باره می گوید: مدیریت نوین در ورزش كشور باید جایگزین مدیریت سنتی شود. باید با ایجاد زیرساختهای ورزشی گام مؤثری در دگرگونی ورزش كشور برداریم و با كاهش فاصله میان علم و ورزش از مدیریت سنتی كه همواره ورزش كشور از آن رنج برده است، فاصله بگیریم و از نظر ملی _ كاربردی این نوع مدیریت را جایگزین كنیم.

وی می گوید: در دنیایی كه با شتاب به سوی مدیریت نوین و علمی گام برمی دارد باید ما نیز در عرصه مدیریت ورزش گامهای بزرگتر و با سرعت بیشتری برداریم.محمد احسانی دارای دكتری مدیریت ورزش از دانشگاه منچستر انگلستان در این خصوص گفته است: اگر بخواهیم با جهان در سطح ورزش نزدیك شویم راهی به جز رفتن راه كشورهای پیشرفته در ورزش نداریم. امروزه دیگر وقتی برای آزمون و خطا نداریم و باید زیركتر شده و راه هایی را كه تجربه های موفقی در پی دارد، انتخاب كنیم.

برای این كار باید به منابع علمی و تحقیقاتی كه نتایج موفقی داشتند رجوع كرد و نباید در این كار تعصبی نشان داد چراكه در تمام دنیا نیز از ابعاد مختلف فرهنگی ما استفاده می كنند.

شواهد نشان داده است كه كشورهایی كه در زمینه ورزش موفق بوده اند برای رسیدن به اهداف خود ابتدا برنامه ریزی و روش های اجرایی آن را طراحی كرده اند. ما نیز باید ابتدا اهداف خود را براساس بودجه، منابع مالی و انسانی موجود تعریف كنیم و روش اجرایی مناسبی برای آن به دست آوریم و سپس گام در این راه بگذاریم. بررسی كنیم ببینیم كه ابتدا در كشور ما كدامیك از ورزش همگانی یا قهرمانی مقدم و یا اینكه هركدام در نوع خود در اولویت هستند و سپس برای آنها برنامه ریزی كرد.

منبع:روزنامه همشهري

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۰ساعت 13:39  توسط محمد قاسملو  | 

7 خطر از نظر گاندی

هفت مورد  خطرناک  از نظر گاندی:

1 - ثروت ، بدون زحمت

2 - لذت، بدون وجدان

3 -  دانش، بدون شخصيت

4 -  تجارت، بدون اخلاق

5 -  علم، بدون انسانيت

6 - عبادت، بدون ايثار

7 - سياست، بدون شرافت

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 12:54  توسط محمد قاسملو  | 

آیا مدیران ایران خلاقند؟

موانع مؤثر در راه خلاقیت مدیران تربیت بدنی .....

بسیاری معتقدند که مدیریت هنر است، یک مدیر کارآمد و باهوش می تواند، سازمان تحت اداره خود را به اوج برساند. خلاقیت یکی از مهمترین فاکتورهایی است که یک مدیر باید داشته باشد اما آیا مدیران تربیت بدنی کشور خلاق اند چه موانعی بر سر راه بروز خلاقیت مدیران وجود دارد

فریدون منافی، مهرزاد حمیدی، محمد کشتی دار و بهشته اقبالی در تحقیق خود به این سؤال پاسخ داده اند. در این تحقیق آمده است: هرگاه با تامل در مجموعه دستاوردهای فرهنگی بشر و اشیاء و وسایلی که لوازم زندگی وی را تشکیل داده است، نظری بیندازیم، به آسانی درمی یابیم که حتی ساده ترین لوازم مورد استفاده بشر محصول خلاقیت و نوآوری او بوده است و در طول سال ها با پردازش اندیشه ها، نظریه ها و ابتکارها به شکل امروزین خود درآمده است.

عصر ما، عصر سرعت و تحول در فن آوری است. امروزه خلاقیت در بیشتر کشورهای جهان مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنین نشان داده شده که ارتباط مثبت و مؤثری بین توانایی ارتباط رهبران و نوآوری کارمندان وجود دارد. سازمان های امروزی نیز از تحول و فن آوری به دور نبوده و به طور روزمره در حال تجربه کردن آن هستند.

در این عصر، برای بقا و پیشرفت و حتی برای حفظ وضع موجود باید جریانی نو و جدید را در سازمان به وجود آورد و به آنها تداوم بخشید تا از رکود و تباهی آن جلوگیری شود. خلاقیت و نوآوری واژه هایی متفاوت اما بسیار مرتبط هستند. خلاقیت به معنی توانایی و قدرت ارائه نظرها و فکرهای جدید و نو است، در صورتی که نوآوری به کارگیری نظرها و فکرهای حاصل از خلاقیت است.

بنابراین، با توجه به تفاوت بین خلاقیت و نوآوری می توان خلاقیت را پیش نیاز نوآوری دانست. مدیران خلاق در سازمان ها، منبع جوشش و مرکز شروع خلاقیت در کل سازمان هستند. مدیران سازمان های ورزشی نیز به عنوان نوعی از سازمان، از این مقوله جدا نبوده و با خلاقیت و نوآوری خود زمینه توفیق و کامیابی گروه ها و سازمان های ورزشی را فراهم می آورند.

خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی هر کدام مباحثی از مدیریت هستند که به بهبود سطح ارتقای کمی و کیفی سازمان ها کمک شایانی می کنند. با توجه به لزوم بها دادن به تفکرات نوین و نوآور در سازمان ها در چند دهه اخیر، ضروری است که عوامل یا موانعی را که به هر نحو ممکن بر خلاقیت مدیران ورزشی تأثیرگذار هستند، شناسایی شوند.

بدیهی است که شناخت این عوامل و تلاش در جهت حذف موانع، توان مدیران را در رویارویی با تحولات متغیر محیطی، افزایش می دهد. برخی از موانع ابتکار و خلاقیت مدیران به محیط خارج از محدوده کاری آنها مربوط است و برخی دیگر از موانع ناشی از ویژگی ها و نگرش های خود مدیران است.

تحقیقات جدید علمی مختلف بروز خلاقیت را منوط به چند ویژگی شخصی مدیران می دانند که عبارتند از: اعتماد به نفس، خطرپذیری، عدم ترس از انتقاد، احساس تعلق گروهی، استفاده بهینه از مجردات ذهنی، قدرت تجزیه و تحلیل نظام یافته.

با توجه به اهمیت موضوع خلاقیت در سازمان ها و به ویژه در سازمان های ورزشی، شناخت موانع خلاقیت نیز به عنوان یکی ازمقوله هایی که به مدیران در امر برنامه ریزی و سازماندهی کمک می کند، مدنظر قرار می گیرد. آگاهی از موانع خلاقیت و میزان دخالت هر یک از آنها در مسیر تلاش و جنبش مدیران، امکان ایجاد زمینه کنترل و اتخاذ تصمیمات مناسب را فراهم آورده، زمینه را برای ایجاد بازخورد در مسیر روبه رشد مدیران فراهم می کند.

شناخت وضع موجود خلاقیت مدیران و موانع بروز خلاقیت، امکان طراحی سیستم خود کنترلی را برای حذف یا تقلیل این موانع بوجود می آورد. لذا این پژوهش در پی آن بوده تا وضعیت موجود نگرش خلاقانه مدیران اداره های تربیت بدنی دانشگاه ها را مورد بررسی قرار داده و به این موضوع دست یابد که چه دسته عواملی بیش از بقیه به عنوان بازدارنده های خلاقیت مدیران تربیت بدنی مطرح هستند. همچنین پژوهش حاضر درصدد یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا بین مشخصات فردی مدیران تربیت بدنی دانشگاه ها و موانع مرتبط بر خلاقیت ارتباطی وجود دارد

مقایسه تبیین میانگین نمرات به دست آمده برای موانع مرتبط به خلاقیت و نوآوری مدیران تربیت بدنی دانشگاه ها نشان داد که میانگین نمرات مرتبط با تجزیه و تحلیل نظام یافته و موفقیت کاری، بالاتر از سایر موانع بود و میانگین نمرات اعتماد به نفس و خطرپذیری در مدیران اداره های تربیت بدنی دانشگاه ها نسبت به سایر موانع پایین تر است.

نتایج آزمون فرضیه های تحقیق، درمورد بررسی ارتباط بین مشخصات فردی مدیران اداره های تربیت بدنی دانشگاه (سن، سابقه کار و مدرک تحصیلی) با زیر فاکتورهای شش گانه موانع مرتبط بر خلاقیت نشان داد که بین موانع مرتبط با اعتماد به نفس و خطرپذیری با سن همیشگی منفی معنی دار به دست آمده است. به این معنی که هر چقدر سن مدیران اداره های تربیت بدنی دانشگاه ها افزایش می یابد، از میزان احساس خطرپذیری آنها کاسته می شود. همچنین بین سه مشخصه موانع اعتماد به نفس و خطرپذیری، نیاز به تطبیق و استفاده از مجردات ذهنی، همبستگی مثبت و معنادار به دست آمده است. به این معنی که هر چقدر مدیران تربیت بدنی دانشگاه ها از تحصیلات بالاتری برخوردار بوده اند در زمینه موانع خلاقیت مرتبط با خطرپذیری، نیاز به تطبیق و استفاده از مجردات ذهنی احساس ضعف بیشتری داشته اند.

نتایج به دست آمده از تحقیق نشان می دهد که در خلاقیت مدیران تربیت بدنی دانشگاه های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری استفاده از تجربه و تحلیل نظام یافته و مجردات ذهنی دچار نقصان و کمبودی است و از دید مدیران به عنوان عوامل مؤثر در موانع خلاقیت آنها محسوب می شده است.

براین اساس آموزش تجزیه و تحلیل بحران و حل مشکلات برای مدیران و فعال نمودن تفکرات انتزاعی آنها در حل مسائل می تواند کلید بروز خلاقیت باشد. بدین منظور می توان برای ارتقای خلاقیت مدیران بر روی ایجاد تفکرات تجزیه و تحلیل نظام یافته برای حل مشکلات و پرورش مجردات ذهنی آنها برنامه ریزی های بلندمدتی را در نظر گرفت.

بنابر نظریات مدیران اداره های تربیت بدنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مبنی بر موانع بروز خلاقیت، می توان به احساس تجزیه و تحلیل نظام یافته و نیاز به تطبیق اشاره نمود. فقدان موارد فوق، سبب کمبود در بروز خلاقیت در مدیران فوق الذکر شده است. محققان مذکور، عوامل تجزیه و تحلیل نظام یافته و نیاز به تطبیق را به عنوان عوامل اساسی در بروز خلاقیت تلقی نموده اند. لذا این عوامل از سوی مدیران اداره های تربیت بدنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی احساس شده است که می توان در برنامه ریزی های کلان و آموزشی از منابع و محرک های محیطی مناسب در تقویت این مشکلات بهره مند شد تا مدیران اداره های تربیت بدنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هر چه مؤثرتر بتوانند به حل بحران از طریق تفکرات خلاقانه بپردازند

منبع:آفتاب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 12:51  توسط محمد قاسملو  | 

آسیب شناسی مدیریت ورزش در ایران

به تحقیق، در دنیای پیشرفته امروز، توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی با نیروهای انسانی سالم و کارآمد پیوندی ناگسستنی دارد. در این راستا تربیت بدنی و ورزش جایگاه مؤثری در کشورهای توسعه یافته ودرحال توسعه به خود اختصاص می دهد. تجربه کشورهای موفق وپیشرفته ورزشی نمونه بارزی از این واقعیت می باشد.

در یک نگاه عمیق و اجمالی، کارکردهای ورزش و تربیت بدنی دریک مدل اجتماعی پیشرفته وسیستمی شامل ورزش پایه، ورزش همگانی، ورزش بانوان، ورزش قهرمانی و ورزش حرفه ای در سه مفهوم ساده و اساسی و در عین حال یکپارچه خلاصه می شود که عبارتند از: سلامتی، دوستی و شادابی، به بیان علمی تجلی مبانی زیستی، روانی و اجتماعی که هر انسان کارآمدی به آنها نیازمند است. به عبارت دیگر، ورزش و تربیت بدنی پیشرفته به دنبال پرورش انسان هایی با این سه ویژگی برتر می باشد که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیز برای تحقق اهداف و آرمانهای ارزشمند خویشز به چنین انسانهایی نیازمند است.

پیوند سلامتی و دوستی و شادابی در راستای خداجویی و عدالت محوری بی شک کیفیت و کارایی انسانها را در فعالیت های مختلف عرصه های زندگی فردی و اجتماعی به شدت ارتقا می بخشد. انسان های کارآمد و متعهد در نگاه بسیاری از صاحبنظران مشهور اجتماعی و ورزشی رکن رکین امر خطیر پیشرفت و توسعه در همه بخش های جامعه می باشند به طوری که هیچ عامل دیگری با آن قابل مقایسه نیست.

بنابراین توسعه اجتماعی و اقتصادی نیازمند ارتقا و توسعه ورزشی در جامعه است و لذا توجه ویژه مسئولان و رهبران بالای جامعه به ورزش و تربیت بدنی و طرح ها و برنامه ها و بویژه مدیریت ارشد وفضای مدیریتی آن امری بسیار لازم است.

باانتصاب جناب اقای سعیدلو به عنوان سکانداراصلی ورزش کشور، در شرایط کنونی که سخن از تغییر فضای مدیریتی ورزش در افکار عمومی و محافل ورزشی رسمی و خبری و سیاسی و مطبوعاتی فراوان به چشم می خورد، به کار بردن تدبیر و بررسی های لازم و اتخاذ تصمیم به نفع ترقی و تحول واقعی در عرصه ورزش و تربیت بدنی در چارچوب ارزش های نظام اسلامی همانند سایر عرصه های جامعه از اولویت بالایی برخوردار است و باید بسیار سنجیده عمل کرد، در غیر این صورت دردهای قدیمی و ریشه دار ورزش کشور همچنان به قوت خویش باقی خواهد ماند و به تبع ان، توسعه همه جانبه کشور یکی از یاران مؤثر وجذاب خویش یعنی ورزش و تربیت بدنی متناسب با همه توانمندی ها و ظرفیت های آن را در کنار خود نخواهد داشت. به عبارت نهایی اگر روند تاسف بارکنونی ادامه یابد، اهداف و مسیر ورزش و تربیت بدنی هرگز در راستای پیشرفت و توسعه کشور قرار نگرفته و همانند گذشته مسیرناصوابی را دنبال خواهد نمود که سالهاست همگی خوب بدان واقف هستیم.

مطالعات نشان می دهد از نظر بسیاری از دردمندان و نیروهای متعهد جامعه ورزش کشور اعم از قهرمانان و نخبگان ورزشی،معلمان وکارشناسان تربیت بدنی دراموزش و پرورش، استادان و مدرسان علوم ورزشی در دانشگاه ها و خبرنگاران و نویسندگان خبره مطبوعات ورزشی، مشکلات زیرساختی و انسانی بسیاری در همه پیکره ورزش کشوراعم از ورزش پایه، ورزش همگانی، ورزش بانوان، ورزش قهرمانی وحرفه ای وجود دارد که تعیین یک تیم مدیریتی لایق و شیفته خدمت در راستای ترقی و توسعه ورزش کشور می تواند برای کاهش و زدودن آن حرف اول را بزند. هر چند توسعه کشور در عرصه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و آموزشی و رسانه ای، خود تأثیر شگرفی بر پیشرفت و ترقی ورزش نیز بر جای می گذارد زیراورزش بازتاب جامعه ونظام اجتماعی است، اما انتخاب یک فضای مدیریتی شایسته، متخصص و دارای التزام عملی به نظام و رهبری نظام و همچنین پاسخگو به مردم، مجلس و رئیس جمهور محترم جناب اقای دکتر احمدی نژاد که با رای قاطع قریب به بیست وپنج میلیون نفر دریک انتخابات نادر و رکوردشکن جهانی توسط ملت سرافراز ایران انتخاب شدند، برای افزایش شتاب و تحقق چشم انداز بیست ساله و اهداف و برنامه های پنج ساله در بخش تربیت بدنی و ورزش از اهمیت فزاینده ای برخوردار بوده و می تواند کارکردهای بهداشتی، سلامتی، اقتصادی، تربیتی و فرهنگی آن را با سایر بخش های جامعه و نظام اجتماعی همبسته و همسو نماید.

البته در نگاه بسیاری از صاحبنظران عرصه ورزش و تربیت بدنی، مشکلات ساختاری و انسانی و مدیریتی عدیده ای وجود دارد که توسعه و ترقی ورزش را تقریباً عقیم و غیرممکن می سازد.شاخص های کلان ورزش وتربیت بدنی دربخش های کمی وکیفی با ناهنجاریهای جدی وعمده ای مواجه است، عدم برنامه ریزی ها و سازماندهی های مناسب و نداشتن طرح های جامع و قابل عمل و اجرا، عدم پاسخگو بودن متولیان ورزش کشور به مراجع مسئول و به تبع عدم امکان نظارت و کنترل و اصلاح مدیریت و عملکردهای آنان، صعود و نزول های دیمی و شانسی بسیاری از تیم های ملی در رشته های مختلف ورزشی به ویژه فوتبال ملی، جریان مدیریتی غیرکارآمد و غیرمتعهد و دایره بسته مدیریت در ورزش کشور و عدم توجه و بکارگیری پژوهشها و علوم ورزشی به صورت مستمر و اصولی، سیاست درهای بسته مدیران و بی نیازی به نظرات نخبگان و صاحب نظران و نویسندگان خبره ورزشی، عدم توجه به الگوها و استانداردهای ملی و جهانی و کشورهای پیشرفته، عدم توجه و حمایت از باشگاه های بازیکن ساز و مناطق قهرمان خیز در کشور، عدم داشتن طرح و برنامه مشخص و منسجم برای استعدادیابی ورزشی و فقدان مدارس ورزش دائمی و سازمان یافته، بی توجهی به ورزش های پایه، بومی و منطقه ای و سنتی، تقویت روحیات و رفتارهای غیرورزشی و غیراخلاقی و سلطه اهداف شخصی و سودجویانه بر بسیاری از اجزای ورزش، عدم توجه به شایسته سالاری و بکارگیری نیروهای لایق و متعهد ورزشی در بخش های مختلف، سیاسی شدن و دولتی شدن افراطی ورزش کشور از جمله ناهنجاری هایی هستند که همواره پیکره جذاب و جوانگرای ورزش کشور را با آفات متعددی مواجه ساخته است.

در حال حاضر انتخاب مدیران شایسته، پاک دست، ساده زیست و کارآمد و آشنا با دردهای قدیمی و ریشه ای ورزش کشور و همچنین ایجاد فضای مدیریتی سالم ورزشی و شیفته خدمت به مردم و نظام و همسو با دولت دهم توسط ریاست جدید سازمان تربیت بدنی جناب آقای سعیدلو در واقع به مثابه خون جدیدی است که بر پیکره ورزش تزریق می شود. پیکره ای که همواره نحیف و نحیف تر شده است. این فرایند مدیریتی چنانچه خارج از دایره بسته مدیریت در سالهای اخیر انتخاب گردد، به طوری که به ریشه های پوسیده و آفات مدیریتی و انسانی موجود ورزش آگاهی داشته باشد، در یک جریان سالم و بکارگیری همه ظرفیت ها و همه نیروها در جایگاه واقعی و متناسب آنها می تواند مرهمی اساسی بر زخم های کهنه ورزش کشور بوده و در میان مدت ورزش و تربیت بدنی را در مسیر توسعه همه جانبه کشور قرار دهد و ورزش و ورزشکاری بر اساس آرمانهای امام راحل (ره)، رهنمودهای مقام معظم رهبری و باورهای نظام مقدس جمهوری اسلامی جهت گیری نموده و قهرمانان ورزشی بیانگر فرهنگ و ارزشهای انقلاب شکوهمند اسلامی باشند.

منبع آفتاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 12:50  توسط محمد قاسملو  | 

آدمهای بزرگ متوسط و کوچک

آدم هاي بزرگ درباره ايده ها سخن مي گويند

آدم هاي متوسط درباره چيزها سخن مي گويند

آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

 

آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند

آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند

آدم هاي كوچك بي دردند

 

آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند

آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد

آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم هاي كوچك مسئله ندارند

 

آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند

آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند

آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 12:46  توسط محمد قاسملو  | 

كار تيمي چيست؟

دلیل توصیف واژه‌ی "تیم" چیست؟

 

دلیل اول مشخص کردن منظور ما از واژه‌ی تیم است چرا که این واژه برای افراد مختلف معانی گوناگونی دارد. ذهن برخی از شنیدن این واژه به ورزش، مربیگری، و تمرین‌های سخت برای پیروزی و قهرمانی در یک رشته‌ی خاص کشیده می‌شود. برخی نیز به ارزش‌های کار تیمی همچون مشارکت، همکاری، و کمک به یکدیگر توجه می‌کنند. برخی دیگر فکر می‌کنند هر گروهی که با یکدیگر کار می‌کنند، یک تیم هستند و ذهن بعضی‌ها هم در وهله‌ی اول به مشارکت دو نفر همچون ازدواج و یا شراکت‌های کاری معطوف می‌‌گردد".

 

 

آنها بدین ترتیب مابین یک تیم واقعی و آنچه که آن را «صرف یک گروه از افراد با هدفی مشخص» می‌دانند تفاوت قائل می‌شوند:

 

 

"یک تیم به تعداد کمی از افراد گفته می‌شود که دارای مهارت‌های تکمیل‌کننده‌ی یکدیگر بوده و دارای مقاصد، اهداف، و رویکردی مشترک‌اند که بر مبنای آنها به هم پیوند می‌خورند و به یکدیگر تکیه می‌کنند."

 

 

بنابر بر نظر koutzenback و Smith اعضای تیم به یکدیگر وابسته‌اند و این بدین معنی است که عدم فعالیت یک عضو از تیم باعث عدم انجام کار تیمی می‌شود. در واقع کار آنها اثر متقابل بر یکدیگر می‌گذارد. اما به عکس، گروه‌های کاری، گروهی از افراد هستند که با یکدیگر کار می‌کنند و از راهنمایی یک نفر بهره می‌برند. کار شخصی در آنها بیشتر نمود دارد؛ مانند کار حرفه‌ای وکلا. کاتنزباخ و اسمیت گروه‌های کاری "تک رهبر" را اینگونه توصیف می‌نمایند:

 

 

"اگر فرصت و یا نیاز عملکردی مهمی که لازمه‌ی تیم شدن است وجود نداشته باشد، آن را گروه می‌نامند. اعضا در ابتدا برای تبادل اطلاعات، مشارکت می‌کنند و با سعی فراوان از دیدگاه‌های خود برای تصمیم‌گیری در جهت کمک به هم‌گروهی‌ها در راستای فعالیتشان بهره می‌گیرند. در واقع، هیچ قصد، هدف عملکردی، و یا محصول مشترکی وجود ندارد که مستلزم رویکرد تیمی یا مسئولیت متقابل باشد."

 

 

طبق گفته‌ی کاتزنباخ و اسمیت، شش اصل برای کار تیمی وجود دارد:

 

 

▪ تعداد کم افراد (کمتر از ۱۲ نفر)

▪ مهارت‌های تکمیل کننده

▪ نیت مشترک

▪ پذیرش رویکرد کاری توسط تمام اعضای تیم

▪ مسئولیت و پاسخگویی همگانی

 

 

پاتریشیا، جی آدِسو نیز فهرستی از آنچه که یک تیم به وجود می‌آورد را به قرار زیر بیان کرده است:

 

 

▪ هدف‌ها را مشخص می‌سازد.

▪ مشکلات را بررسی و حل می‌نماید.

▪ راه‌حل‌ها را اجرا می‌سازد.

▪ خود را مسئول نتایج می‌داند.

 

 

به نظر او مهم این است که واژه‌ی تیم را بر مبنای نتایج حاصل از آن تعریف کنیم؛ به عبارت دیگر بهتر است بگوییم تیم چه می‌کند، تا بگوییم تیم چیست. بعضی‌ها سعی می‌کنند که نفس واژه‌ی تیم را معنا کنند و این در حالی است که تیم، واژه‌ی ایهام‌برانگیزی می‌باشد. ممکن است که شما در یک تیم با روحیه‌ی بالا باشید اما به راستی نمی‌دانید که هدف آن و نتیجه‌ی احتمالی آن چه می‌باشد. بنابراین بهتر است که توجه خود را به آنچه که در مورد تیم می‌گوییم معطوف سازیم. سه نتیجه‌ی کلیدی زیر، راهنمای ما خواهد بود:

 

 

▪ بیش از دو نفر درگیر در کاراند.

▪ این افراد در مورد آنچه که سعی در رسیدن بدان دارند و نیز دلیل آن، درک روشنی دارند.

▪ آنها می‌دانند که بدون همکاری، هیچ شانسی برای رسیدن به هدف نخواهند داشت.

 

 

برای کار تیمی این تهدیدات وجود دارد اما در بعضی از مواقع تیم‌ها از این سطح از فعالیت فراتر رفته و تبدیل به تیم‌های با قدرت اجرایی بالا می‌شوند. در این مورد کاتزنباخ و اسمیت اینگونه می‌گویند:

 

 

"تیم در واقع به یک گروه کاری گفته می‌شود که تمامی شرایط یک تیم واقعی را داراست و اعضای آن کاملاً به شکوفایی و موفقیت یکدیگر متعهد هستند. این تعهد معمولاً منجر به رشد تیم می‌گردد. تیمی که دارای قدرت اجرایی بالا است، مشخصاً تمامی کارها را بهتر از تیم‌های دیگر انجام می‌دهد و تمام انتظارات منطقی اعضا را برآورده می‌سازد".

 

 

آنها اذعان می‌کنند که از این نوع تیم‌ها نمونه‌های زیادی وجود ندارد اما به عنوان "الگوهای عالی" برای تیم‌های واقعی بالقوه مطرح می‌باشند.

آدسو بیان می‌دارد که تیم‌هایی که عملکرد بالایی دارند باید دارای ویژگی‌هایی باشند که آنها را از تیم‌های معمولی متمایز می‌سازد:

 

 

▪ سطوح بالای ارتباطی

▪ اطمینان و اعتماد

▪ خوش‌بینی

▪ انتظارات بالا از یکدیگر

▪ مشارکت همه‌ی اعضا

▪ تعهد به اهداف مشترک

 

 

اغلب، این عوامل از جمله عوامل احساسی و یا روانشناختی هستند و در قالب دستورالعمل‌ها و ساختارهای کاری نمی‌گنجد.

 

 

این موشکافی از معنای تیم درست ممکن است شبیه آن باشد که برای شکستن یک گردو از چکش بتن‌کن استفاده کنید. همه‌ی ما می‌دانیم که تیم چیست و همه در آن بوده‌ایم و احساس در یک تیم بودن را لمس کرده‌ایم. پس چرا مهم است که آن را نقد کنیم؟ پاسخ این است که گرچه همه از واژه‌ی تیم، چیزی استنباط می‌کنیم اما هنوز موفق به استفاده‌ی آن در سازمان خود نشده‌ایم. اینچنین تعاریفی آنقدر ساده و پیش پا افتاده به نظر می‌رسند که ما آنها را عادی می‌پنداریم و از افراد انتظار داریم که آنها را به کار گیرند.

 

هاروی راپینز و مایکل فینلی در آخرین کتابشان "چرا تیم‌ها موفق نیستند" به بیان راز و رمز کار تیمی می‌پردازند و ساده‌ترین تعریف ممکن را ارائه می‌دهند:

 

 

"تعریف تیم آسان است. به افرادی که با یکدیگر کار می‌کنند یک تیم گفته می‌شود. می‌تواند یک تیم هاکی باشد که از خود بازی قدرتمندی نشان می‌دهد، یا یک تیم پژوهشی که سرگرم گره‌گشایی و حل یک معمای عقلی است، و یا یک تیم نجات که سرگرم نجات کودکی از زیر آوار می‌باشد، و یا خانواده‌ای که در حال سازندگی زندگی خود است. نکته مهمی که تیم را می‌سازد همین بخش با هم بودن آن است".

 

 

ممکن است برخی از صاحبنظرانی که از آنان نام بردیم با این نظر مخالف باشند و عقیده داشته باشند که تنها با هم بودن، یک امر احساسی است، در حالی که آنچه که مهم است قسمت هدفمند بودن تیم است که منجر به نتیجه‌ی مورد نظر می‌گردد. اما باز هم بنابر اذعان آنهایی که در تیم فعالیت داشته‌اند، این بخش، یعنی احساس تشریک مساعی، بسیار حیاتی و مهم می‌باشند.

 

 

● انواع تیم

 

 

سازمان‌های مدرن در مورد تیم‌ها و کار تیمی تعریف مشخصی دارند. صحبت ما بر تیم‌های پروژه، نیروهای کاری، گروه‌های فعال، تیم‌های خودمدیریت‌شده، گروه‌های هدایت‌کننده، تیم‌های چندمنظوره، گروه‌های کیفیت، تیم‌های مجازی، تیم‌های مربوط به خدمات به مشتری، تیم‌های مدیریت، کمیته‌های ویژه، کمیته‌های منظم و مستمر، و تیم‌های جنگ‌طلب می‌باشد. این فهرست تمام‌ناشدنی است. اما مفیدترین چارچوب، احتمالاً توسط کاتزنباخ و اسمیت با استفاده از واژگان ساده‌تری بیان شده است: تیم‌هایی که به وجود آورنده و انجام دهنده‌ی کار هستند، تیم‌هایی که پیشنهاد دهنده‌ی کار هستند، و تیم‌هایی که مدیریت و هدایت کار را به عهده دارند. برای بهره‌وری کامل از یک تیم باید این چارچوب و تقسیم‌بندی را به کار گرفت تا متوجه شویم آیا به یک تیم نیازی هست یا نه؛ و اگر هست، انتظار دارید که چه کاری برای شما انجام دهد. اگر برای یک تیم اهداف واضح و ملموسی لازم است بنابراین درک روشن و دقیقی از عملکرد یک تیم که جدا از انتظارات شما از عملکرد آن نیست، ضروری می‌نماید. بدون تبیین این اهداف قادر به پیگیری و دیدن عملکرد تیم و برآورد تأثیر آن نخواهید بود.

 

 

● تیم‌هایی که به وجود آورنده یا انجام دهنده‌ی کار هستند

 

 

اکثریت تیم‌ها برای تولید کالا و خدمات، فعالیت می‌کنند. گرچه برای مدیران، داشتن گروه‌هایی که در آن مشکلات به صورتی پویا و خلاق بررسی و حل شود اهمیت زیادی دارد، اما در بیشتر مواقع خواست ما صرفاً انجام کار است. اینگونه تیم‌ها در طول وجود خود، از اعضای مختلف و زیادی بهره خواهند گرفت. بار دیگر به این نکته اشاره می‌کنیم که لازم است در مورد اینکه نوع کار چیست و چه استانداردهایی لازم است، درک روشنی داشته باشیم. ابهام در مورد اهداف، شاید موجب قدرتمند شدن برخی از مدیران گردد اما می‌تواند موجب دلسرد شدن افراد ناآگاه شود. یک شرکت چندملیتی به نام "Do Korea" سرگروهی داشت که می‌گفت: "چطور می‌توان متوجه شد کار به انجام رسیده است، چه برسد به اینکه متوجه شویم کیفیت کار نیز در چه حد بوده است؟"

 

 

● تیم‌هایی که مدیریت و هدایت کار را بر عهده دارند

 

 

بسیاری از تیم‌های پروژه(های خاص) در این دسته قرار می‌گیرند. این تیم‌ها برای تحقیق در مورد مسایل مشخص، یا بهینه‌سازی فرآیندها و یا ارائه‌ی راه‌حل‌های نوآورانه تشکیل یافته‌اند. در این مورد نیز باید درک صریح و روشنی در مورد تشکیل چنین تیم‌هایی وجود داشته باشد: آیا این تیم‌ها موقتی و برای کوتاه‌مدت تشکیل یافته‌اند و یا مغز متفکر بلندمدت و همیشگی تیم‌ها هستند؟ اعضای آن هنگامی که به موفقیت می‌رسند و افتخار و اعتبار کسب می‌کنند باید دستیابی به این حالت را درک کنند. در اینجاست که آنها ضامن طولانی شدن عمر کاری خود، حتی فراتر از انجام آنچه که وظیفه‌ی آنها تعیین شده است می‌باشند. حتی ممکن است کمک دیگر افراد که به آنها ایده‌های جدیدی برای کارآیی بیشتر ارائه می‌دهند را به سختی دریافت کنند.

 

 

همچنین صداقت با دیگر افراد بسیار ضروری است. گروهی که برای بررسی گزینه‌های مختلف برای نقل مکان شرکت تشکیل شده است ممکن است وقتی دریابد انتخاب مورد نظر به دلیل موجود یک پارک به فاصله‌ی ۲۰ دقیقه از منزل مدیر عملیاتی بوده، دلسرد گردد. همچنین پیشنهاد می‌گردد که تصمیم‌گیری‌های دشوار را با ایجاد کمیسیون فرعی به تعویق انداخت. مراجعه به گروه مشاور در مورد محل پارک کردن خودرو؛ یک خودکشی کاری محسوب می‌شود.

 

 

این نکته درس مهمی به ما می‌آموزد یعنی اینکه بزرگترین وظیفه‌ی این نوع تیم، راهنمایی تیم اجرایی است یعنی همان تیم انجام دهنده و سازنده‌ی کار.

 

 

● تیم‌هایی که مدیریت و هدایت کار را بر عهده دارند

 

 

این تیم‌ها به منظور هدایت و مدیریت کارها تشکیل یافته و لازم است که در آن، افراد کاردان و ماهر حضور داشته باشند. مهمترین قسمت، مدیریت آن بخش از خدماتی است که از خارج از سازمان تهیه شده‌اند. فراهم آوردن منابع و خدمات از خارج از سازمان، اغلب باعث ناخشنود شدن اشخاصی می‌شود که تا پیش از این در آن حوزه‌ها، دارای قدرت نفوذ و کنترل بوده‌اند. شاید هم برخی از این افراد تحریک شده، موجبات کارشکنی در این تیم شوند. تیم‌های مدیریت ارشد نیز در این زمره قرار می‌گیرند. مسئله اینجاست که آنهایی که در مناصب بالای یک سازمان قرار دارند حتی به صورت اسمی نیز به ندرت یک تیم نامیده می‌شوند. خیلی از این افراد به دلیل مهارت در کارشان، به مناصب بالا دست یافته‌اند. نخبگان از نظر اخلاقی و رفتاری، توانایی همکاری و تشریک مساعی که لازمه‌ی دوام و بقای یک تیم است را ندارد. اشخاص نیرومند و ماهر، اغلب همراهان خوبی برای یک تیم نیستند. البته این حالت، مشکل خاصی ایجاد نمی‌کند مگر در شرایطی که گروه تصمیم می‌گیرند به طور جدی در قالب یک تیم واقعی کار کند. افراد دون پایه (حتی در سازمان‌هایی که طبقات سلسله مراتبی در آنها زیاد از هم فاصله ندارد) با جمله‌ی زیر، زیاد برخورد می‌کنند:

 

 

"نگاه نکن خود من چطوی کار می‌کنم، تو باید آن جوری که به‌ات می‌گویم کار کنی".

در یک کار تیمی مانند هر کار دیگری، مدیران ارشد فقط راه می‌روند و حرف می‌زنند.

 

 

دلیل اهمیت تیم‌ها چیست و چرا در اقتصاد الکترونیکی و نوین جهانی اهمیت بیشتری یافته‌اند؟

 

 

از سال‌ها پیش گفته شده است که افراد، بزرگترین سرمایه‌ی سازمان‌ها به شمار می‌آیند این مطلب در گزارش سالانه‌ی بسیاری از شرکت‌ها که نام تمامی مدیران ارشد و مسئولان سازمان در آنها ذکر می‌شد ولی نام کارمندان دون پایه به صورت گروهی و ناشناس مورد اشاره قرار می‌گرفت، همواره به عنوان روشی استاندارد وجود داشته است. چنانچه مطلب فوق برای کارشناسان مدیریت منابع انسانی نقل شود، آنها یا گره‌ای عاقلانه و حاکی از درک مسئله بر ابرو می‌اندازند و یا آنکه نیشخندی مبنی بر تسلیم و ناچاری بر چهره می‌آورند. ما می‌گوییم که برای افراد ارزش قائل هستیم ولی در عمل برای تحقق این ارزش کوشش چندانی نمی‌کنیم. همین مطلب در مورد کار تیمی نیز مصداق دارد. می‌دانیم چنانچه افراد با هم متحد شوند می‌توانند کوه‌ها را به حرکت درآورند، اما در مورد چگونگی اداره‌ی امور تیمی اطمینان کافی نداریم و بنابراین افراد را در قالب گروه‌های کاری می‌گنجانیم و امیدواریم که طی واکنشی شگفت، یک تیم شکل بگیرد.

 

 

در دنیای امروز عوامل بسیاری وجود دارند که بر ضرورت تغییر روند فوق تأکید می‌ورزند. چنانچه دیدگاهی کلی نسبت به آنچه در سطح کلان اتفاق می‌افتد داشته باشیم، مشاهده خواهیم کرد که رهاسازی نیروی یک تیم خوب، به مثابه آن است که پایاترین امتیاز رقابتی موجود را برای سازمان‌های امروزی فراهم آوریم.

 

 

● سازمان‌های لاغرتر و متناسب‌تر

 

 

امروزه اگر یک مدیر با مشکلی مواجه شود، به ندرت می‌تواند برای حل آن، گزینه‌ی استخدام یک نیروی اضافی را مدنظر قرار دهد. شرکت‌های کوچک ابعاد شده، درست ابعاد، و باز مهندسی شده به این نتیجه رسیده‌اند که تعداد کارکنان موجود کمتر از نیاز شرکت است و با وجود این نمی‌توان حجم کار هر یک از آنان را کاهش داد؛ به گونه‌ای که با کاهش تعداد افراد از آنها خواسته می‌شود تا حجم کار قبلی و حتی بیشتر را به انجام رسانند. بهره‌وری، موضوعی اساسی به شمار آمده و تنها از طریق کارکرد همگانی در جهت رسیدن به نتیجه‌ی دلخواه، قابل دستیابی است. همانگونه که jack welch (رئیس شرکت جنرال الکتریک) بیان می‌کند:

 

 

"ما می‌دانیم بهره‌وری واقعی و نامحدود از کجا ریشه می‌گیرد. این بهره‌وری چیزی نیست جز حاصل تیم‌های کاری پویا، توان‌افزا، با اشتیاق، و با انگیزه. "

امروزه تنها حجم کار افزایش نیافته، بلکه نوع کاری که افراد انتظار انجام آن را دارند نیز تغییر کرده است. سازمان‌های دارای انگیزه‌ی رقابتی بالا می‌باید در برابر مشتریان و بازارهای خود پاسخگو باشند و با بهره‌گیری از سرعت و انعطاف‌پذیری، به طور پیوسته گروه‌های کاری خود را بازیابی کنند. افراد باید بتوانند علاوه بر انجام کار به صورت جمعی، کار مذکور را به سرعت انجام دهند. افرادی که می‌توانند به سرعت و به نحوی کارآمد تشکیل تیم دهند و در قالب آن کار کنند، با سوق یافتن فعالیت‌‌ها به سوی پروژه‌های تیمی و نیروهای کاری ویژه، در آینده  ، بسیار مورد نیاز خواهند بود.

 

 

یکی از مزایای کوچک‌سازی ابعاد سازمان‌ها آن است که آنچه باقی می‌ماند از نوعی کیفیت تفکیک شده و تمایز یافته برخوردار خواهد بود. همچنان که همکاران و اداراتی که افراد عادت داشتند با آنها کار کنند ناپدید می‌شوند، خود افراد نیز دچار نوعی گمگشتگی می‌شوند. استفاده‌ی هوشمندانه از تیم می‌تواند با انسجام‌بخشی آنها در قالب یک مجموعه‌ی جدید، از بروز حس سردرگمی و از هم پاچیدگی جلوگیری کند.

 

 

● ادغام، خرید کلی، و سرمایه‌گذاری مشترک شرکت‌ها با هم

 

در اقتصاد جهانی‌شده‌ی کنونی، یکی از مهمترین شکل‌های انجام فعالیت‌های راهبردی، تشکیل سیستم‌های کاری میان‌سازمانی است. این امر می‌تواند در قالب ادغام همه جانبه‌ی چند شرکت، خرید کلی یک شرکت توسط شرکت دیگر، و یا سرمایه‌گذاری مشترک هدفمند، صورت پذیرد. در هر حال، نکته‌ی اصلی آن است که سازمان‌ها دیگر نمی‌توانند مرزهای خود را در برابر نفوذ دیگر سازمان‌ها ببندند. فعالیت‌ راهبردی فوق بر مبنای سرمایه‌گذاری بر روی تخصص، منابع، و یا قابلیت دستیابی سازمانی مورد نظر پایه‌گذاری شده است که تحقق این امر وجود کار تیمی را طلب می‌کند.

 

 

بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری مشترک که بدین تشکیل شده‌اند، شکست می‌خورند چرا که افراد نمی‌توانند روش مناسبی برای کار با یکدیگر را بیابند. در این شرایط اهداف مشترک موجود در کشمکش‌های کاذب رنگ باخته و یا آنکه کارکنان آن به دیگر شرکت‌ها می‌پیوندند و بدین صورت شرکت از درون تهی می‌شود. بنابراین تنها از طریق اهداف شفاف و کار جمعی و مشترک برای تحقق اهداف مذکور خواهد بود که فعالیت میان‌سازمانی از شانس موفقیت برخوردار می‌گردد.

 

 

● جهانی‌سازی

 

 

هر چه سازمان‌ها از جنبه‌ی جغرافیایی، تنوع بیشتری یابند، دو پدیده رخ می‌دهد: نخست آنکه افراد باید با کسانی کار کنند که در مکان‌های دیگر و در قالب ساعات کاری متفاوت فعالیت می‌کنند؛ و دوم آنکه آگاهی از فرهنگ‌های گوناگون نیز برای آنها ضرورت می‌یابد. مطلب فوق انواع خاصی از مشکلات را فراروی کار تیمی می‌نهد و همانگونه که می‌دانیم کار تیمی برای تحقق عملکرد شرکت‌های جهانی از اهمیت اساسی برخوردار است.

 

 

● فناوری

 

 

رشد و پیشرفت‌های به وجود آمده در فناوری اطلاعات، افراد را قادر ساخته است تا به روشی کاملاً متفاوت با هم کار کنند به گونه‌ای که به جای سهیم شدن در یک فضای کاری و احتمالاً برخورداری از قراردادهای استخدامی مشابه، تیم‌های مجازی بیش از پیش رواج می‌یابد. مزیت روش فوق واضح است: هر زمان که لازم باشد می‌توان تخصص مورد نیاز را از میان تمام منابع موجود و با هزینه‌ای ثابت و بسیار اندک فراهم کرد؛ ولی مشکل در اداره‌ی این تیم‌های دور افتاده از هم نهفته است.

 

 

● رقابت فزاینده

 

 

در تئوری، تمام سازمان ها از یک فناوری بهره می‌گیرند و خود را مقید به پیروی از یک چارچوب قانونی می‌دانند؛ یعنی اینکه زمینه‌‌ی فعالیتشان در یک سطح است. سازمان یادگیرنده راه چاره‌ای است برای جلوگیری از زوال و رکودی که ممکن است بر اثر این همسطحی به وجود آید. با این تفسیر هر سازمان باید توانایی بررسی و یادگیری از محیط اطراف خود را دارا باشد. آنها باید قادر باشند تا اطلاعات را ذخیره، بازیابی، و آنگاه با در میان گذاشتن با کارمندان خود، دانش آنها را گسترش دهند. برای اینکه یک چنین اطلاعاتی به حالت کاربردی درآید، یک کار گروهی لازم است. مدیریت دانش به تنهایی راه‌گشا نخواهد بود مگر اینکه از زمان وارد کردن اطلاعات، تا پایه‌گذاری زیر بنای سیستم، بر مبنای کار گروهی طراحی و تنظیم شود. سازمانی که از فرهنگ کار تیمی برخوردار نمی‌باشد برای مدیریت دانش و کار یادگیری سازمانی، از سطح اعتماد کافی بهره‌ای نخواهد داشت.

 

 

از نوآوری و خلاقیت نیز اغلب به عنوان یک مزیت رقابتی و دلگرم کننده ذکر می‌شود. در حالی که کار گروهی الزاماً خلاقیت را به وجود نمی‌آورد ولی حل مشکلات گروه و فنون خلاقیت، دائماً به عقاید جدید و بهبود فرآیندها منجر خواهد شد. هم‌افزایی زاییده‌ی کار گروهی است. علاوه بر این اگر لازم باشد که کارمند نمونه‌ای به یک تفکر خلاق دست یابد ابتدا باید تیمی در اختیار داشته باشد تا آن ایده را دریابد و آنگاه آن را تبدیل به یک نوآوری سازد. اجرای خلاقیت اغلب یک کار انفرادی نیست.

 

 

● طرز تفکر سیستم‌ها

 

 

پیتر سنژ تئوری تفکر سیستم‌ها را در کتاب "نظم پنجم" فراگیر کرد؛ اما نظریه‌پردازان مدیریت کیفیت جمعی، از مدت‌ها قبل بر این باور بودند که اشخاص به تنهایی قادر نخواهند بود که  در سیستمی که در آن فعالیت می‌کنند کار فوق‌العاده‌ای از خود نشان دهند. این درست که اشخاص نخبه برای بسیاری از سازمان‌ها از اهمیت زیادی برخوردار هستند اما این نکته را نباید فراموش کرد که آنها به حمایت فعال یک گروه در پشت صحنه نیازمنداند. در گذشته توجه کافی به این فعالیت نامرئی نمی‌شد اما این اتحاد و کارگروهی است که چرخ‌های سیستم را به حرکت درمی‌آورد و تضمین می‌کند که کار به انجام برسد.

 

 

● افراد درگیر در کار

 

 

تمام عواملی که در بالا ذکر شد اشاره به این نکته دارد که شرایط کاری به سرعت تغییر می‌کند اما مشکل این است که افراد به همان سرعت تغییر نمی‌کنند.

ممکن است که از نظر فناوری در قرن بیست‌و‌یکم باشیم اما از نظر احساسی و روانی همچنان در عصر حجر هستیم. با این تفسیر نباید سلسله مراتب نیازهای "ماسلو" را نپذیرفت چرا که او معتقد است بشر از نیاز به غذا و سرپناه، به نیاز به زندگی اجتماعی و جامعه‌پذیری رسید و آنگاه نیازمند به لحظات خودشکوفایی شد. اما به نظر می‌رسد که بشر به طور عزیزی نیاز دارد با دیگران کار کند. گویی اشتیاق به ایجاد رابطه در نهاد او قرار داده شده است و برای همین است که افراد منزوی و یا کسانی که در حبس انفرادی هستند، رنج بسیاری می‌برند. مردم کارگروهی و اجتماعی را دوست دارند و آنهایی که اینطور نیستند توسط همکارانشان به عنوان اشخاصی عجیب در نظر گرفته می‌شوند. بسیاری از کارکنان آزاد که به کار در سازمان‌ها روی آورده‌اند دلیل این کار را داشتن همکار ذکر کرده‌اند. وقتی که مردم به خاطر از هم پاچیدگی جوامع سنتی و خانواده‌ها، احساس می‌کنند زندگیشان رو به نابودی است، جنبه‌ی اجتماعی کار، بیش از پیش نمایان می‌گردد. به این خاطر است که افرادی که در سازمان‌های بزرگ مشغول هستند اغلب مایل به داشتن حس تعلقی می‌باشند که از کار در گروه‌های کاری کوچکتر به دست می‌آید. درست است که افراد مایل هستند با هم و به صورت گروهی کار کنند اما حرکت به سمت یک کار گروهی کارآمد، آسان نمی‌باشد.

 

 

● اشارات ضمنی برای مدیران

 

تمام عوامل فوق نیاز به کارگروهی در یک سطح بزرگ را افزایش می‌دهند اما چه واقعیت‌هایی را به طور ضمنی برای مدیران سازمان‌ها آشکار می‌کنند؟ مسلماً استفاده‌ی مؤثر از گروه‌ها به خاطر منافعی که دارند، زندگی مدیران را راحتتر می‌سازد؛ این منابع عبارت‌اند از:

 

 

▪ خلاقیت بیشتر

▪ افزایش انگیزه

▪ افزایش توجه به هم‌افزایی و خلاقیت

▪ کاهش ریزش کارکنان (رفتن کارکنان از سازمان)

▪ افزایش ارتباطات

▪ استفاده‌ی بهتر از منابع

▪ تصمیم‌گیری بهتر

▪ فضای کاری بهتر

 

 

و شاید آنهایی که در یک گروه بزرگ کار کرده‌اند بدانند که کار در فضایی که در آن درستی حاکم است، نه تنها زحمت نیست بلکه تفریح نیز می‌باشد. همانطور که بنیانگذاران بستنی بِن و جِری می‌گویند:

 

 

"هیچکس در شرکت بِن و جِری احساس تنهایی نمی‌کند. هرگاه یکی از ما احتیاج به کمک دارد همگی به کمک او می‌شتابیم. هر کس از بیرون ما را می‌بیند انرژی را در وجود ما حس می‌کند. ما برای زندگی، شور و شوق و یک احساس شادی داریم و از معاشرت با یکدیگر احساس لذت می‌کنیم. ما در بازی تجارت، شور و شعف ناشی از موفقیت را با همدیگر تقسیم می‌کنیم و می‌کوشیم هنگام کار به ما خوش بگذرد."

کمی آزادی در کار گروهی برای ایجاد و تداوم یک چنین فضایی مؤثر خواهد بود.

منبع:سايت دانشگاه آزاد بيرجند

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد ۱۳۹۰ساعت 21:35  توسط محمد قاسملو  | 

مشكل تو مشكل من است

موشی درخانه تله موش دید، به مرغ وگوسفندو گاو خبرداد،همه گفتند: تله موش مشکل توست بما ربطی ندارد. ماری درتله افتادو زن خانه راگزید،ازمرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرابرای عیادت کنندگان سربریدند؛گاورابرای مراسم ترحیم کشتندوتمام این مدت موش درسوراخ دیوار مینگریست ومیگریست.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد ۱۳۹۰ساعت 21:33  توسط محمد قاسملو  | 

سال نو مبارک

تازا الیز خوش اولسون

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین ۱۳۹۰ساعت 18:35  توسط محمد قاسملو  | 

راه سلامتي جامعه از پل ورزش مي گذرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۸۹ساعت 13:51  توسط محمد قاسملو  | 

ماتادورها قهرمان شدند

اسپانيا بعد از فتح اروپا قهرمان جهان شد

تيم ملي فوتبال اسپانيا با برتري يک بر صفر مقابل هلند براي نخستين بار فاتح جام جهاني شد.


اين ديدار از ساعت 23 يکشنبه شب در ورزشگاه ساکر سيتي شهر ژوهانسبورگ آغاز شد.
دقايق ابتدايي با برتري کامل اسپانيا همراه بود و اين تيم چندين موقعيت به دست آورد؛ اما پس از حدود 10 دقيقه بازي متعادل شد و نيمه نخست بدون جذابيت و با تساوي بدون گل خاتمه يافت.
در نيمه دوم نيز بازيکنان با احتياط بازي را آغاز کردند؛ ولي با گذشت دقايقي از بازي، موقعيت هايي بوجود آمد. در دقيقه 63 آرين روبن در يک موقعيت تک به تک مي توانست گل نخست بازي را به سود هلند به ثمر برساند؛ اما ايکر کاسياس با پا مانع ورود توپ به دروازه شد.
در دقيقه 69 ناواس که دقايقي قبل به ميدان رفته بود، موقعيتي بسيار مناسب براي داويد ويا خلق کرد اما بهترين گلزن اسپانيا نتوانست دروازه هلند را باز کند.
در دقيقه 83 روبن بار ديگر صاحب موقعيتي مناسب شد؛ اما باز هم کاسياس مانع گلزني وي شد تا بازي در پايان 90 دقيقه برنده اي نداشته و به وقت اضافي کشيده شود.
در دقايق ابتدايي 15 دقيقه اضافي اول،‌ اينيستا و پس از آن ژاوي در محوطه جريمه هلند متوقف شدند؛ اما داور انگليسي اعتقادي به خطاي پنالتي نداشت.
در دقيقه 95 فابرگاس روي پاس عمقي اينيستا با دروازه بان هلند تک به تک شد اما استکلنبرگ ضربه هافبک تعويضي اسپانيا را مهار کرد. دقايقي بعد اينيستا موقعيتي بسيار مناسب به دست آورد اما تعلل وي باعث شد اين موقعيت نيز از دست برود.
در دقيقه 110 هيتينگا پشت محوطه جريمه هلند روي اينيستا مرتکب خطا شد و با دريافت دومين کارت زرد از بازي اخراج شد تا نارنجي پوشان 10 دقيقه پاياني را 10 نفره ادامه دهند.
بالاخره حملات اسپانيا نتيجه داد و در دقيقه 117 اينيستا از داخل محوطه جريمه دروازه هلند را گشود تا بازي به پنالتي نکشد و قهرمان اروپا يک بر صفر پيروز شده و در ادامه موفقيت هاي خود جام جهاني را نيز براي نخستين بار فتح کند.

هاوارد وب از انگليس با کمک دارن کن و مايکل مورالکي قضاوت اين ديدار را برعهده داشت، وي به فان پرسي، فان بومل، دي يانگ، فان برونکهورست، هيتينگا، روبن، فان درويل و ماتيسن از هلند و پويول، راموس، کاپدويا و اينيستا از اسپانيا اخطار داد. هيتينگا نيز با دريافت اخطار دوم از بازي اخراج شد.

ترکيب تيم اسپانيا: ايکر کاسياس، سرخيو راموس،‌ جرارد پيکه، کارلس پويول،‌ خوان کاپدويا،‌ سرخيو بوسکتس، ژابي آلونسو(87 سسک فابرگاس)، آندرس اينيستا، ژاوي ارناندز، پدرو رودريگز(60 خسوس ناواس) و داويد ويا(106 فرناندو تورس)
سرمربي: ويسنته دل بوسکه

ترکيب تيم هلند: مارتين استکلنبرگ، گئورگي فان در ويل، جاني هيتينگا، يوريس ماتيسن، جيوواني فان برونکهورست(105 ادسون برانفايد)، مارک فان بومل، نايجل دي يانگ(99 رافائل فان درفارت)،‌ رابين فان پرسي، درک کوئيت(71 اليرو اليا)، آرين روبن و وسلي اسنايدر
سرمربي: برت فان مارويک
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۸۹ساعت 9:21  توسط محمد قاسملو  | 

توپ طلایی

نامزدهاي کسب توپ طلاي جام جهاني 2010 معرفي شدند

نامزدهاي دريافت توپ طلا و جايزه بهترين بازيکن جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي معرفي شدند.


 اين جايزه يکشنبه شب و در پايان ديدار نهايي بين تيم هاي اسپانيا و هلند به بهترين بازيکن جام نوزدهم اهدا خواهد شد.
 "ديه گو فورلان" از اروگوئه، "آساموا جيان" از غنا، "ليونل مسي" از آرژانتين، "آندرس اينيستا"، "ژاوي هرناندز" و "داويد ويا" هر سه از اسپانيا،  "وسلي اشنايدر" و" آرين روبن" از هلند، "باستين شوان اشتايگر" و "مسعوت اوزيل" از آلمان، 10 نامزد دريافت توپ طلاي آديداس هستند تا عنوان بهترين بازيکن جام را به خود اختصاص دهند.
 به نظر مي رسد بازيکنان تيم هاي اسپانيا و هلند که تيم هاي آنان به ديدار نهايي راه يافته اند شانس بيشتري براي دريافت توپ طلا داشته باشند.

 فهرست بهترين بازيکنان جام جهاني از سال 1982 تا 2006 از نگاه فيفا:
جام جهاني 1982، اسپانيا: پائولو روسي از ايتاليا
جام جهاني 1986، مکزيک: ديه گو مارادونا از آرژانتين
جام جهاني 1990، ايتاليا: سالواتوره اسکيلاچي از ايتاليا
جام جهاني 1994، آمريکا: روماريو از برزيل
جام جهاني 1998، فرانسه: رونالدو از برزيل
جام جهاني 2002، کره و ژاپن: اليور کان از آلمان
جام جهاني 2006، آلمان: زيدان از فرانسه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر ۱۳۸۹ساعت 10:36  توسط محمد قاسملو  | 

نظر سنجی جالب

نتيجه يک نظر سنجي جالب

زيباترين و زشت‌ترين بازيکنان جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي


ب اساس یک نظر سنجی با انتخاب زیباترین و زشت‌ترین بازیکنان جام جهانی 2010  آفریقای جنوبی توسط سایت Beautiful People فابیو کاناوارو، کاپیتان ایتالیا به عنوان زیباترین بازیکن جام جهانی شناخته شد ،اما حدس بزنید زشت‌ترین بازیکن جام چه کسی بود؟ وین رونی، بازیکن انگلیس!

مدیر این سایت می‌گوید طبق نظرسنجی انجام شده از اعضای سایت، کاناوارو در صدر لیست قرار گرفته و فرناندو تورس و داوید ویا از اسپانیا هم پس از او رتبه‌های دوم و سوم را به دست آورده‌اند.

کریستیانو رونالدو، گران‌ترین بازیکن دنیا هم پس از کاکا در رده هشتم است.

زیباترین تیم‌ها هم به ترتیب اسپانیا، ایتالیا، برزیل، فرانسه، دانمارک و آمریکا انتخاب شده‌اند. این تیم‌ها حداقل یک بازیکن جذاب دارند و تعداد بازیکنان زشتشان کم‌ترین در بین دیگر تیم‌ها است.

از سوی دیگر زشت‌ترین تیم‌ها هم سوییس، استرالیا، انگلیس، صربستان، کره شمالی و الجزایر انتخاب شده‌اند.

هاج می‌گوید: «در کل الجزایر زشت‌ترین تیم مسابقات بود و انگلیس با فاصله‌ای بسیار کم در این زمینه دوم شد. آنها زشت‌ترین بازیکن جام، یعنی وین رونی را داشتند.» 

 سیاهه بازیکنان زیبا به ترتیب به این صورت است:

1) فابیو کاناوارو، ایتالیا

2) فرناندو تورس، اسپانیا

3) داوید ویا، اسپانیا

4) لاندن داناوان، آمریکا

5) تیری آنری، فرانسه

6) ادیسون کاوانی، اروگوئه

7) کاکا، برزیل

8) کریستیانو رونالدو، پرتغال

9) دیدیه دروگبا، ساحل عاج

10) کیسوکه هوندا، ژاپن

11) دیوید جیمز، انگلیس

 

سیاهه زشت‌ترین بازیکنان جام هم به این ترتیب است:

1) وین رونی، انگلیس

2) فرانک ریبری، فرانسه

3) کارلوس تبس، آرژانتین

4) ولادیمیر استویکوویچ، صربستان

5) بنجامین هوگل، سوییس

6) زدنکو اشتربا، اسلواکی

7) رفیق صیفی، الجزایر

8) اسکات چیپرفیلد، استرالیا

9) جان تری، انگلیس

10) رایان نلسن، نیوزیلند

11) دانیل آگر، دانمارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر ۱۳۸۹ساعت 12:56  توسط محمد قاسملو  | 

مارادونا رفت؟؟؟؟؟؟

مارادونا از سرمربيگري آرژانتين ‌کناره‌گيري کرد

سرمربي تيم ملي فوتبال آرژانتين دو روز پس از قبول شکست برابر آلمان و حذف از جام‌جهاني‌آفريقاي‌جنوبي اعلام کناره‌گيري کرد.


  ديگو مارادونا با ارائه نامه‌اي به فدراسيون فوتبال کشورش اين موضوع را به اطلاع رساند.
 وي پس از اين اقدام در مقابل دوربين شبکه تلويزيوني کشورش اظهار داشت: با ارسال اين نامه اعلام کردم دوره حضورم در کادر فني تيم ملي به آخر رسيده است. با تمام توان و وجود کار کردم و هرچه مي دانستم، بکار گرفتم تا نتيجه‌اي درخور شان آرژانتين بگيرم.
 وي افزود: شکست از آلمان بزرگ‌ترين و تلخ‌ترين ناکامي زندگي من بود. در آن لحظه که برابر اين رقيب بازنده شديم، آنقدر ناراحت بودم که به چيزي غير از نتيجه‌ حاصل شده فکر نکردم؛ ولي با ارزيابي شرايط و موقعيت پي بردم بهتر است از اين مقام کناره‌گيري کنم.
 اين اتفاق ساعاتي پس از ورود اعضاي آليباسته (لقب آرژانتين) به فرودگاه بوئنوس آيرس صورت گرفت که با استقبال گرم هواداران از مارادونا و مردانش همراه بود. آنها با وجود ناراحتي غم شکست، ‌با شعارهاي که سر دادند،‌ از مربي 49 ساله خواستند به کارش ادامه دهد؛ ولي وي پس از مشاوره با دوستان و همينطور اعضاي خانواده‌اش ترجيح داد اعلام کناره گيري کند.
 تيم تحت رهبري او عصر روز شنبه در مرحله يک چهارم ‌نهايي جام‌جهاني 4 بر صفر مغلوب ژرمن‌ها شد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر ۱۳۸۹ساعت 20:55  توسط محمد قاسملو  | 

شماره 10 ها

جام 2010 پاياني براي افسانه پيراهن شماره 10

شماره 10 مدت هاست که در دنياي فوتبال از قدرتي جادويي برخوردار بوده است ولي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي پاياني بود براي قدرت اين شماره .


 با نگاهي به ادوار گذشته جام جهاني فوتبال متوجه مي شويم که تمامي کساني که پيراهن شماره 10 را بر تن مي کردند، از بزرگان فوتبال محسوب مي شدند.
پله در برزيل، مارادونا در آرژانتين از جمله بازيکناني بودند که در دوران بازيگري خود پيراهن شماره 10 را بر تن مي کردند و بعد از آنها نيز نوبت به زيدان رسيد که در جام جهاني 98 پيراهن شماره 10 را برتن کند.
کاکا شماره 10 برزيل بر اين اميد بود که بتواند نام خود را در دفتر مشاهير جام جهاني به ثبت رساند اما، نمايش ضعيف او باعث شد تا اين آرزو تحقق نيابد.
عملکرد ضعيف کاکا در جام جهاني 2010 که در امر گلزني هم موفق نشد، چيزي نبود که طرفداران فوتبال برزيل انتظار داشتند.
اما در مورد شماره 10 آرژانتيني ها ، ليونل مسي هم نمي توان چيزي بيشتر از اين به زبان آورد، در جام جهاني 2006 ميلادي مسي در حالي شاهد شکست تيمش در ضربات پنالتي به آلمان ها بود که بر روي نيمکت ذخيره ها نشسته بود ولي در جام 2010 هم که در ميدان حضور داشت، نتوانست به عنوان بهترين بازيکن جهان تيمش را ياري دهد و هرچه تلاش کرد و عرض و طول زمين را دويد به جايي نرسيد و اين بار هم آلمان ها توانستند آرژانتين را با نتيجه پرگل 4 بر صفر در هم کوبند.
براي انگليسي ها هم حقيقت چيزي جز اين نبود، انگليسي هايي که زماني با جف هرست موفق شده بودند تا در فينال جام جهاني 66 با سه گل وي به قهرماني رسند، در اين جام نتوانستند با وين روني راه وي را ادامه دهند.
فرانسه و ايتاليا هم که زماني بازيکنان بزرگي در اين تيم ها پيراهن شماره 10 را برتن مي کردند در اين جام نتوانستند با سيدني گووو و آنتونيو دي ناتاله راه بزرگان فوتبال خود زيدان و روبرتو باجو را ادامه دهند

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر ۱۳۸۹ساعت 8:36  توسط محمد قاسملو  | 

برزیل

برزيل با غلبه بر شيلي حريف هلند شد

تيم ملي فوتبال برزيل با پيروزي 3 بر صفر مقابل شيلي به مرحله يک چهارم نهايي جام جهاني راه يافت.


  در اين ديدار که از ساعت 23 دوشنبه شب در ورزشگاه اليس پارک شهر ژوهانسبورگ برگزار شد، زردپوشان با 3 گل حريف هم قاره‌اي خود را مغلوب کردند.
در نيمه نخست برزيل عملکرد بهتري داشت و بارها صاحب ضربات کرنر شد و بالاخره ششمين ضربه کرنر به گل ختم شد و ژوان مدافع زردپوشان در دقيقه 35 با ضربه سر دروازه شيلي را گشود.
بازي هجومي برزيل ادامه يافت و فابيانو در دقيقه 38 روي پاس کاکا با دروازه بان شيلي تک به تک شد و گل دوم شاگردان دونگا را به ثمر رساند تا در جدول گلزنان سه گله شود.
برزيل در نيمه دوم نيز تيم برتر ميدان بود و در دقيقه 59 روبينيو سومين گل اين تيم را از داخل محوطه جريمه به ثمر رساند.
با اين پيروزي برزيل به مرحله يک چهارم نهايي راه يافت و حريف هلند شد.
هاوارد وب از انگليس قضاوت اين ديدار را برعهده داشت و به کاکا و راميرز از برزيل و ويدال، فوئنتس و ميلار از شيلي اخطار داد.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر ۱۳۸۹ساعت 14:7  توسط محمد قاسملو  | 

جام جهانی2010 در یک نگاه

نگاه آماري به مرحله مقدماتي مسابقات جام جهاني 2010

مرحله مقدماتي مسابقات فوتبال جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي با به ثمر رسيدن 101 گل در 48 بازي به کار خود پايان داد.


  مسابقات دور مقدماتي فوتبال جام جهاني از 21 خرداد ماه با ديدار دو تيم آفريقاي جنوبي و مکزيک آغاز شد و چهارم تيرماه نيز با مصاف تيم هاي هندوراس و سوئيس در چهل و هشتمين ديدار اين مرحله به پايان رسيد.
  در اين مدت و در چهل هشت بازي برگزار شده، 101 گل از خط دروازه هاي 32 تيم شرکت کننده در اين مسابقات گذشت که ميانگين 08/2 براي هر ديدار است.
  شش بازي با نتيجه تساوي بدون گل به پايان رسيد و بيشترين گل به ثمر رسيده در بازي پرتغال برابر کره شمالي (7 بر صفر) ثبت شد.
  13 ديدار مرحله مقدماتي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي با نتيجه يک بر صفر پايان يافت، در 7 بازي تيم ها با نتيجه 2 بر يک به رختکن رفتند و شش بازي نيز با تساوي يک بر يک به اتمام رسيد.
  در بين گروه هاي هشتگانه اين رقابتها در مرحله مقدماتي، گروه هاي G و B با 17 گل رد و بدل شده، بيشترين گل با ميانگين 8/2 گل در هر ديدار را در اختيار دارند و گروه H نيز با هشت گل و ميانگين 3/1 گل براي هر ديدار عنوان گروهي که کمترين گل زده را داشته باشد، کسب کرد.
  نتايج 48 ديدار مرحله مقدماتي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي بر اساس گروه هاي هشت گانه به قرار زير است:
گروه A: ( آفريقاي جنوبي، مکزيک، اروگوئه و فرانسه)
آفريقاي جنوبي 1، مکزيک 1
اروگوئه صفر، فرانسه صفر
آفريقاي جنوبي صفر، اروگوئه 3
فرانسه صفر، مکزيک 2
مکزيک صفر اروگوئه 1
فرانسه 1، آفريقاي جنوبي 2
در اين گروه 11 گل از خط دروازه ها گذشت و تيم هاي اروگوئه و مکزيک به عنوان تيم هاي اول و دوم به دور يک هشتم راه يافتند.

گروه B: (آرژانتين، نيجريه، کره جنوبي و يونان)
آرژانتين 1، نيجريه صفر
کره جنوبي 2، يونان صفر
يونان 2، نيجريه 1
آرژانتين 4، کره جنوبي 1
کره جنوبي 2، نيجريه 2
يونان صفر، آرژانتين 2
از اين گروه تيم هاي آرژانتين و کره جنوبي به دور بعدي راه يافتند و به ثمر رسيدن 17 گل در اين مرحله، نتايج ديدار هاي چهار تيم اين گروه است.

گروه C: (انگليس، آمريکا، الجزاير و اسلووني)
انگليس 1، آمريکا 1
الجزاير صفر، اسلووني 1
اسلووني 2، آمريکا 2
انگليس صفر، الجزاير صفر
اسلووني صفر، انگليس 1
آمريکا 1، الجزيره صفر
در گروه C تنها 9 گل در شش ديدار از خط دروازه ها گذشت و تيم هاي آمريکا و انگليس نيز به ترتيب به عنوان تيم هاي اول و دوم دور مقدماتي به مرحله يک هشتم راه يافتند.

گروه D: (آلمان، استراليا، صربستان و غنا)
آلمان 4، استراليا صفر
صربستان صفر غنا 1
آلمان صفر، صربستان 1
غنا 1، استراليا 1
غنا صفر، آلمان 1
استراليا 2، صربستان 1
در مجموع شش ديدار اين گروه 12 گل زده شد و تيم هاي آلمان و غنا نيز به عنوان تيم هاي اول و دوم راهي دور يک هشتم شدند.

گروه E: (هلند، دانمارک، ژاپن و کامرون)
هلند 2، دانمارک صفر
ژاپن 1، کامرون صفر
هلند 1، ژاپن صفر
کامرون 1، دانمارک 2
دانمارک 1، ژاپن 3
کامرون 1، هلند 2
تيم هاي گروه E در شش ديدار خود 14 گل زدند و تيم هاي هلند و ژاپن به ترتيب به عنوان تيم هاي هاي اول و دوم اين گروه به دور يک هشتم نهايي راه يافتند.

گروه F: (ايتاليا، پاراگوئه، نيوزيلند و اسلواکي)
ايتاليا 1، پاراگوئه 1
نيوزيلند 1، اسلواکي 1
اسلواکي صفر، پاراگوئه 2
ايتاليا 1، نيوزيلند 1
اسلواکي 3، ايتاليا 2
پاراگوئه صفر، نيوزيلند صفر
تيم هاي پاراگوئه و اسلواکي از اين گروه به دور بعدي راه يافتند و شش ديدار دور مقدماتي نيز 13 گل براي اين گروه در بر داشت.

گروه G: (برزيل، کره شمالي، ساحل عاج و پرتغال)
ساحل عاج صفر، پرتغال صفر
برزيل 2، کره شمالي 1
برزيل 3، ساحل عاج 1
پرتغال 7، کره شمالي صفر
پرتغال صفر، برزيل صفر
کره شمالي صفر، ساحل عاج 3
اين گروه نيز با 17 گل،عنوان پرگل ترين گروه دور مقدماتي را به خود اختصاص داد و تيم هاي برزيل و پرتغال از اين گروه به دور يک هشتم راه يافتند.
تيم کره شمالي با دريافت 12 گل در سه ديدار به عنوان تيمي که ضعيف ترين خط دفاعي را در اختيار دارد ، به خود اختصاص داد.
گفتني است، بيش از 10 درصد گل هاي دور مقدماتي در درون دروازه اين تيم جاي گرفته است.

گروه H: (اسپانيا، سوئيس، هندوراس و شيلي)
هندوراس صفر، شيلي 1
اسپانيا صفر، سوئيس 1
شيلي 1، سوئيس صفر
اسپانيا 2، هندوراس صفر
شيلي 1، اسپانيا 2
سوئيس صفر، هندوراس صفر
  در اين گروه تنها هشت گل از خط دروازه ها آن هم در شش بازي مرحله مقدماتي گذشت و تيم هاي اسپانيا و شيلي به دور يک هشتم راه يافتند.
  گفتني است،‌ پيکارهاي مرحله يک هشتم نهايي رقابتهاي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي از روز پنجم تيرآغاز شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر ۱۳۸۹ساعت 13:40  توسط محمد قاسملو  | 

10 گل تاثیرگذار جام جهانی

10گل تاثيرگذار جام‌هاي جهاني

10 گل تاثير گذاري که در دقايق پاياني مسابقات جام جهاني به ثمر رسيده‌اند و سرنوشت تيم‌ها را تغيير داده‌اند داستان‌هاي جالبي دارند.


  گل پیروزی بخش لاندن داناوان که یک دقیقه قبل از پایان وقتهای اضافه بازی برابر اسلونی به ثمر رسید آمریکا را به جمع 16 تیم برتر جهان فرستاد. تا پیش از این گل آنها با سه امتیاز پشت سر اسلونی در رده سوم گروه قرار داشتند. این اولین بار نیست که در تاریخ جام‌های جهانی گل‌های دقایق پایانی همه چیز را تغییر می‌دهند. این اتفاق قبلاً هم رخ داده است و حتی گاهی این گل‌ها بسیار تاثیر گذارتر هم بوده است.

 10 گل تاثیر گذاری که در دقایق پایانی مسابقات جام جهانی به ثمر رسیده‌اند و سرنوشت تیم‌ها را تغییر داده‌اند داستان‌های جالبی دارند.

1- سال 1954 آلمان غربی 3 - مجارستان 2

 همه انتظار داشتند مجارستان برنده فینال جام جهانی 1954 باشد. تیمی که با فرانس پوشکاش 7 بر یک از سد انگلستان گذشته بود. مجارها در مرحله گروهی مسابقات نیز 8 بر 3 آلمان را شکست داده بودند. اما این از تدبیر سپ هربرگر مربی ژرمنها بود که در آن بازی برای روبرو نشدن با برزیل، تمام ذخیره‌هایش را به میدان فرستاده بود. مجارها زمانی این موضوع را فهمیدند که در فینال دو بر صفر از آلمان عقب افتاده بودند. اما این پایان کار نبود و مجارها توانستند با حملات فراوان بازی را دو بر دو مساوی کنند. بعد از گل تساوی بازی به آرامی در جریان بود در دقایق پایانی هلموت ران از مدافعان مجارستان گذشت و گل سوم را به ثمر رساند تا آلمان فاتح جام 1954 باشد. البته پوشکاش در دقیقه 87 گل تساوی را به ثمر رساند که داور این گل را مردود اعلام کرد.

2- سال 1966 انگلیس 4 - آلمان غربی 2

 بازی تا دقایق پایانی دو بر یک به سود انگلیس در جریان بود تا اینکه ولفگانگ وبر مدافع آلمان توانست گل تساوی بخش را به ثمر برساند. هرچند انگلیسی‌ها توانستند به کمک اشتباهات داوری این بازی را در پایان وقتهای اضافه و با گل‌های جف هرست 4 بر 2 به نفع خود به پایان ببرند.

3- سال 1970 آلمان غربی 3 - ایتالیا 4

 این مسابقه تا به ثمر رسیدن گل تساوی آلمان توسط کارل هاینز اشنلینگر چیز خاصی برای عرضه نداشت. گل این بازیکن آلمانی که در آ ث میلان ایتالیا توپ می‌زد بازی را به وقت اضافه کشاند. سی دقیقه‌ای که در آن 5 گل دیگر به ثمر رسید. هرچند ژرمنها در نهایت این مسابقه را 4 بر 3 به ایتالیا واگذار کردند.

4- سال 1990 انگلیس 1 - بلژیک صفر

 انگلیس که در مرحله گروهی نمایش چندان دلپذیری نداشت در مرحله حذفی با تیم یک دست بلژیک روبرو شد. به نظر می‌رسید که که ضربات پنالتی تکلیف برنده بازی را روشن خواهد کرد اما در دقیقه 119 پل گاسکویین جوان پاسی را برای دیوید پلات ارسال کرد و او با یک ضربه والی دقیق گل پیروزی تیمش را به ثمر رساند.

5- سال 1990 آلمان غربی 1 - آرژانتین صفر

 شاید جام جهانی 1990 به خاطر کیفیت نه چندان بالای بازیهایش چندان مورد توجه نباشد اما بدون شک این جام یکی از دراماتیک‌ترین جام‌های جهانی محسوب می‌شود. در دیدار نهایی پس از حدود نود دقیقه تکل‌های شدید، در گیری و خطا، آلمان و آرژانتین صفر بر صفر مساوی بودند و خود را برای شروع 30 دقیقه کسل کننده دیگر آماده می‌کردند. اما در دقیقه 84 آندریاس برمه ضربه پنالتی را که روی فولر اتفاق افتاده بود تبدیل به گل کرد تا آلمانها با همین تک گل خود را فاتح جام جهانی ببینند.

6- سال 1994 ایتالیا 2 - اسپانیا 1

 ایتالیا که با زحمت فراوان از مرحله گروهی صعود کرده بود در مرحله دوم از سد نیجریه گذشت تا در مقابل اسپانیا قرار گیرد. بازی تا دقایق پایانی یک بر یک مساوی بود وهمه خود را برای آغاز وقتهای اضافه آماده کرده بودند که روبرتو باجو با یک ضربه دیدنی ایتالیا را به مرحله بعد فرستاد.

7- سال 1998 نروژ 2 - برزیل 1

 در حالی که برزیل صعودش را با دو پیروزی مسجل کرده بود و تیم نروژ برای صعود باید از سد برزیل می‌گذشت، اسفندیار بهارمست داور ایرانی الاصل آمریکایی در دقایق پایانی رای به یک پنالتی جنجالی به سود نروژیها داد تا آنها با گل رکدال دو بر یک از سد برزیل گذشته و به مرحله بعد بروند.

8- سال 1998 هلند 2 - آرژانتین 1

  بازی تا دقیقه 88 یک بر یک به سود طرفین در جریان بود که فرانک دی بوئر توانست با یک پاس بلند دنیس برگ کمپ را در محوطه جریمه آرژانتین صاحب توپ کند. برگ کمپ به زیبایی توپ را کنترل کرد، از سد آیالا گذشت و توپ را به قعر دروازه فرستاد تا آرژانتین در عین ناباوری با جام وداع کند.

9- سال 2002 کره جنوبی 2 - ایتالیا 1

یکی از میزبانان جام تا دقایق پایانی یک بر صفر از ایتالیا عقب بود اما گل دقیقه 88 سئول کی هیون آرزوهای آتزوری‌ها را بر باد داد. بازی به وقت اضافه رفت و کره توانست با گل آن جونگ هوان بازیکن باشگاه پروجا، ایتالیا را شکست دهد. گلی که تاوانش اخراج از باشگاه پروجا بود.

10- سال 2006 ایتالیا 2 - آلمان صفر

 ایتالیایی‌ها با یک پنالتی مشکوک در برابر استرالیا پیروز و خود را به نیمه‌نهایی جام رسانده بودند. بازی تا یک دقیقه مانده به پایان وقتهای اضافه با تساوی صفر بر صفر در جریان بود اما در این لحظه فابیو گروسو با یک ضربه تماشایی ایتالیا را پیش انداخت. گل دقیقه 121 دل پیرو هم مهر تاییدی بود بر این پیروزی و صعود ایتایا به فینال جام جهانی.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر ۱۳۸۹ساعت 18:13  توسط محمد قاسملو  | 

‌10 بازيکن برتر تاريخ جام‌هاي جهاني

‌10 بازيکن برتر تاريخ جام‌هاي جهاني

 
 

10 بازيکن برتر دوره‌هاي گذشته توسط کارشناسان انتخاب شده‌اند.

 

10) رونالدو: فوق ستاره برزيل با 15 گل زده رکورد بيشترين گل زده در جام جهاني را دارد. رونالدو که در سال‌هاي 1996 و 1997 عنوان بهترين بازيکن جهان را به دست آورد در جام جهاني برزيل در ترکيب برزيل حضور داشت و در سال 2002 به همراه اين تيم به مقام قهرماني رسيد.

9) جاست فونتين: مهاجم تيم ملي فرانسه با عملکرد فوق العاده‌اش در جام جهاني 1958 جاي هيچ حرف و حديثي را براي حضور در جمع 10 بازيکن برتر دنيا باقي نگذاشت. فونتين در جام جهاني در شش بازي سيزده گل به ثمر رساند و از پله که در 4 جام جهاني حضور داشت بيشتر گل زد.

 

8) پائولو روسي: مهاجم آتزوري‌ها در جام جهاني 1982 يک تنه تيمش را به مقام قهرماني رساند و کفش و توپ طلا را هم از آن خود کرد و دومين بازيکني لقب گرفت که در جام جهاني به اين سه افتخار دست يافته است.

7) زين الدين زيدان: عملکرد درخشان زيدان در جام جهاني 98 شايد تا حدي زير سايه درخشش رونالدو قرار گرفت. اما دو گل زيباي او در ديدار پاياني جام جهاني 98 براي قهرماني خروس‌ها کافي بود. زيدان در جام جهاني 2006 هم درخشيد و فرانسه را به فينال رساند هرچند در ديدار پاياني مغلوب زيرکي مارکو ماتراتزي شد و با اخراج از زمين مسابقه زمينه شکست فرانسه را فراهم کرد.

6) گارينشا: "پرنده کوچک" يکي از ارکان اساسي موفقيت برزيل در دهه‌هاي 50 و 60 ميلادي بود. گارينشا اگرچه عناوين و افتخارات فردي به دست نياورد اما آن قدر در تيم‌ ملي تاثيرگذار بود که پله درباره او گفت: "اگر کارينشا نبود برزيل هيچ مقامي در جام جهاني کسب نمي‌کرد."

5) فرانس پوشکاش: تيم رويايي مجارستان در دهه 50 ميلادي موفقيتش را بيش از هر کس ديگري مديون پوشکاش است. مجارستان به لطف درخشش پرفروغ پوشکاش در 32 بازي پياپي شکست نخورد و در جام جهاني 1954 هم به ديدار پاياني صعود کرد اما نتوانست حريف ژرمن‌ها شود و به نايب قهرماني رضايت داد.

4) گرد مولر: بازيکن افسانه‌اي تيم ملي آلمان با 68 گل در 63 بازي رکورد بي‌نظيري را از خود بر جاي گذشته است. مولر به مدت 30 سال رکورددار تعداد گل‌هاي ملي بود. او در جام جهاني 1970 ده گل براي آلمان به ثمر رساند و بعد از جاست فونتين در رده دوم قرار گرفت. ميانگين گل زده توسط گردمولر توسط هيچ بازيکن ديگري تکرار نشده است.

3) فرانتس بکن باوئر: اسطوره فوتبال آلمان غربي دو سال عنوان بهترين بازيکن اروپا را از آن خود کرد و در سال 1974 هم با تيم آلمان به مقام قهرماني دست يافت. سبک خاص بازي او باعث ايجاد پست جديدي به نام "سوئپر" در فوتبال مدرن شد. قدرت رهبري فوق‌العاده بکن باوئر در تيم آلمان باعث شد هواداران به او لقب قيصر را بدهند.

 

2) ديگو مارادونا: مارادونا در جام جهاني زير 21 ساله‌ها هشت گل به ثمر رساند. اما درخشش فوق‌العاده او در جام جهاني 1986 به اوج رسيد که يک تنه آرژانتين را به مقام قهرماني رساند. مارادونا بي‌ترديد يکي از تکنيکي‌ترين بازيکنان دنيا و حتي شايد بهترين آنها باشد. ديگو مارادونا به همراه پله درصدر فهرست برترين بازيکنان تاريخ فوتبال دنيا قرار دارد.

 

1) پله: درخشش بي‌نظير پله در جام جهاني کار را براي انتخاب بهترين بازيکن تاريخ فوتبال در جام جهاني چندان دشوار نمي‌کند. پله در 14 بازي در جام جهاني به ميدان رفت و 12 گل به ثمر رساند. پله در سن 17 سالگي قهرمان جام جهاني شد و در سال ‌هاي بعد دو بار ديگر اين عنوان را به ويترين افتخاراتش افزود.

مرواريد سياه با سه قهرماني در جام جهاني رکورددار قهرماني در اين رقابت‌هاست. او همچنين جوانترين گلزن اين رقابت‌ها را به خود اختصاص داده است.


منبع فوتبال ۳
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ساعت 9:51  توسط محمد قاسملو  | 

آشنايي با نماد جام جهاني 2010

آشنايي با نماد جام جهاني 2010

مسئولان برگزار کننده جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي يک پلنگ را به عنوان نماد رسمي اين رقابت‌ها انتخاب کرده‌اند. پلنگ جوان در زبان محلي آفريقايي "زاکومي" نام دارد که "زا" در ريشه لغت بومي به معناي آفريقاي جنوبي و "کومي" نماد عدد 10 به زبان‌هاي مختلف آفريقايي است که بيانگر سال 2010 مي‌باشد معني ديگر زاکومي" به اينجا بياييد" مي‌باشد که استقبال آفريقا از ميزباني جام جهاني فوتبال 2010 را مي‌رساند. زاکومي نماد جواني فعال باهوش، بلند پرواز و اجتماعي است که موهاي سبز رنگي هم در نماد بازي‌ها دارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۹ساعت 14:4  توسط محمد قاسملو  | 

برترين گلزنان جام هاي جهاني گذشته

برترين گلزنان جام هاي جهاني گذشته

جدول برترين گلزنان جام هاي جهاني گذشته اعلام شد.

سال ------ نام گلزن برتر ------- نام کشور ------- تعداد گل ها

1930 گيلرمو استبيل آرژانتين 8

1934 اولدريخ نژدلي چکسلاواکي 5

1938 لئونيداس برزيل 8

1950 آدمير برزيل 8

1954 ساندور کاسيس مجارستان 11

1958 ژوست فونتين فرانسه 13

1962 گرينشا برزيل 4

" والنتين ايوانفت اتحاد جماهير شوروي 4

" لئونل سانچز شيلي 4

" واوا برزيل 4

" دراژن يرکوويچ يوگسلاوي 4

1966 اوزه بيو پرتغال 9

1970 گرد مولر آلمان 10

1974 گرژگورژ لاتو لهستان 7

1978 ماريو کمپس آرژانتين 6

1982 پائولو روسي ايتاليا 6

1986 گري لينه کر انگليس 6

1990 سالواتور اسکيلاچي ايتاليا 6

1994 اولگ سالنکو روسيه 6

" هريستو استويتچکف بلغارستان 6

1998 داوور سوکر کرواسي 6

2002 رونالدو برزيل 8

2006 ميروسلاو کلوزه آلمان 5

در مجموع :

نام گلزن ------ نام کشور ------ ميزان حضور ------- گل ها

1- رونالدو برزيل 2006 -1998 15

2- گرد مولر آلمان 1974-1970 14

3- ژوست فونتين فرانسه 1958 13

4- پله برزيل 1970 -1958 12

5- ساندور کاسيس مجارستان 1954 11

6- يورگن کلينزمن آلمان 1998-1990 11

7- هلموت راهن آلمان 1958 -1954 10

8- تئوفيلو کوبيلاس پرو 1978 -1970 10

9- گرژگورژ لاتو لهستان 1982-1974 10

10- گري لينه کر انگليس 1990 -1986 10

11- گابريل باتيستوتا آرژانتين 2002-1994 10

12- ميروسلاو کلوزه آلمان 2006-2002 10

13- لئونيداس برزيل 1938-1934 9

14- ادمير برزيل 1950 9

15- خوان شيافينو اوروگوئه 1954 -1950 9

16- واوا برزيل 1962- 1958 9

17- اووه سيلر آلمان 1970 -1958 9

18- اوزبيو پرتغال 1966 9

19- جورجينهو برزيل 1974-1970 9

20- پائولو روسي ايتاليا 1986 -1978 9

21- روبرتو باجو ايتاليا 1998-1990 9

22- کارل هاينس رومنيگه آلمان 1986-1978 9

23- کريستين ويه روي ايتاليا 2002 -1998 9

24- گيلرمو استبيل آرژانتين 1930 8

25- ادمير برزيل 1950 8

26- ديه گو مارادونا آرژانتين 1994-1982 8

27- رودي فولر آلمان 1994-1990 8

28- ريوالدو برزيل 2002-1998 8

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۹ساعت 13:37  توسط محمد قاسملو  | 

هجده دوره جام جهاني به روايت آمار و ارقام

هجده دوره جام جهاني به روايت آمار و ارقام

 

در 18 دوره گذشته جام جهاني فوتبال که از سال 1930 آغاز شد و در 15 کشور مختلف برگزار شده، در مجموع 708 مسابقه انجام و 2063 گل رد و بدل شده است.
در مجموع 77 عضو فدراسيون جهاني فوتبال، فيفا، در اين بازيها حضور داشتند که تعدادي از آنها نتواسته اند بيش از يک بار در اين مسابقات حضور داشته باشند.

پر افتخارترين تيم: برزيل با کسب 5 عنوان قهرماني در سالهاي 1958، 1962، 1970، 1994 و 2002 پرافتخارترين است. پس از آن ايتاليا با چهار عنوان قهرماني در رده دوم و آلمان با سه قهرماني در رده سوم قرار دارند.

ناکام ترين فيناليست: آلمان که در فينال جامهاي 1966، 1982، 1986 و 2002 نايب قهرمان شد.

بيشترين تعداد حضور در جام جهاني: برزيل که در هر 19 دوره جام جهاني حضور داشته است و حضورش در جام جهاني 2014 به عنوان ميزبان قطعي است. آلمان و ايتاليا هر کدام با حضور در 17 دوره در رده دوم قرار دارند.

بيشترين گل زده: برزيل با 201 گل زده در 92 مسابقه

بيشترين گل خورده: آلمان با 112 گل خورده در 92 مسابقه

بيشترين برد: برزيل 64 با برد

بيشترين باخت: مکزيک با 22 باخت

کمترين گل زده يک تيم: زئير (جمهوري دموکراتيک کنگو فعلي) هند شرقي هلند ( اندونزي فعلي)، کانادا، ترينيداد و توباگو، چين و يونان بدون گل زده.

بهترين خط حمله: مجارستان با 87 گل زده در 32 بازي. ( متوسط 2.7 در هر بازي)

بدترين خط دفاع: زئير و هائيتي با 14 گل خورده در 3 بازي (متوسط 4.7 در هر بازي)

بالاترين تفاضل گل: برزيل 117+

پائين ترين تفاضل: مکزيک 34 -

بهترين گلزن در دور نهايي: ژوست فانتين فرانسوي که در جام 1958، 13 گل به ثمر رساند. اين عنوان به رونالدوي برزيلي نيز مي تواند داده شود که با 15 گل زده، در سه جام بيشترين گل را به ثمر رسانده است. پيش از او گرد مولر آلماني با 14 گل زده در دو جام رکورددار بود.

بهترين گلزن در دور انتخابي: علي دايي از ايران با 35 گل زده.

بهترين گلزن در يک بازي: اولگ سالنکو ار روسيه که در بازي مقابل کامرون در مرحله مقدماتي جام 1994 5 گل از 6 گل تيمش را به ثمر رساند. اوزه بيو از پرتغال (جام 1966) و اميليو بوتراگوئنو از اسپانيا (جام 1986) هر کدام با 4 گل زده در يک مسابقه در رده دوم قرار دارند.

پر گل ترين جام: 1998 فرانسه - 171 گل در 64 مسابقه.

کم گل ترين جام: 1930 اوروگوئه و 1934ايتاليا - 70 گل در 18 و 17 مسابقه.

متوسط بيشترين تعداد گل: 5.38 گل در هر بازي در جام سوئيس 1954

متوسط کمترين تعداد گل: 2.21 در هر بازي در جام ايتاليا 1990

پرگل ترين بازي: 12 گل. ديدار دو تيم اتريش و سوئيس در جام 1954 سوئيس که با نتيجه 7 بر 5 به سود اتريش خاتمه يافت.


پله در سه جام 1954، 1964 و 1970 با تيم ملي برزيل قهرمان شد
بيشترين اختلاف گل: 9 گل. ديدار يوگسلاوي و زئير (جمهوري دکومراتيک کنگو) 9 بر صفر به سود يوگسلاوي در جام 1974 و ديدار مجارستان و السالوادور در جام 1982 که با نتيجه 10 بر يک به سود مجارستان تمام شد.

پرگل ترين مسابقه فينال: ديدار دو تيم برزيل و سوئد در جام 1958 که با نتيجه 5 بر 2 به سود برزيل پايان يافت.

کم گل ترين مسابقه فينال: ديدار تيمهاي برزيل و ايتاليا در جام 1994 که در پايان وقت قانوني و وقت اضافي بدون گل پايان يافت. نتيجه اين بازي در ضربات پنالتي 3 بر 2 به سود برزيل بود.

سريعترين گل: گل هاکان شوکور، مهاجم ترکيه به کره جنوبي در جريان ديدار رده بندي جام 2002. اين گل در ثانيه يازدهم بازي به ثمر رسيد.

بيشترين تعداد تيمها در بازيهاي انتخابي: 198 تيم عضو فيفا براي ورود به جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي در مرحله انتخابي حضور داشتند.

خشن ترين دوره: 28 کارت قرمز و 345 کارت زرد در جام 2006.

خشن ترين بازي: ديدار هلند و پرتغال در جام 2006 با 4 اخراجي و 16 اخطاري.

کمترين کارت قرمز: 1970 مکزيک که هيچ بازيکني اخراج نشد.

پرحضور ترين بازيکن: لوتار ماتئوس (آلمان) با حضور در پنج دوره و 25 مسابقه.

پر افتخارترين بازيکن: پله که در سه جام 1954، 1964 و 1970 با تيم ملي برزيل قهرمان شد.

پرافتخارترين مربي: ويتوريو پوتسو، مربي تيم ملي ايتاليا که دوبار در سالهاي 1934 و 1938 ايتاليا را به قهرماني رساند.

پرافتخارين بازيکن - مربي: ماريو زاگالو در سال 1958 و 1964 به عنوان بازيکن و در سال 1970 به عنوان مربي برزيل برنده چام جهاني شد. فرانتس بکن باوئر هم در سال 1974 به عنوان کاپيتان و در سال 1990 به عنوان مربي همراه تيم آلمان قهرمان جام جهاني شد.

امسال دونگا مربي برزيل و مارادونا مربي آرژانتين اين شانس را دارند که نامشان به اين فهرست اضافه شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۹ساعت 13:34  توسط محمد قاسملو  | 

غايبان بزرگ جام جهاني 2010

غايبان بزرگ جام جهاني 2010

 

جام جهاني فوتبال بدون شک رويدادي مهم براي رقم خوردن خاطراتي بزرگ و پايدار است با اين حال شماري از کشورهاي صاحب نام در فوتبال و بازيکنان بزرگ بين المللي، تابستان امسال در افتتاحيه مسابقات جام جهاني افريقاي جنوبي غايب خواهند بود.

مدعيان معمول کسب جام جهاني يعني برزيل، آلمان ،ايتاليا و هلند امسال نگران رويارويي با تيم هاي نظير روسيه تيم چهارم يورو دو هزارو هشت، ترکيه تيم سوم جام جهاني دو هزارو دو، سوئد،‌کرواسي ، بوسني هرزگوين ،‌ايرلند، و دو ميزبان يورو دو هزارو دوازده يعني اوکراين و لهستان نخواهند بود.

تيمهاي قدرتمندي از قاره افريقا نيز ديگر غايبان جام جهاني اند که مي توان از جمع آنها به مصر قهرمان جام ملتهاي افريقا، سنگال، توگو و مالي اشاره کرد.

البته در تيم ملي اين کشورهاي غايب از جام جهاني، برخي از بهترين بازيکنان جهان حضور دارند که به جاي درخشيدن در زمين مسابقه بايد جام جهاني را از تلويزيون تماشا کنند. همزمان طرفداران فوتبال نيز از تماشاي عملکرد اين بازيکنان در زمين فوتبال محروم خواهند شد.

با نگاه کردن به فهرست کشورهايي که از صعود به جام جهاني بازمانده اند مي توان بسادگي يک تيم بيست و سه نفره از ستارگان را که هدايت آن آرزوي هر مربي در چارچوب جام جهاني است،تهيه کرد.


فهرست برخي از اين بازيکنان غايب به شرح زير است:

دروازه بان:

پيتر چک، از کشور جمهوري چک و باشگاه چلسي

پيتر چک از سال دو هزارو چهار ميلادي که از تيم رن فرانسه به چلسي آمده است همواره از ستونهاي اين تيم باشگاهي انگليس بوده است.

مدافعان:

دريو سرنا، از کشور کرواسي، باشگاه شاختار دونتيسک،

توماس فرمالن از کشور بلژيک ، باشگاه آرسنال

کريستين چيوو از کشور روماني باشگاه اينترميلان

يوري ژيرکوف از کشور روسيه باشگاه چلسي

سرنا که تيمش در سال دو هزارو نه ميلادي قهرمان يوفا شده است،‌ يک بازيکن قدرتمند در ضربات آزاد است. فرمالن نيز به عنوان مدافع شم گلزني خوبي دارد و چيوو نيز در تيم اينترميلان به همراه ژوزه مورينيو جام قهرمانان اروپا به خانه برده است. ژيرکوف نيز يک بازيکن با تکنيک است و سانترهايش از سمت چپ بسيار عالي است.

بازيکنان مياني:

سيدو کيتا از تيم مالي باشگاه بارسلونا، اندري ارشاوين از کشور روسيه باشگاه ارسنال، ميرالم پيانيچ از بوسني هرزگوين از باشگاه المپيک ليون

کيتا پس از مسي از ستونهاي اصلي تيم بارسلونا به شمار مي رود . آرشاوين نيز بدون شک يکياز ستاره هاي روسيه در يورو دو هزارو هشت بود و از بازيکنان کليدي باشکاه آرسنال به شمار مي رود. پيانيچ نيز براي تيم ليون در ليگ قهرمانان اروپا طوفان به پا کرد. اين بازيکن بيست ساله با گلي که در مقابل رئال مادريد به ثمر رساند موجبات حذف رئال از ليگ قهرمانان را فراهم کرد.

مهاجمان:

کريگ بلامي مهاجم ولزي باشگاه منچستر سيتي، زلاتان ابراهيموويچ مهاجم سوئدي باشگاه بارسلونا ، ايويکا اوليوچ از کرواسي و باشگاه بايرن مونيخ.

بلامي در رابطه با مربيان مشکل دارد با اين حال به خوبي گل مي زند و گل مي سازد. اوليچ در مسابقه نيمه نيهايي در برابر المپيک ليون هت تريک کرد. ابراهيموويچ نيز پيش از پيوستن به بارسلون در باشگاههاي اينترميلان، يوونتوس ، و اژاکس درخشيده است.


بازيکنان ذخيره

دروازه بانان :

شي گيون ايرلندي از باشگاه منچستر سيتي، ايگور اکينفيف روسي از باشگاه زسکا مسکو

مدافعان:

يان آرن ريس از نروژ، باشگاه رم. ريچارد دان از ايرلند باشگاه استون ويلا، ديميتري چيگرينسکي از اوکراين باشگاه بارسلونا.


بازيکنان مياني:

احمد حسن، مصر، باشگاه الاهلي. استفان يووتيچ از مونته نگرو باشگاه فيورنتينا. ماروان فلاييني از بلژيک باشگاه اورتون. لوکا مودريچ، از کرواسي باشگاه تاتنهام.


مهاجمان:

امانوئل ادوبايور از توگو باشگاه منچستر سيتي. ديميتار برباتوف از بلغارستان باشگاه منچستر يونايتد. ادين دزکو از بوسني و هرزگوين باشگاه ولفسبورگ.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۹ساعت 13:31  توسط محمد قاسملو  | 

مطالب قدیمی‌تر